سي سال راننده ماشينهاي سنگين بودم.آن شب خسته از بندر امام به قم بازگشتم قرار بود صبح روز بعد به همراه همسرم به كرج برويم اما صبح نميتوانستم از جايم بلند شوم.اولش فكر كردم پاهايم خواب رفتهاند، بعد متوجه شدم زانوهاي پايم تا ران مثل چوب خشك شده است.يكباره فرياد زدم يا امام زمان (عج). فرزندانم كنارم آمدند از هيچكس كاري ساخته نبود 17 – 18 روز در خانه ماندم پزشكان اعلام كردند حتماً تحت عمل جراحي قرار بگيرم غروب شب نيمه شعبان از همسرم خواستم هرچه در خانه چراغ داريم روشن كند.خودم هم رفتم كليدهاي برق ايوان را روشن كردم و چهار دست پا به رختخواب برگشتم سپس عرض كردم:«اقا من از اول زندگيام از شما خواستهام گه اگر قرار شد روزي بيچاره و زمينگير شوم و در خانه بنشينم همان موقع مرگ مرا برسانيد» آقا اينها ميخواهند مرا عمل كنند اگر مصحلت مي داني، نگذار پاي من به اطاق عمل برسد » از فرزند بزرگم خواستم تا همه فاميل را صبح روز بعد در خانه جمع كند تا با آنها خداحافظي كنم و خود را براي عمل آماده كنم صبح روز نيمه شعبان دخترم در حاليكه ميگريست گفت:«بابا شب پيش كه تولد امام زمان(عج) بود خواب ديدم دكتري آمد و ميخواست پاهاي تو را مالش دهد يك مرتبه آقا سيد تشريف آورد و گفت بگذاريد من پايش را مالش ميدهم. بابا به دلم افتاده كه به جمكران برويم براي حضرت (عج) نذر كردهام كه آش بپزم».
وسايل آش را تهيه كردند خودم نيز در پاك كردن سبزيها كمك كردم قبل از حركت از باجناقم خواستم مرا به حمام ببرد تا با بدن پاك وار مسجد شوم صبح روز بعد قصد عزيمت به جمكران كرديم اما پاهاي من خيلي درد ميكرد نميتوانستم از رختخواب بلند شوم خطاب به امام زمان (عج) عرض كردم:
«يا صاحب الزمان (عج) من ميآيم و اگر در جمكران خوبم نكني برنميگردم».
در مسجد كنار ستوني كه كتابخانهاي پر از قرآن و مهر داشت نشستم و گفتم :«يا امام زمان (عج) پايم را از خودت ميخواهم. از خستگي و درد خوابم برد در عالم رؤيا ديدم كسي تكانم ميدهد و ميگويد يك قرآن بردار و به سر و صورت و سينه ات بگذار اطاعت كردم يكباره از خواب بيدار شدم و شروع به دويدن كردم چنان با عجله حركت مي كردم كه چند مرتبه به زمين خوردم كساني كه اطرافم بودند ميگفتند در خواب پاهايت را محكم به زمين ميزدي بحمدالله با توسل به امام زمان (عج) آقا پايم را شفا داد و الان هيچگونه دردي ندارم.
دكتر سعيد اعتمادي بعد از معاينه كاملم نوشت :
بعد از معاينه بيمار و مشاهده ام آر آي (MRI) رفع علائم و از بين رفتن همه نشانههاي واضح ديسكوپاتي ميتوان گفت كه يك معجزه كامل غيرقابل انكار و واقعي اتفاق افتاده است.
