
کوه ها ادامه رودها**********و رودها ادامه دریاهاست*********امروز ادامه دیروز**********و دیرور ادامه فرداست*********فردای هر کس زایش خوب و بد امروز اوست**********امروز هر کس تولد انتخاب های دیروز اوست**********آری، دیروز،امروز را ساخته است**********و امروز،فردا را می سازد**********پس من دعا می کنم**********دیروز ،امروزم را خوب ساخته باشم**************و امروز فردایم را خوب بسازم**********آمین "
اللهم کل لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیاو حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا برحمتک یا ارحمن الراحمین
اللهم الرزقنا شفاعت الحسین یوم الورود و ثبتنا قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین
درد دل با امام زمان (علیه السلام)
لیوان آب صدای زیبای آبشار نقره ای را با همین گوشهای تیزم می شنوم0 گویی که قطره قطره اش برایم حکم یک دریا دارند،صدایشان کردم آمدند وبرایم یک جام از آب گوارا آوردند،گفتم:مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم،اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است،لیوان را گرفتم،نوشیدم آن را،گوارا بود وبه دلم نشست ودر همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم،هر چه نگاه کردم آن همان قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا جرا اینگونه مرا تنها گذاردند0 چرا اینگونه سیراب شدم،اما مرا خواب کردند ورفتند،صدایی شنیدم0 به سویش دویدم ورسیدم،آریٍ،آری،این همان آبشار است ورفتم یک لیوان را در کنار سنگ ریزه های آبشار دیدم،دویدم،دویدم،آنقدر که دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده ،گفتم که هستی!: گفت:همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشسته ای،گفتم من لیاقت ندارم،چرا سراغم آمدی،گفت:پاک است دلت،اینگونه مگذار آلوده شوند،گفتم:چگونه،گفت مرا طلب کن،صدایم زن،گفت نمی رسد صدایم به گوشت،گفت رسیده،اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب کنی،گفتم عشقم را چه کنم،گفت:عاشق باش،اما آنگونه که خودت می گویی بر سر جاده انتظار منتظرش باش0 این را گفت:واز جلوی چشمان سیاهم محو شد0
*فاطمه مردانی*ساغر
قال الله تبارك و تعالى:
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.
خداوند تبارك و تعالى مي فرمايد:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بودهاند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد.
التماس دعا

شاید در همان لحظاتی که بر روی نیمکت پارک به تماشای بازی نوههایمان نشسته بودیم و به آیندهای که در پیشروی آنها قرار خواهد داشت فکر میکردیم و ناخودآگاه به دنبال تعریف تازهای از خوشبختی میگشتیم ...
شاید در همان مسیری که هر روز ما را به محل کار میرساند و ما خواسته یا ناخواسته به ویترین کتابفروشیها نگاه میکردیم و اسم کتابهای «سرشت تلخ بشر»، «معنای زندگی»، «بینوایان»، «وقتی تو بیایی» و «تاریخ جنگهای جهانی» را دوباره زیر لب میخواندیم ...
شاید در همان اتاقی که روزهای زیادی برای انجام یک کار کوچک اداری به آن سرک میکشیدیم و هر بار میدیدیم که چگونه رابطههای میان آدمها ضابطهها را میبلعد و سپس آرزو میکردیم که کاش هیچ دوست و آشنایی در هیچ کجا نداشته باشیم ...
شاید در همان دقایق بسیاری که در ترافیک خشن و بیانتهای خیابانها گرفتار میماندیم و زنی با کودکی که در آغوش گرفته بود از ما اسکناسی طلب میکرد و ما پیش از آنکه به بیچارگی او فکر کنیم، در ذهن خود جامعهای را تصویر میکردیم که در آن هیچ فقیری وجود نداشته باشد ...
شاید در همان زمانی که سخنران در سالن همایش دانشگاه درباره خطرات و تأثیرات ناشی از گسترش گازهای گلخانهای و افزایش شکاف لایه اوزن بر حیات طبیعی و انسانی زمین صحبت میکرد و ما در فکر راه نجاتی برای این بحران بودیم ...
شاید در همان بعدازظهری که تلویزیون فیلم مرد عنکبوتی را به نمایش گذاشت و ما در پی قدرتی جادویی بودیم که از درودیوار شهر بالا رویم و مردم را نجات دهیم و مدام با خود میگفتیم که چه میشد ما هم قهرمان شهرمان میشدیم و همه دزدها و آدمبدهای جامعه را به خاک سیاه مینشاندیم ...
اینکه وقتی اماممهدی بیاید، دنیا سیاه میشود و او آدمها را میکشد و آنقدر به این کار ادامه میدهد که خون کشتهشدگان تا زانوی اسب او بالا بیاید، ذهنیت مسخرهای است که معلوم نیست چه کسی از کودکی در گوش بسیاری از ما خوانده است.
