آشنای غربت جمعه

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن
حک شد به روی بال قنوت نمازمان این خواهش قدیمی آقا ظهور کن
چشم انتظار قایق صیاد ماندهام محض خدا بیا و مرا صید تور کن
من را که دور ماندهام از خاک کربلا آقا بیا و همسفر بال نور کن
یک شب بیا میان حسینیه عزا یادی ز روضههای كنار تنور كن
"شمس"
آقا بیا

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
اقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد
"علی اکبر لطیفیان"
خلوتگه افلاکيان ( ويژه نامه سالگرد تخريب حرم بقيع )
سند ذكر «وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»

برخی میپرسند عبارت «وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» که پس از صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاده میشود، آیا در احادیث معصومان(علیهم السلام) وارد شده و مَنصوص است و یا از چیزهایی است که علاقهمندان و ارادتمندان به آقا امام زمان علیه السلام، خودشان، پس از صلوات، آن را اضافه کردهاند؟
در پاسخ به این پرسش، به حدیث زیر توجه کنید که امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«مَنْ قالَ بَعدَ صَلوةِ الْفَجْرِ و بَعدَ صَلوةِ الظُّهرِ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و اَلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ لَمْ یَمُتْ حَتّی یُدْرِکَ الْقَائِمَ مِن اَلِ مُحَمَّد صلی الله علیه و آله و سلم؛ هر کس پس از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»، از دنیا نمیرود مگر آن که قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) را درک میکند. (1)
منبع:
1. سفینة البحار، حاج شیخ عباس قمّی، ج 2، ص49.
برداشت از: سایت تبیان

در ضمن بررسى ويژگيهاى حكومت جهانى حضرت مهدي (عج)، اين سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظيم و منظم و پيچيده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونيكى و تكنيك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هستهاى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پيروزى جهانىبراى امام زمان ، عليهالسلام، چگونه ميسر است؟
اصولا چون چنين پيروزى عظيمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نيست بايد ديد زمينه و عوامل چنين پيروزيى چيست و راه آن كدام است؟ در اين بحثبه عوامل پيروزى آن حضرت در اين قيام جهانى و فتح نهايى عالم توسط ايشان مىپردازيم و با توجه به روايات و احاديث رسيده اين عوامل را بررسى مىكنيم.
در ضمنبررسىويژگيهاىياران حضرت مهدى ،عليهالسلام، و خصوصيات لشكريانش به اين نكته برمىخوريم كه آنان «منصور بالرعب» هستند.
منصور بالرعب بودن، يعنى آنكه پيروزى آن حضرت ظاهرا در سايه رعب و وحشتى است كه در دل دشمنان، از او و لشكريانش ايجاد مىشود و آنها از قدرت و پيروزيهاى او به قدرى به هراس مىافتند كه توان استقامتخويش را از دست مىدهند يا تسليم مىشوند و يا سلاحها را بر زمين مىگذارند و فرار مىكنند و اين خود زمينه پيروزى و فتح بدون درگيرى و خونريزى و جنگ را براى آن حضرت فراهم مىسازد.
دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامى و درگيرى با امام، سلاحهاى خود را بر زمين مىگذارند يا با بلندكردن پرچم سفيد، تسليم مىشوند و يا از پيشاپيش لشگر او مىگريزند.
در تاريخ از اينگونه پيروزيها ديده شده كه سپاهى با مشاهده قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب مىشدند و سرانجام قبل از رسيدن لشگر، خود را تسليم مىكردند.
پيامبر اسلام،صلىالله عليهوآله، طبق شواهد تاريخى و آيات قرآن از اين موهبتبرخوردار بوده و درمواردىصلابت و ابهت آن حضرت و تصميم و اراده شكستناپذير او دلهاى دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پريشان ساخته است و پيش از درگيرى و يا به مجرد رويارويى ، شكستخورده و پا به فرار نهاده يا تسليم شدهاند.
پيامبر اسلام در «غزوه بدر» با اقليتى غير مجهز و بسيار كم در برابر سپاهى مجهز و چندين برابر، نه تنها ايستاد، بلكه به پيروزى جالبى هم رسيد و اين خود از مواردى است كه دشمن با رعبى كه در دلش از پيامبر اسلام توسط خداوند مىافتد و با دادن بيش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسيران زياد، پا به فرار مىگذارد. ابوسفيان مىگويد به محضرساندن كاروان به مكه بسرعتبه بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس مىگفتم: بايست! مىگفت: على ،عليهالسلام، سوار بر اسب مرا تعقيب مىكند.
در جنگ خندق پس از محاصره مدينه توسط نيروهاى قريش و احزاب و عبور «عمروبنعبدود» و همراهان او از خندق و رجزخوانى عمرو، اضطراب و دلهرهاى بين مسلمين رخ داده بود كه به تعبير قرآن « و زلزلوا زلزالا شديدا » (1) و فرياد « متى نصرالله » سر مىدادند.
آنگاه كه حضرت على ،عليهالسلام، عمرو را با يك ضربت از پا درآورد و پيامبر ،صلىالله عليهوآله،فرمود: «ضربة على يوم الخندق افضل من عبادةالثقلين» ترس و رعب عجيبى در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.
و نيز در جنگ با يهود بنىنظير و بنى قريظه، ترس و نگرانى به حدى بود كه به تعبير قرآن:
«وقذف فى قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بايديهمو ايدى المؤمنين» (2)
و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افكند تا به دستخود و به دست مؤمنان خانههاشان را ويران كردند.
ويادر فتح مكه زمينه چنان فراهم مىشودوبهگونهاىمرعوبمىگردند كه جرات هر گونه مقاومت و رويارويى از لشكر جرار قريش و ابوسفيان سلب مىگردد و همه طوعا و كرها تسليم مىشوند و شعار «لااله الاالله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و اعز جنده و هزمالاحزاب وحده» تحقق مىيابد.
باز درانقلاب اسلامى ، ديديم كه دشمن با همه قوا و توان وسلاحهاى مدرن، چگونه صحنه را خالى مىكرد، مخصوصادرآخرينروزهاى پيروزى انقلاب اسلامى شاهد بوديم كه در پى فرمان حضرت امام، قدسسره، و ريختن همه مردم به خيابانها با فرمان رهبرانقلاب، چگونه نيرومندترين ارتش خاورميانه عملا جا خالى كرد و نيروهاى انقلاب پيروز شدند.
در جنگ تحميلى هم نمونههايى از اين پيروزيها را در فتح خرمشهر و آبادان و فتحالمبين ديديم كه نيروى مجهز و برتر مهاجمان، با روحيه متزلزل در اثر ترس و وحشتشعار الله اكبر چگونه شكستخورد و تسليم شد.
اينها نمونه كوچكى است از پيروزى كه در سايه ترس و رعب در دل دشمن به وجود مىآيد.
پس بسيار روشن است كه يكى از عوامل عمده پيروزى ارتش امام زمان ،عليهالسلام، همان رعب است كه از آوازه حضرت و تاييد ونصرت او از طرف خدا در دل دشمنان خدا و امام زمان ،عليهالسلام، مىافتد و اين حقيقت در لابلاى آيات و روايات مشهود است...
ادامه مطلب را بخوانید.