اللهم عجل لولیک الفرج
قم، در بهشت

زمين قم به شرف، روح ديگرى دارد از آن كه در صدفش چون تو گوهرى دارد
مگر بهشت برين در زمين قم باشد و يا بهشت، از اين سرزمين، درى دارد
سخن گزاف نگويم، به چشم اهل ولا زمين قم به خدا روح ديگرى دارد
سزد اگر كه ببالد، حوا به خويش، چو مريم كه همچو حضرت معصومه(س) دخترى دارد
چگونه مدح و ثنايش كنم من الكن كسى كه همچو رضا(ع) خود برادرى دارد
قسم به مهر تو، اى بانوى حريم جلال كه در جهان، نظر ذرهپرورى دارد
ز عمر، حاصل من مهر اهل بيت نبى است كه دوستدار تو جان منورى دارد
كسى كه پيرو شرع نبى بود، چون من به هر كجا كه رود، سايه سرى دارد
به يك تجلى تو، رفت طاقت و هوشم به حيرتم كه وجودت چه جوهرى دارد
شميم باغ على(ع)، نوگل رسول تويى فروغ چشم محمد(ص) پس از بتول، تويى
"حيدر آقاتهرانى"
چه چيزهايى موجب نزديكتر شدن ظهور امام زمان (عليه السلام) مى شود؟
زمان ظهور امام زمان (عليه السلام) را خدا مى داند و ما در حالى كه بايد زمينه هاى نزديكتر شدن ظهور را فراهم كنيم، نبايد در ظهور تعجيل نمائيم. در دعايى كه در غيبت امام
زمان (عليه السلام) آمده مى خوانيم:
« انت العالم غير المعلّم بالوقت الذى فيه صلاح امر و ليك فى الاذن له باظهار امره و كشف سرّه فصبرنى على ذلك حتى لا احب تعجيل ما اخرّت ولا تأخير ما عجلت »
« اى خدا تو دانايى ـ بدون معلم و بدون آنكه كسى به تو خبر داده باشد ـ به وقتى كه در آن صلاح ولىّ تو باشد كه به او اجازه دهى براى آشكار كردن امرش و برطرف كردن پرده او، پس مرا صبر عطا كن تا نخواهم تعجيل آنچه را تأخير نمودى و نه تأخير آنچه را تعجيل كنى. »
امام زمان (عليه السلام) براى برقرارى عدالت در سراسر جهان، ايجاد حكومت واحد جهانى، برافراشتن پرچم توحيد در تمام مناطق كره زمين و حاكميت دين اسلام بر تمامى اديان، ظهور و قيام خواهند فرمود و هر آنچه زمينه تحقق اين اهداف بلند را آماده سازد، موجب نزديكى ظهور حضرت مى شود.
پس برقرارى حكومت اسلامى در جامعه به تحقق اهداف قيام حضرت مهدى (عليه السلام) كمك مى كند و زمينه اى براى ظهور خواهد بود و در نزديكى ظهور نقش دارد.
يكى ديگر از نكاتى كه نقش بالايى در نزديكى ظهور دارد، دعا براى فرج امام زمان (عليه السلام) است.
در توقيعى كه از ناحيه مقدسه توسط «محمد بن عثمان» صادر شده است، امام زمان (عليه السلام) مى فرمايند:
«اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم» براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، كه در آن فرج شما هم هست.
در مورد فرج دعاهاى متعددى در كتب ادعيه (مفاتيح الجنان) آمده است. پس نه تنها بايد براى تعجيل فرج دعا كرد، بلكه زياد بايد دعا نمود، كه دعا موضوعيت دارد و در تعجيل فرج نقش دارد، چون دعا يكى از مقدرات الهى است كه در تغيير قضاى الهى تأثير مى گذارد، در روايتى كه از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است، حضرت مى فرمايند:
« الدعاء يردّ القضاء بعد ما ابرم البراماً فاكثر من الدعاء »
« دعا قضاى حتمى را بر مى گرداند، پس زياد دعا كن. »
دریافت پیام الهی(قرآن)

آیة الله جوادی آملی در بحث تفسیری خود، ذیل آیات 16- 20 سوره مبارکه حجر نکات ظریفی در چگونگی تلقی وحی و مصونیت پیام الهی از هر نوع آسیب، بیاناتی ایراد فرمودهاند که درک آنها به خصوص در این برهه زمانی روشنگر و راهگشاست.