شاید در همان روزی که امام جماعت مسجد از وجود موعودی که در پایان تاریخ میآید و ظهور میکند تا جهان را پر از عدل و راستی کند سخن میگفت و اینکه در همه ادیان و مذاهب از آمدن او سخن رفته و از آرزوی بازگشت او گفتگو شده است ...
شاید در همان شبهایی که تا دیروقت در مغازه میماندیم تا خانعمو حسابوکتاب یکسالهاش را به پایان برد و سهم امام و سادات را از مازاد درآمدش جدا کند و ما در این فکر فرورفته بودیم که این پولها برای کیست و او اکنون کجاست و چه میکند ...
شاید در کلاسهای درس مدرسه وقتی که معلم مجبور میشد برای توضیح بخشهایی از کتاب دینی که به زندگی امامان مربوط میشد حرفهایی بزند و ما هم مجبور میشدیم برای بازنویسی در برگه امتحان به آنها گوش بسپاریم ...
شاید در همان شبوروزهایی که همه مردم محله و شهر به جنبوجوش میافتادند و از بیحالترین و خسیسترینها گرفته تا با کلاسترین و تحصیلکردهترینها به دنبال راهی برای سهیمشدن در جشن بودند و خلاصه دوسهروز تمام، همهجا صحبت شربت و شیرینی و گل و نورچراغ بود ...
شاید در سالهای قبل از مدرسهرفتن که انبوه سوالات تمامناشدنی ما اطرافیان را به ستوه درآورده بود و دغدغه تمامشدن دنیا و به پایان رسیدن زندگی باعث شده بود تا با نگرانی و کنجکاوی از آخر دنیا بپرسیم ...
شاید در همان کودکی که پدرومادرمان سعی میکردند اسامی امامان را به ما بیاموزند و ما نیز سعی میکردیم که دوازده اسم را در قالب یک شعر و یا همینطور پشت سر هم حفظ کنیم و برای همه تکرار کنیم و جایزه بگیریم ...
شاید در همان زمانی که ما هنوز به این دنیا نیامده بودیم و پدرومادرمان در نیمهشب میانه ماه شعبان از خدا خواستند که فرزندی به آنها ببخشد که مایه شادی و برکت زندگیشان باشد و قطرات اشک گونههای آنها را خیس کرده بود ...
و شاید در همان زمانی که خدا به فرشتگان گفت که میخواهم در زمین جانشینی قرار دهم و آنها از علت آن پرسیدند و نگران شدند و خداوند گفت که من چیزی میدانم که شما نمیدانید و سپس آدم را آفرید و ما فرزندان او بودیم ...
...
«اماممهدی» اسمی است که زیاد شنیدهایم و میشنویم و گویی تقدیر اینچنین رفته که آدمها در آینده بیشازپیش آن را بشنوند. با این وجود میتوان اعتراف کرد که درباره او چیز زیادی نمیدانیم و همچنان گرفتار همان تصوراتی هستیم که در کودکی و نوجوانی درباره او، در ذهن ما، بهوجود آمده است.
اینکه وقتی اماممهدی بیاید، دنیا سیاه میشود و او آدمها را میکشد و آنقدر به این کار ادامه میدهد که خون کشتهشدگان تا زانوی اسب او بالا بیاید، ذهنیت مسخرهای است که معلوم نیست چه کسی از کودکی در گوش بسیاری از ما خوانده است. همچنین اینکه وقتی امام زمان بیاید همهچیز تمام میشود و زندگی انسان در این دنیا به پایان خود میرسد، ذهنیت غلط دیگری است که در بعضی آدمها یافت میشود و جالب اینکه حتی بعضی نمیتوانند میان ظهور اماممهدی و روز قیامت تفاوتی قائل شوند و گمان میکنند ایندو همزمان واقع میگردند!
البته تنها همین تخیلات و توهمات خون و قتل و کشتار و پایان سیاه زندگی نیست که ما را به یاد اماممهدی میاندازد. دلایل دیگری هم برای فکرکردن به اماممهدی وجود دارد که اساساً تلخ و سیاه و رنجآلود نیستند. شاید بخشی از توجه ما به اماممهدی به خاطر این است که میخواهیم درباره آینده بیشتر بدانیم و از اینرو سعی میکنیم درباره وضعیتی که در آینده محقق خواهدشد و شکل و شمایل دقیق جامعه و جهان وعده داده شده پرسوجو کنیم. وجود سختیها، بیمهریها و ناملایماتی که در زندگی ما به وجود میآید، میتواند دلیل دیگری برای توجه به اماممهدی باشد و باعث شود آرزوی برطرفشدن این مشکلات و طلوع خورشید سعادتمندی در درون ما شکل بگیرد.
با این وجود، مسئله این نیست که هر کدام از ما دقیقاً چهموقع و چهگونه با «اماممهدی» آشنا شدهایم! مسئله این است که ما چرا درباره «اماممهدی» فکر میکنیم و اساساً درباره او چه فکر میکنیم؟
نویسنده: یاسر آئین/بخش مهدویت
سایت تبیان

در دعای ندبه وقتی جریان دعا به حضرت صاحب الزمان (ارواحنافداه) میرسد، چنین عبارتی آمده است: «یَاابْنَ مَنْ دَنَی فَتَدَلیَّ فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنَی دُنّوا وَاْقتِرابا مِنَ اْلعَلِیِّ اْلاَعْلَی»،1
یعنی میخواهیم از جدایی امام عصر (سلام الله علیه) ناله کنیم و آرزوی وصال داشته باشیم، این آخرین سخن انسان است، گویا کامل ترین مقامی است که در مورد بنده وجود دارد.
در قرآن شریف نیز در باره معراج پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) آمده است: «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلََّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی»2 سپس نزدیک و نزدیکتر شد تا جایی که به اندازهی دو کمان یا نزدیکتر شد.
این درخواست، مرتبهی بسیار بلندی است و به همه کس داده نمیشود، حتی انبیای اولواالعزم اما میتوان به آن نزدیک شد.
حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) میفرماید:
خداوندا این نورانیت و بصیرت قلوب که اولیاء از تو خواستند و خواهش نمودند که به نورانیت آن، واصل به تو شوند، چه بصیرتی است؟ بارالها، این حجب نور که در لسان ائمهی معصومین (علیهم السلام) ما متداول است، چیست؟ این معدن عظمت و جلال و عزّ قدس و کمال چه چیزی است که غایت مقصد آن بزرگواران است، و ما تا آخر از فهم علمی آن هم محرومیم، تا چه رسد به ذوق آن و شهود آن؟ خداوندا، ما که بندگان سیه روی سیه روزگاریم، جز خور و خواب و بغض و شهوت از چیز دیگر اطلاع نداریم و در فکر اطلاع هم نیستیم، تو خود نظر لطفی به ما کن و ما را از این خواب بیدار و از این مستی هوشیار فرما.3
از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدم: علت این که عصرهای جمعه دل انسان میگیرد و غمگین میشود چیست؟ فرمود:«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضهی اعمال انسانها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر میشوند. او قلب و مدار وجود است.»
ما هنوز به این نور نرسیده ایم، امّا ائمهی معصومین (علیهم السلام) بدان رسیده اند، با این حال، همین نور را نیز حجاب میدانند. در ادامه حضرت امام (اعلی الله مقامه الشریف) میفرماید: «در هر صورت برای اهلش همین یک حدیث کفایت میکند تمام عمر خود را صرف کنند برای تحصیل محبت الهی و اقبال وجه الله».

اگر انسان ارتباط خود را با خدا قوی کند، خواهد دید که محجوب و محروم نمیشود. برخی از نکات، بسیار عجیب است.
از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدم: علت این که عصرهای جمعه دل انسان میگیرد و غمگین میشود چیست؟ فرمود:«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضهی اعمال انسانها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر میشوند. او قلب و مدار وجود است.»
پس بیاییم ارتباط خود را قویتر کنیم و رفاقت داشته باشیم؛ آن هم با کسی که بیش از همه به او محتاجیم و گردن ما حق دارد. امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) از تمام انبیا و اوصیاءشان به جز پیامبر خاتم (صلوات الله علیه و آله) و وصّی ایشان برترند. ایشان بهترین ارتباط را با خداوند دارند. این لطفی از الطاف الهی است که ما از امت این پیامبر و این امام هستیم.
در روایات آمده است که انبیای گذشته اگر در جایی گرفتار میشدند به ائمهی معصومین (علیهم السلام) متوسل میشدند، ولی ما با این که جزو امت ایشان هستیم، این قدر عقب افتاده ایم. به راستی چرا باب الله را رها کردهایم؟
پینوشتها:
1. مفاتیح الجنان،دعای ندبه
2. نجم، آیه 9
3. شرح چهل حدیث، 432
برگرفته از سایت تبیان

روحالله الموسوی الخمینی در روز بیستم جمادیالثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا (س) 1321ق/ 1281ش، در خانوادهای از اهل علم و مبارزه و تقوا و هجرت دیده به جهان گشود.
و در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روحالله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمهای دلسوز (صاحبه خانم) و دایهای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزشهای اولیه سوارکاری و تفنگداری و تیراندازی را طی کرد.