اندیشه صهیونیسم چگونه زاده شد؟

اندیشه صهیونیسم به سرعت زاده نشد، بلكه همانند هر پدیده اجتماعی دیگر، در بستر زمان و درپی شكلگیری حوادث گوناگون تولد یافت. زمینههایی كه به زایش صهیونیسم انجامید، در گوشه و كنار جهان روی داد، و پیش از آنكه به شكل اسرائیل غاصب (رژیم اشغالگر قدس) ظهور كند، در خارج از فلسطین اشغالی قوام یافت؛ بنابراین جای تعجب نیست كه كنفرانس بال در 1898 در سوئیس ازسوی صهیونیستها به رهبری «هرتصل» تشكیل و در آن رسماً صهیونیسم زاده شود و اندیشه تشكیل یك دولت یهودی شكل گیرد. پس از آن، صهیونیستها كوشیدند با تلاشهای دیپلماتیك، تصمیمات كنفرانس بال را به اجرا درآورند؛ ولی ناكامی آنان، «وایزمن» را پس از مرگ هرتصل بر آن داشت تا با اتخاذ شیوههای عملی مانند تشویق به مهاجرت به فلسطین در تحقق دولت یهودی بكوشند.
البته نرمش و همكاری تركهای جوان در امپراتوری عثمانی با صهیونیستها، راه را برای اجرای مقاصد صهیونیستی گشود. افزون بر آن، با بروز و تشدید اختلافات میان تركها و شكست و فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، خیانت انگلیسیها به اعراب و حمایت بیدریغ از صهیونیسم، درخت شوم صهیونیسم و اسرائیل غاصب را بارور كرد.
اعلامیه بالفور یا موافقت دولت انگلیس با درخواست صهیونیستها برای تشكیل یك دولت یهودی در فلسطین، پایه سیاستهای آینده انگلیس در فلسطین را بنا نهاد. از آن پس كنفرانس ورسای، جامعه ملل و میثاق آن را به تصویب رساند، جامعه ملل، كشورهایی را كه باید تحت قیومیت قرار گیرند، تعیین و كنفرانس سانریمو، دولتهای قیم را مشخص كرد. نتیجه این تحولات، قیومیت انگلیس بر فلسطین بود. انگلیس در دوران قیومیت با اقدامات مختلف، زمینه اجرای وعده بالفور و تأسیس دولت اسرائیل را فراهم آورد. در جریان جنگ جهانی دوم و بهویژه پس از آن، با ضعف امپراتوری انگلیس، حمایتهای همه جانبه آمریكا، جانشین حمایتهای انگلیس از صهیونیست شد؛ ازاینرو آمریكائیان با جانبداری از قطعنامه سازمان ملل متحد درباره تقسیم فلسطین، دست صهیونیستها را برای توسل به زور برای تشكیل دولت یهودی اسرائیل بازگذاشتند.
واژگان كلیدی
صهیونیسم، یهود، اسلام، هرتصل، فلسطین، مسلمانان، امپراتوری عثمانی، انگلیس، اسرائیل، آمریكا، رژیم اشغالگر قدس، انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره)، ایران، سازمانملل، اعلامیه بالفور، اعراب.
مقدمه
برای پاسخگویی به پرسشهای پیشگفته، مقاله حاضر، در دو بخش تنظیم و تدوین شده است:
1. نخست برخی از مهمترین زمینهها و بسترهای زایش صهیونیسم بیان شده است؛ البته این زمینهها و بسترها گوناگون هستند؛ بهگونهایكه ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را دربر میگیرد.
2. در بخش دوم، چگونگی تلاش صهیونیستها برای تحقق آرمان صهیونیسم (تأسیس یك دولت یهودی) به تصویر كشیده میشود. در این روند، عوامل دیگری مانند: اختلافات اعراب و تركان، فروپاشی امپراتوری عثمانی و قراردادهای تقسیم آن، همچنین، تلاشهای دو سازمان بینالمللی (جامعه ملل و سازمان ملل) و تأثیر قدرتهای بزرگ در پیدایی اسرائیل مورد بررسی كنجكاوانه قرار میگیرد.
ادامه مطلب را بخوانید.
دلت پاک باشه!
کلام امير کلام(1)

قال علي عليه السلام:
«اَلايمان مَعْرِفَة بِالقَلْب وَ اِقْرارٌ باللِّسان وَعَمَل بِالاَرْكان»
ايمان حقيقي و راستين، عبارت است از:
1) شناخت و معرفت قلبي، 2) اظهار و اقرار زباني، 3) عمل و رفتار جسمي.