دوره اول (از 1281- 1300ش)
دوران کودکی و نوجوانی روحالله همزمان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران سپری شد. وی از همان ابتدای زندگی، با درد و رنج مردم و مشکلات جامعه آشنا بود و تأثر خود را با ترسیم خطوطی به صورت نقاشی بروز می داد، و همراه خانواده و اطرافیان در سنگر دفاع ساخته و پرداخته و در کوران حوادث و مسائل به مجاهدی تمام عیار تبدیل می شد. برخی از حوادث متأثرکننده این دوران مثل بمبباران مجلس در نقاشی ها و مشق های خوشنویسی دوران کودکی و نوجوانی او منعکس شده و در دسترس است. از جمله قطعه شعری است در دفترچه یادداشت دوران نوجوانی (9-10 سالگی) با عنوان: غیرت اسلام کو جنبش ملی کجاست خطاب به ملت ایران:
هان ای ایرانیان، ایران اندر بلاست
مملکت داریوش دستخوش نیکولاست
میتوان از آن نوشته به عنوان اولین بیانیه سیاسی دوران نوجوانی روحالله یاد کرد، و دغدغه ذهنی او را راجع به مسائل مملکتی فهمید. تمایلات روحالله نسبت به قهرمانان و مبارزان تا حدی است که در نهضت جنگل، وی با سخنرانی و سرودن شعر در وصف میرزا، اقدام به جمعآوری کمکهای مردمی برای حمایت از نهضت جنگل نموده و بالاخره مصمم میشود که خود شخصاً به نهضت جنگل بپیوندد. و در فرصتی به جنگل سفر میکند و پایگاه میرزا را از نزدیک میبیند...
عشق و پایداری مردم عمیقتر و قصدشان بر ادامه راه امام و انقلاب جدی تر و نظام شان علی رغم همه توطئهها و حوادث پر ثباتتر از هر زمان دیگر بود. روانش شاد و راهش پر رهرو باد.
منبع:
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
ادامه مطلب...
آیت الله بهجت در سنین نوجوانی
۴ سال در کربلا به تحصیل مقدمات و سطح مشغول میشوند و پس از آن برای خواندن دروس خارج فقه و اصول به حوزه نجف اشرف وارد میشوند و در مدت ١٠ سال از اساتید به نام و مشهور آنجا کسب فیض میکنند
آیت الله بهجت در سنین جوانی
اساتید ایشان در حوزه های کربلا و نجف آیات اعظام حاج شیخ مرتضی طالقانی، حاج سید هادی میلانی، حاج شیخ ابوالقاسم خویی، سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، میرزای نائینی، حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی و حاج شیخ محمد کاظم شیرازی رحمة الله علیهم بودند. ایشان از همان سال های اولیه طلبگی به ریاضت نفس هم میپردازند و در همین راستا از درس استاد خویش جناب آیت الله سید علی آقا قاضی استفاده میکنند.
ایشان پس از حدود ١۶ سال دوری از وطن در سن ٣٠ سالگی که به درجه ی اجتهاد رسیده اند به شهر خودشان برمیگردند و ازدواج کرده و حاصل ازدواج ایشان ٣ فرزند پسر است. در همان سال ها در حوزه علمیه قم احساس نیاز میکنند و برای تربیت شاگرد و تدریس به شهر مقدس قم سفر کرده و تا آخر عمر شریفشان در آنجا سکونت کردند.
ادامه دارد...
منبع:وبلاگ کشکول کریم(از همه چیز...)


آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.
درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب مینماید، و آن اینکه:
پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت:
« با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »
تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد.
چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد.
بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.
کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.
باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.
آدمی از عشق کجا می رسد؟ بهجت خوبان به خدایش رسید
روز وصالت برسد غم مخور ای دل عاشق نشوی نا امید
ادامه دارد....
منبع:سایت آیت الله بحجت(ره)

متن کامل نامه فضلای حوزه و پاسخ این مرجع تقلید، در پی می آید:
محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی مکارمشیرازی(مدظله العالی)
سلام علیکم
از آنجا که حوزههای علمیه و مراجع تقلید در طول تاریخ پاسخگوی نیازهای فکری و دینی مردم بودهاند مستدعی است به جهت رفع شبهات و پرسشهای مکرری که از داخل و خارج صورت میگیرد و در مواردی موجب اخذ تصمیمات و اقدامات نادرست میشود- که حتی گاه جان افراد را نیز به خطر افکنده است- در موارد ذیل وظیفه ما را مشخص نمایید.