* * * * *
آيا از خود پرسيده ايد كه ايمان چيست؟ يا از ديگري، پاسخ چنين پرسشي را خواسته ايد؟
كساني هستند كه گمان مي كنند «ايمان»، صرفاً همان باور و قبول دروني و قلبي است و اگر كسي ايمان خود را اظهار و ابراز نكند يا نسبت به رفتار و عملي كه اسلام دستور داده است، بي تفاوت و بي اعتنا باشد، باز هم ايمان او، ايمان قابل قبولي است. برخي افراد پا را از اين فراتر نهاده، بر اين تصورِ باطل اند كه اظهار و ابراز ايمان «تظاهر» است و مي پندارند كه اساساً بايد ايمان را «پنهان» داشت تا «ريا» نشود! بعضي نيز «عمل» را بي بها مي دانند و شعارشان اين است كه «قلب بايد پاك باشد»! حرف درستي كه از آن نابجا بهره برداري مي شود!
خوب است از پيشواي مومنان و پيشتاز راه ايمان، امام علي بن ابيطالب عليه السلام، پاسخ اين پرسش را طلب كنيم و از محضر آن حضرت سوال كنيم كه ايمان چيست؟
امام علي عليه السلام پاسخ مي دهند كه: ايمان راستين و سعادت بخش، بر سه پايه وستون استوار است و مركب از سه بخش مي باشد:
1) مَعْرِفَة بِالقَلْب:
شناخت و آگاهي، امّا نه شناخت ذهني صِرف، بلكه شناخت قلبي و دروني. همان كه باور و عقيده را تشكيل مي دهد. معرفت به حقيقت هستي و هستي بخش جهان، و نيز معرفت به منتهي و هدف هستي انسان كه همان رجوع به سوي خدا و زندگي ابدي است، و نيز معرفت به راهي كه مي توان به آن سعادت و حيات جاودان دست يافت و معرفت به راهنمايان و رهروان و رهبران اين مسير. معرفتي قلبي، عميق، ريشه دار و دروني. اين معرفت، مبنا و زير ساخت ايمان راستين است. ايمان بدون معرفت، ايمان نيست، بلكه ادّعاي بي محتوي و قالب بي روحي است كه هرگز انسان را به سرچشمه حيات و هدايت نمي رساند.
اين معرفت، از راه تلاش و كوشش علمي و عملي بدست مي آيد و تقويت مي شود. با مطالعه و تحقيق، پرسش و پژوهش و مجاهدت و تلاش علمي، بايد به زمينه هاي دسترسي به اين معرفت دست يافت، اما اين تلاش علمي مقدمه است، و ارتباط معنوي و قلبي كه انسان با خدا پيدا مي كند، ارادت و محبت ورزي به اولياء الهي، عبادت و توسل و ذكر و دعا، اين معرفت را طراوت و تاثير مي بخشد، و نهايتاً تقواي الهي و عمل به دستورات اسلام، و التزام عملي به مقتضاي ايمان، ريشه داري و تعميق معرفت قلبي را در پي خواهد داشت.
آري، معرفت راستين و عميق نوري است كه خداوند در دل بنده اش مي تاباند، اما آنچه مهم است، اين است كه بخواهيم به اين نور دست يابيم و در حدّ توان براي رسيدن بدان تلاش هم داشته باشيم.
2) وَاِقْرارٌ بِاللِّسان:
اظهار و اقرار به ايمان به وسيله زبان، نيز بخشي از ايمان حقيقي است. مومنان هرگز ايمان خود را در شرايط عادي پنهان نمي كنند، زيرا ايمان، نوري است كه آنگاه كه بر زبان جاري مي شود محيط پيرامون را نوراني مي كند و براي خودِ شخص مومن، چنين محيط نوراني، پيمودن مسير هدايت و ايمان را آسان و فراهم مي سازد. اين اقرار، نه تنها در گفتن و تكرار كلمات طيبه «اشهد ان لا اله الا الله وَحْدَه لا شريك له» «و اشهد ان محمداً عبده و رسوله» تجلي مي كند، بلكه در عبادت زباني، ذكرِ خدا، يادآوري عَلَم ها و علامت هاي هدايت الهي، و دعوت ديگران به خير و سعادت و هدايت نيز ظهور و بروز مي يابد.
آري! در برخي شرايط اظهار و ابراز ايمان با زبان، بزرگترين مجاهدت و موثرترين عملي است كه يك مومن واقعي مي تواند انجام دهد. هرگز اينگونه نيست كه اظهار ايمان، تظاهر و ريا باشد، البته اين اظهار و اقرار، به عنوان يك عمل الهي و براي تقرب به خدا بايد انجام شود.
3) وَعَمل بِالاَرْكان:
عمل و رفتار با جوارح و اعضاي بدن، سومين بخش از ايمان است كه بدون آن، ايمان كامل و حقيقي، تحقق نمي يابد. عمل صالح ِخالص و در راه رضاي خدا، لازمه تفكيك ناپذير ايمان است. البته اگر معرفت ِقلبي و باور حقيقي در كسي بوجود آيد، عمل و رفتارِ وي خود به خود تحت تاثير آن قرار مي گيرد و از «قلب پاك و مومن» جز عمل شايسته و رفتار مومنانه سر نمي زند. اين يك اشتباه بزرگ و مغالطه فاحش است كه كسي به بهانه قلب پاكي كه ادعا مي كند، از انجام اعمال شايسته خود را محروم بدارد و رفتار او ادعايش را تاييد ننمايد. چگونه ممكن است كسي معرفت قلبي به خدا و آخرت و رسول و ائمه عليه السلام داشته باشد، امّا نسبت به نماز و انفاق و خدمت به خلق و تبليغ و ترويج دين خدا و... اهتمامي نداشته باشد؟ چگونه پذيرفتني است كه كسي به بهشت و دوزخ الهي باور عميق داشته باشد و از او ظلم و دروغ و عهدشكني و خيانت و... سر بزند؟ چگونه مي توان باور كرد كه كسي به خاندان پيامبر اكرم صل الله عليه و آله به راستي باور داشته باشد، لكن رفتار و عمل خود را در مسيرِ ارشادات و دستورات آن بزرگواران تنظيم نكند؟!
در آيات فراواني از قرآن كريم، ايمان و عمل صالح توام با يكديگر به عنوان تنها عامل نجات بخش و حيات آفرين، معرفي شده اند، و «اقرار به لسان» هم در حقيقت عملي است كه برعهده زبان نهاده شده است.
معرفت قلبي، اقرار و اظهار زباني و عمل و رفتار شايسته سه بخش اصلي و تفكيكناپذير «ايمان حقيقي» هستند.
منبع:
ذوعلم، علي، کتاب چهل گام، با اندکي تصرف
داروی طول عمر

آداب و آثار صله رحم در گفتار امامان
روزی حضرت علی علیه السلام خطبه میخواند، در ضمن آن فرمود: اعوذ بالله من الذنوب التی تعجل الفناء. بخه خدا پناه میبرم از گناهانی كه مرگ را به پیش میندازد.
شخصی پرسید: آیا چنین گناهی هم وجود دارد؟
و حضرت فرمود: بلی،قطع رحم.كافی / 2 / 260
آثار صله رحم
1- طول عمر؛ 2- از بین رفتن فقر
قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: صلة الرحم تزید فی العمر و تنفی الفقر. بحار / 71 / 88
ارتباط با خویشاوندان عمر را طولانی كرد و فقر را میراند.
3- پاك شدن اعمال؛ 4- توسعه ی رزق؛ 5- دفع بلا؛ 6- آسانی حساب
قال الباقر علیه السلام: صلة الرحم تزكی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسّر الحساب و تنسیء فی الاجل. بحار / 71 / 111
ارتباط با خویشاوندان موجب پاك شدن اعمال انسان ، و رشد كرد مال و ثروت شده و بلاها را دور میكند و حساب روز قیامت را آسان نموده و اجل را به تأخیر میاندازد
قال الحسین علیه السلام: من سرّه ان یبسط له فی رزقه و ینسأ له فی اجله فلیصل رحمه.بحار / 71 / 89
هركه دوست دارد در روزیش گشایش یابد و اجلش به تأخیر افتد باید كه به خویشاوندان خود بپیوندد و به دیدار آنان برود
7- رفتار نیك؛ 8- پاكی روح
قال الباقر علیه السلام: صلة الرحم تحسّن الخلق و تسمّح الكف و تطیّب النفس و تزید فی الرزق و تنسی ء فی الاجل. بحار / 71 / 114
ارتباط با خویشاوندان خُلق را خوب و نیكو؛ دست را بخشنده و وجود آدمی را پاك میكند و اجل را به تأخیر میاندازد.