۱- اخیرا لوح فشردهای تحت عنوان «ظهور بسیار نزدیک است» در سطح وسیعی منتشر و در آن برای ظهور زمانی مشخص شده است. با توجه به روایاتی که «علم به زمان ظهور را مختص ذات اقدس پروردگار میداند» و نیز روایاتی که «وقّاتون را کذاب معرفی میکند» وظیفه ما در برخورد با این موارد چیست؟
۲- با توجه به بحث مهدویت که از جمله مباحث تخصصی است و اظهار نظر پیرامون موضوعات و مسایل آن نیازمند بررسی روایات از نظر سند و متن است اظهار نظر افرادی که فاقد صلاحیتهای علمی لازم باشند در این عرصه چه حکمی دارد؟
۳- با توجه به اخبار و روایات متعدد در باب علائم ظهور در مواردی که نام با وصف برخی افراد ذکر شده (مانند یمانی- خراسانی- نفس زکیه- شعیببن صالح و...) آیا تطبیق این روایات بر افرادی در گذشته و یا حال مجاز است؟
۴- آیا این اخبار و این تطبیقها میتواند حجت شرعی برای عمل باشد؟
۵- با توجه به اینکه علائم ظهور به دو بخش «حتمی» و «غیرحتمی» تقسیم شده است آیا میتوان با توجه به مطالب مطرح شده (که از علائم حتمی نیستند) ادعا کرد ظهور بسیار نزدیک است؟
۶- وظیفه ما طلاب درباره مهدویت و انتظار چیست؟
با تشکر و آرزوی طول عمر و سلامتی برای وجود شریف حضرتعالی
جمعی از فضلای حوزه علمیه قم
پاسخ حضرت آیت الله مکارم شیرازی
بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از هر چیز از احساس مسئولیت شما عزیزان درباره سوء استفاده از یک مساله مهم اسلامی تشکر میکنم و از شما که در زمره مدافعان مکتب اهلبیت(ع) هستید همین انتظار میرود امیدوارم همه شما در سایه عنایات پروردگار و توجهات حضرت ولیعصر(عج) مؤید و منصور باشید و بتوانید به وظایف خود عمل نمایید.
حقیقت این است هنگامی که اطلاع یافتیم نسخههای بسیار زیادی از این سیدی در سراسر کشور پخش شده و حتی اخیرا به بیرون کشور راه یافته و سوالات بسیاری برانگیخته ناچار شدم تمام آن را با دقت مشاهده کنم.
بعد از دقت و مطالعه به نظر رسید توطئهای در کار است که از احساسات پاک دینی مردم مخصوصا جوانان عاشق امام زمان(عج) به نفع مقاصد سیاسی یا غیرسیاسی استفاده کنند و همه باید در برابر اینگونه توطئهها هوشیار باشند.
و اما پاسخ سوالات شما:
۱- از نظر روایات متعدد اسلامی و اجماع علمای امامیه مسلم است که تعیین وقت برای ظهور آن بزرگوار جایز نیست، و هر کس چنین ادعایی کند باید او را تکذیب کرد، چرا که اینگونه تعیین وقتها مخصوصا اگر همراه با تعیین فرمانده لشکر امام زمان(عج) و فرمانده لشکر مخالفان و تطبیق آن بر اشخاص موجود باشد بعد از آن که خلاف آن ظاهر شد ضربه سختی بر عقاید مردم نسبت به آن وجود مقدس که قطب عالم امکان است وارد میسازد و آن را سست میکند و شاید یکی از اهداف گردانندگان اصلی نیز همین بوده است.
۲- بررسی روایات مربوط به علائم ظهور نیاز به بررسی رجال سند از نظر وثاقت و میزان اعتبار کتبی که در آن نقل شده و همچنین مسایل مربوط به متن از نظر ریشهیابی لغت و حقیقت و مجاز و کنایه و تصریح و همچنین از نظر وجود و عدم معارض یک کار کاملا تخصصی است و عجیب است در دنیایی که همه جا و درباره هر چیز رجوع به کارشناسان و خبرگان هر فن میکنند عدهای به خود اجازه دهند که در یک بحث پیچیده مذهبی مربوط به نشانههای ظهور هر چه میخواهند بگویند و هر طور مایل هستید استنباط کنند.
۳- تطبیق دادن پارهای از علامات ظهور آن حضرت(عج) با توجیهات بیاساس و گاه مضحک و بدون هیچ حجت شرعی آن هم از سوی کسانی که تخصصی در این مسائل ندارند خطر دیگری است زیرا راه را برای سودجویان و دشمنان میگشاید که از این طریق استفاده کرده و آن علامات را با دستکاری و توجیهات خودساخته بر هرکس که مایل باشند تطبیق دهند و ضربه دیگری بر عقاید مردم وارد سازند.
۴- از آنچه در پاسخ سوال دوم آمد روشن شد که اینگونه تطبیقات غیر کارشناسانه هرگز حجت شرعی نمیشود و نشر آنها سبب اشتباه و انحراف گروهی خواهد شد و حربه به دست دشمنان برای انکار اصل این موضوع مقدس میدهد همانگونه که داده است و مسئولیت سنگینی در پیشگاه الهی دارد.
۵- توسل به این علامات و تطبیق آن بر اشخاص مورد نظر به فرض محال که صحیح باشد با فراموش کردن علائم حتمیه، انحراف و اشتباه بزرگ دیگری است که نشان میدهد این افراد آگاهی کافی برای ورود در چنین مسائلی ندارد.
خطر اینگونه کارها هنگامی آشکارتر میشود که خبرگزاریها نقل کردند دشمنان اسلام و شیعه در خارج از کشور آن را به عنوان مستمسکی بر ضد نظام جمهوری اسلامی و این که آنها میخواهند با این بهانه بر تمام کشورهای منطقه مسلط شوند مورد بهرهبرداری قرار دادهاند.