9- آباد شدن سرزمین ها
قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: صلة الرحم تعمر الدیار و تزید فی الاعمار.... بحار / 71 / 94
ارتباط با خویشاوندان و دیدار آنان باعث آبادانی شهر و دیار شده و عمرها را زیاد میكند
آثار قطع رحم
1- تسلط اشرار بر ثروت ها
قال علی علیه السلام: اذا قطعوا الارحام جعلت الاموال فی ایدی الاشرار. كافی / 2 / 373
قطع رابطه با خویشاوندان باعث میشود ثروتها به دست اشرار بیفتد.
2- محرومیت از بهشت
قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: ثلاثة لا یدخلون الجنة مدمن خمر و مدمن سحر و قاطع رحم. خصال / 179
سه گروه وارد بهشت نمیشوند: كسی كه همیشه شراب میخورد، كسی كه همشه جادوگری میكند، و كسی كه رابطهی خویشاوندی را قطع كرده است.
3- قطع رحمت الهی
قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: انّ الرحمة لا تنزل علی قوم فیها قاطع رحم. كنز العمال / 6978
رحمت خداوند به گروهی كه در میانشان كسی باشد كه رابطهی خویشاوندی را قطع كرده باشد نازل نمیشود.
كمترین میزان ارتباط نهایت آن
-
1- قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: صلوا ارحامكم فی الدنیا ولو بالسلام. بحار / 71 / 104
در این دنیا هرچند شده با یك سلام با خویشان خود ارتباط برقرار كنید.
-
2- قال الصادق علیه السلام: صل رحمك ولو بشربة من ماء. بحار / 71 / 117
به دیدار خویشان خود بروید هرچند به قرد نوشیدن یك جرعه آب باشد.
-
3- قال علی علیه السلام: صلوا ارحامكم و لو قطعوكم. امالی طوسی /2 08
به دیدار اقوام خود بروید و صله رحم كنید حتی آنان كه قطع رابطه كردهاند.
برداشت از: سایت فرهنگی تبیان
گناهكاران، چراغهای خاموش!
چرا باید دسته جمعی دعا كرد؟

بوعلی سینا به عارف وارسته، ابوسعید ابیالخیر نامهای نوشت و از او پرسید: چرا باید مردم به صورت جمعی خدا را عبادت كنند؟
ابوسعید پرسش بوعلی را ضمن مثالی چنین پاسخ داد:
"اگر چند چراغ در اتاقی روشن باشد با خاموش شدن یكی از آنها، اتاق همچنان روشن خواهد بود. ولی اگر یك چراغ روشن باشد خاموشی چراغ همان و تاریك شدن اتاق همان.
انسانها نیز همین گونهاند. گناهكاران همان چراغهای خاموشند كه اگر تنها باشند شاید موفق به كسب موهبتهای الهی نشوند، ولی اگر در میان جمع باشند چه بسا خداوند به بركت دیگران بركات خود را به آنها عطا كند."
داستانها و پندها، ج 9، ص 55
یا ایها العزیز
یَا اَیها العَزیز مَسنا وَ اَهلَنا الضُّر... فَاَوف لَنا الکَیل (سوره یوسف، آیه 88 )

پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز
آخر کجا روم به کجا ایها العزیز
رو از من شکسته مگردان که سالهاست
رو کردهام به سوی شما ایها العزیز
جان را گرفتهام به سردست و آمدم
از کوره راههای بلا ایها العزیز
وادی به وادی آمدهام از درت مران
وا کن دری به روی گدا ایها العزیز
چیزی که از بزرگی تو کم نمیشود
این کاسه را ... فاوف لنا... ایها العزیز
خالیتر از دو چشم من این جان نیمه جان
محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز
- ما- جان و مال باختگان را رها مکن
بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز
دستم تهی است... راه بیابان گرفتهام
دست من و نگاه شما ایها العزیز
مریم سقلاطونی