انکار نمیکنم ممکن است جمعی از جوانان شیفته مولایمان امام زمان(عج) بدون سوء نیست و بدون توجه به این کار کشیده شده باشند ولی اطمینان داریم که در پشت این صحنه دستهای دیگری کار میکند که اهداف شومی دارند.
۶- همه شما عزیزان باید هوشیار باشید و اجازه ندهید از مقدساتی که خط قرمز ما محسوب میشود به عنوان ابزاری برای مقاصد خاص شخصی یا جناحی بهره گیرند و جالب این که بسیاری از شخصیتهای محترمی که نامشان در این سیدی به عنوان «موافق» آمده، همگی تکذیب کردند و حجت را بر سایرین تمام نمودند.
در پایان پیوسته دست به دعا بر میداریم و تعجیل ظهور آن حضرت را از خدا میخواهیم. اللهم عجل فرجه و اجعلنا من شیعته الذابین عنه.
منبع:خبرگزاری تقریب
- چرا مسائل جهان امروز، به صورت کنونی است؟
- چه کسانی جهان را کنترل می کنند؟
- چرا این همه خشونت و کشتار در اطراف جهان وجود دارد؟
- چه ارتباطی بین فرعون امروزی و "نظم نوین جهانی" وجود دارد؟
- چه وجه اشتراکی بین جورج بوش، اباما و ملکه انگلیس وجود دارد؟
- چرا شیطان پرستی امروز توسط سران کشورهای استعمارگر و صهیونیست پشتیبانی می شود؟
- مقصود واقعی اشیاء پرنده ناشناخته (UFO) چیست؟
- هدف واقعی فروپاشی اقتصادی در جهان چیست؟
- دجال (ضد امام مهدی و ضد مسیح) کیست و هدف او و ابزارهای رسیدن به آن هدف چیست؟
اینها سوالاتی هستند که در این سریال مستند به آنها پاسخ داده می شود.
هدف این سریال، افشای طبقه ممتاز، زرسالار و جهان خواهی است که تمامی جنبه های زندگی بشریت را کنترل و برنامه ریزی می کنند.
بارها و بارها سایت تولید کننده این سریال (www.wakeupproject.com)، مورد حمله واقع شده و سایت از سرویس دهی خارج شده است.
در هر حال، ما این سریال را به صورت کامل با کیفیت خوب و با فرمت Divx در اختیار داریم.
سعی داریم که ان شاء الله زیرنویس های انگلیسی و فارسی این سریال را به مرور زمان تهیه و ترجمه نماییم تا بتوانیم آنها را در اختیار همه عزیزان قرار دهیم. امیدواریم همه شما با توزیع این سریال بین دوستان خود، گامی مهم در جهت مبارزه با این سیستم شیطانی بردارید.
ما تاکنون چند قسمت از این سریال را ترجمه کرده ایم. ان شاء الله به مرور زمان سایر قسمتها را نیز ترجمه و در اختیار دوستان قرار می دهیم.
تهیه کنندگان این سریال، بارها گفته اند و ما هم می گوییم که هدف، شستشوی مغزی بینندگان و یا تحمیل عقاید و یا ایجاد ترس عمومی نیست و از همه کسانیکه این مستند را تماشا کنند می خواهیم تا خودشان به تحقیق راجع به موضوع های ارائه شده در این مستند بپردازند تا به میزان واقعیت مسائل مطرح شده پی ببرند.
مهمترین سخن ما "بیداری" و "آگاهی" است. همه ما بایستی نسبت به حوادثی که در جهان اطراف ما اتفاق می افتند، بیدار و آگاه باشیم تا بتوانیم جهت آماده سازی و تربیت نسل هایی که در آینده میزبان و همراه امام مهدی (عج) خواهند بود، خدمت کوچکی کرده باشیم.
اطلاعات سریال:
تعداد قسمت ها: 52
زمان هر قسمت: حدود 10 دقیقه
تهیه کنندگان:
(Noreagaa & Achernahr(www.wakeupproject.com
توضیحات
قسمت صفرم (مقدمه) (حدود 30 مگابایت)
قسمت اول (سندی از قرآن) (حدود 27 مگابایت)
قسمت سوم (کنترل ذهن - گفته های جرج کارلین) (حدود 47 مگابایت)
قسمت چهارم (کنترل ذهن کودکان) (حدود 47 مگابایت)
دانلود بقیه قسمت ها در ادامه مطلب---->
نکته: این مجموعه به صورت کم حجم هم تنظیم شده و در ادامه مطلب برای دانلود گذاشته شده است
ادامه مطلب...
نوروز اسلامی
مسلمان شیعه همواره در صدد است که ایام و روزهای سالش را بر اساس دستورات و توصیه های دینش برپا دارد. حالا اگر این مسلمان شیعه ایرانی هم باشد روزهای اول سالش را که نوروز است و آمیخته با جشن ها و مراسم های ملی به انجام دستورات و توصیه های دینی متبرک می کند و نوروزش را عیدی حقیقی می گرداند.

اعمال عید نوروز
از امام صادق(علیه السلام) نقل است که به معلّی بن خیس تعلیم فرمودند: وقتی روز نوروز می شود غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو کن و در آن روز، روزه بدار و بعد از نماز ظهر و عصر و نوافل آنها، چهار رکعت نماز بگذار به کیفیتی خاص که هر دو رکعت را به یک سلام خاتمه بدهی. در رکعت اول بعد از حمد 10 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد 10 مرتبه سوره کافرون و در رکعت سوم بعد از حمد 10 مرتبه سوره توحید و در رکعت چهارم بعد از حمد 10 مرتبه سوره ناس را تلاوت نما و بعد از نماز به سجده شکر برو. این نماز سبب آمرزش گناهان 50 ساله می شود.
روز عید واقعی
بر اساس توصیه امام صادق(علیه السلام) در این روز، روزه گرفتن استحباب بسیار دارد و بر اساس معارف و آموزه های اسلامی وقتی توصیه به روزه گرفتن و استحباب آن در چنین روزی مطرح می شود، نشان از اهمیت و بزرگداشت آن دارد. آغاز بهار با روزی متبرّک به انجام مستحبّات سبب می شود سال نو با برکت و خوشی آغاز گردد. به ویِژه توصیه به انجام سجده شکر در این روز حاکی از آن است که خداوند را بر نعمت های وافر که روز و ظهوری دوچندان در بهار و نوروز دارند، سپاسگزاری نماییم. انجام این اعمال سبب می شود نوروز ما عید نوروزی حقیقی گردد و متمیّن و مزیّن به آداب اسلامی باشد.
ادامه مطلب...
سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...
ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه میشد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟ نظری فرما بر کوچه تاریکمان. که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...
این صفحات برگ برگ روزهای انتظاریست که به امید آمدنش از پس هم ورق می زنیم...
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی... عبد عاصی
هنـــــــوزم انتـــــظار و انتـــــظار اسـت
هنـــوزم دل به سـینه بیـقـــــرار است
هنـــــــوزم خـــواب میبینم به شبــــها
همان مردی که بر اسبی سوار است
همـــان مــردی که آیـــد جمعـه روزی
و این پایــــان خــــوب انتــــــظار است
دعایی است که هر روز می خوانی.
آمینی که مستجاب نمی شود این قوم شب زده را
که برای آمدنت لحظه شماری میکنند بدون آنکه دلیلش را در اعماق دلهایشان نفس بکشند.
تردید بین تو واینهمه روزمره گی، جاده های نبودنت را به درازا می کشد
تا خمیده قامتان طفلی انتظارشان را مویه کنند.
ظهر
زمین عطشان ِ لبهایی است که هنوز از پی سالها نور می تراوند وبه خورشید اقتدا کرده اند.
رودها هنوز جانب دستهایی هلهله می جوشند که لب تشنگی را وفاداری آموخت وبرادری را ادب.
آینه ها تکثیر می شوند در رویش روشن ِ تکه هایی که از بهشت ِ تن ِ آفتاب به ارث برده اند
وحنجره ها را داغی سه شعبه می سوزاند که بادهای سراسیمه عطر گیسویش سه ساله را کل می کشند تا مادران جهان تو را رود رود گریه سر دهند.
عصرها
هر سنگی را که برداری زمین بوی خون می گیرد
که زمان را فراموشی سم ِ اسبان وگلاب گیری لاله ها میسر نیست.
هنوز از پی سالها فریاد زنی به گوش می رسد که رسول خورشید است وکاروان سالار ِ شقایق ها
وسجاده ها،تلخی تبی را زمزمه می کنند که زنجیر بر زخمش خون گریست تا چله نشینی عشق از خم چهارم بتراود
هیچکس اسارت را تا این اندازه در وضو وعشق وستاره تکثیر نکرده
که آسمان با هر زبانی سجده کند دلتنگ است.
تا جهان زمانش را به وقت ظهور تو تنظیم کند.
غروب
تاریخ به جمعه نمی رسد که برگی از تقویم غائب است
سالهاست جمعه که نمی شود! غروب از فراز هیچ منظره ای زیبا نیست
وبادها عطر پیراهنی را تازه می کنند
که قصد آمدن ندارد
تا چشمهای کنعانی دنیا نیامدنت را سفید تر گریه کند وزوزه ی گرگها استخوانهای برادریمان را عمیق تر بلرزاند.
تا چشمهای جهانیان ندبه را به اشک بشوید وانتظار را به خون گریه کند.
و ماه پنج انگشتش را از روی حضورت بردارد
که بشر تشنه ی یک آینه توست.
شب ها
غروب بی تو آنقدر کش می آید که استخوانهای مظلومیتمان فریاد رس می طلبد در انتظار بانگ جرسی که از کعبه سر می دهی.
بیداری شبهای انتظارمان را عطر یاس سرشار می کند.
چه بهشت روشنی از گلوی ابرها می بارد
که بعد از دریا تنها تو می دانی ضریح بی نشانش را
مهتاب که بریزد نسیم شانه می زند پریشانی گیسویت را
که رستاخیز زمین نزدیک تر شود.
مرا به سیاهی شب ها چه کار
که هیچ ظلمتی ذره ای از قامت آفتابیت نخواهد کاست.
قسم به نام روشن خورشید وقتی که خیبر را به تحیر وا داشت
وبه فرق شق القمر شده ی عشق وقتی به فزت ربی متوسل شد
از راهی که تو در کوله داری باز نخواهم گشت
حتی اگر تمام جاده ها گام های مسافرت را فراموش کنند
که هر وقت تو به آینه بنگری صبح می شود
مریم حقیقت
تهیه و تنظیم : بخش ادبیات تبیان
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا ال احسن الحال
ای دگرگون کننده قلبها و دیده ها! ای تدبیرگر شبان و روزان! ای متحول کننده سالها و حالتها! حالات ما را به نیکوترین حالات تبدیل نما!
این دعا بر چهار نکته اساسی تاکید دارد 1- تحول 2- محور تحول 3- متحول کننده 4- هدف تحول
1-اصل تحول
این دعا به واژه های مختلفی تحول و دگرگونی را در همه ابعادش مطرح می کند، دگرگونی در قلب و دیده و شب و روز و سال و حوادث جاری در آن و حالات انسانی.
بر طبق این دعا جهان در عین سکون دارای تغییر و تحول عمیقی در درون خویش است و دامنه این تحول آنچنان گسترده است که از عالم خارج و آفاق گرفته تا عالم درون و انفس را شامل می شود و در واقع لازمه بقاء جهان به تحول و دگرگونی است.
2- محور تحول (محول)
این دعا علاوه بر اصل تحول و گستردگی آن به محول یعنی متحول شونده هم اشاره می کند، آنگونه که طبیعت از خواب زمستانی بیدار شده و بیابانها و کوهها لباس سبز رنگ زیبایی می پوشد و طراوت و نشاط خاصی می یابد و گلهای رنگارنگ زینت بخش زمین می شوند، گل سرسبد هستی و خلیفة الله یعنی انسان هم باید متحول شود، تحول در همه ابعاد روحی و روانی او اعم از اندیشه، تفکرات، طرز نگرشها و باورها ... صورت پذیرد.
انسان مؤمن همیشه باید به فکر تحول در درون خود باشد و لازمه تکامل یافتن انسان متحول شدن اوست، این دعا بطور ظریفی به دگرگونی طبیعت و دگرگونی حالات انسانی اشاره می کند.
3- آوای توحید (محول)
در سرتاسر دعا و در هر فقره آن سخن از توحید است، دگرگون کننده قلبها و دیده ها پشت سرهم در آمدن شب و روز و رقم خوردن حوادث سال و حالات انسانی همه از قدرت و حکمت الهی سرچشمه گرفته است و برخلاف آنان که برای هریک از این عناوین خدایی قایل بودند به ارباب انواع اعتقاد داشتند، این دعا تاکید می کند که همه اینها یک خدا دارد و درواقع این دعا از کثرت گرایی به توحید دعوت می کند.
4. هدف تحول (محول الیه)
هدف این تحول عظیم که از اعماق طبیعت آغاز شده و به حالات انسان رسیده است، اینست که حالات انسانی به بهترین حالات یعنی قرب الهی تبدیل شود.
احسن حال و قرب الهی هدف این تحول بزرگ است، با این نگرش دعای مزبور یک نظام آموزشی عقیدتی به معنای کامل است.
اهمیت دیدن امام زمان (عج)

از شیخ بهلول پرسیدند كه چه وقت میشود به حضور آقا امام زمان، ارواحنا فداه، مشرّف شد؟
فرمودند: با تقوا باشید؛ وقتی كه بین شما و حضرت سنخیّت باشد.
سپس فرمودند: دیدن امام زمان، روحیفداه، مهم نیست، مهم این است كه او ما را ببیند. خیلیها هم علی علیهالسلام را دیدند اما دشمن او شدند. اگر كاری كردیم كه نظر آنها را جلب كنیم، آن ارزش دارد.
آیة الله امجد در مورد شیخ بهلول فرمودند:
ایشان یك انسان وارستهای است، توكل عجیبی دارد، او یك انسان عتیقه است، چرا كه عتیقهجات، معمولاً كمیاب و قیمتی هستند، او هم كمیاب است و هم قیمتی.
منبع:
برگرفته از كتاب «ملكوتی خاكنشین، سیری در زندگانی حاج شیخ بهلول محمدتقی بهلول» نوشته سیّدعباس موسوی مطلق.
برداشت از: سایت فرهنگی تبیان




