احمد آمد

قسمت دوم
| او چــنــان مــی دیـــد الــطــاف خـــــدا |
|
تــا دگـر حـاضـر نـشــد گـردد جدا |
|
چـــون کــه ایـــام رضــا پــایـان گــرفــت |
|
آمـنـه را دایـه پـس دامـن گـرفـت |
| گــفـــت چــون بــاشد وبــا در این زمــن |
|
هـسـت بـهـتـر تـا بـمـانـد نزد من |
| گــشــت پـــنــجـم سال از احمد تـمـام |
|
دایه اش با اشک دادش او به مام |
| آمــنـــه دلــتـــنــگ قــبــر شــوی بـــود |
|
شــهــر یـثـرب مدفن مه روی بود |
| بــا مـــحــمــــد آمــــنــــه در راه شــــد |
|
ام ایـمـن یـا دو تـن هـمـراه شــد |
| چون که ماهی از سکونت می گذشــت |
|
سـوی مکـه قصد شد بر بازگشت |
| در مـــــیــــان ره شــنــــیـــد او آه و واه |
|
فـوت گـردیــد آمـنـه در بــیـــن راه |
| شــهـــر ابــــوا مــدفـــن مــادر نــمـــود |
|
اشــک را پــنهان زچهره می زدود |
| عــمــر احـمد چـون بشد نزدیک هـشت |
|
جـد او عـبـدالـمـطـلـب در گذشت |
| او کــه تــنــهـــا بــــود تــنــهـاتـر شدش |
|
در تــفـکر سـیـر کـردی بـا خودش |
| طــفــل تــنــها را عــــمــو در بــر گـرفت |
|
او کـمـربـنــد حـمـایـت کرد سفت |
| آن ابـــوطــالـــب عـــمـــوی مـــهـربــان |
|
بـر مـحمـد کرد خـدمت پس ز جان |
سروده ای از: محسن سید اسماعیلی
تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری
احمد آمد...

قسمت اول
| پانــــصد و هـــفتاد از مـــیـلاد رفـت |
|
از ربـــیـع الاولش شــد ده و هـفت |
| در عرب این سال عـام الفـیــل بــود |
|
نـقــشـه آن ابــرهـه بـــر نـیـل بـود |
| نـــور دیـــدی آمــنـــه در آســمـــان |
|
گشت شرق و غرب روشن ناگهـان |
| قـصـرهـا در شـام و در بـُصری بدیـد |
|
شـاد گـردیـدش بـدان بـخـت جـدید |
| در شـب مـیـلاد بــت هـا سـرنـگـون |
|
تـخـت چـنـدیـن پـادشه شد واژگون |
| بـحـر سـاوه خـشـک گردید و بتافـت |
|
بیت کسری چهارده جایش شکافت |
| پـــارســی را بــود یــک آتـشـکـــده |
|
آتــشـی روشـن بـدان از ده ســده |
| نــام احـمـد چــون بـشد انـدر بـرش |
|
خاک خاموشی نشستی بر سرش |
| آمــنـــه آورد فــــرزنـــدی یــتـــیــم |
|
شـد مَلـک انـدر فـلـک او را نــدیـم |
| جـد او عـبـدالـمـطـلـب چـون شنیـد |
|
ذبــح قـربـانـی نـمـودش آن سـعید |
| شکـر کـرد و حـمـد مـحـمود نــعیـم |
|
شــد بـــر او الـهــام از ربِّ عـلـیــم |
| چـون ستوده هست ایـن طفل یتـیم |
|
نـــام احــمــد را مـحـمـد می بریم |
| او سه روز از مادرش چون شیر خورد |
|
آمـنـه او را بــه یــک دایـــه سـپـرد |
| پـس سـه مـاهـی را ثـُوَیبه شیر داد |
|
احــمــد او را روز خــیــبــر کـرد یـاد |
| چـهـار مـاهـی از تـولـد چون گذشت |
|
دایـه ای دیـگر به دامن او نشست |
| آن حـلـیـمــه بـــود از اقــوام سَـعـد |
|
از یـتـیـم او رخ گرفتش همچو جعد |
| چـــون نـدادنــدش صـبــیّ دیـگــری |
|
عـلـتــش هــم بـــود او را لاغــری |
| گـفـت شـویـش را کـه آن طفل یتیم |
|
مـی بـریـمـش تـا کنـد لطفی کریم |
| حـدس او صـائـب بـشد از لطف حق |
|
زنـدگـی هـر روز بـهــتـر از سـبــق |
محسن سید اسماعیلی
تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری
پیامبر خدا چه شکلی بود؟
سیمای آفتاب

حضرت امام رضاعلیه السلام از پدران گرامی خود نقل فرموده است: برخی از امیرمؤمنان علیعلیه السلام تقاضا کردند پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم را چنان توصیف بفرما که گویی او را مشاهده میکنیم زیرا ما مشتاق او (و آگاهی از شمایل او) ییم؛ و آن بزرگوار فرمود: پیامبر خداصلی الله علیه وآله چهرهای سپید آمیخته به سرخی داشت، چشمانش کاملاً سیاه، و مویش صاف و بدون چین و شکن بود، محاسنی انبوه داشت و گیسویش تا بنا گوش میرسید، خط میان سینه او باریک و ظریف بود، گردنش گویی تنگی از نقره است و ترقوههایش چون طلا میدرخشید؛ خطّ باریکی از مو از سینه تا ناف او امتداد داشت و بر شکم و سینه او غیر از آن موئی نبود، دست و پایش ضخیم و مردانه و استخوان قوزک پایش درشت بود، چون راه میرفت محکم و استوار راه میرفت و در این حال متمایل به جلو حرکت میکرد چنانکه گویی در سرا شیب قدم بر میدارد، چون به کسی رو میکرد با تمام بدن به او رو میآورد، نه خیلی کوتاه قد بود و نه خیلی دراز بالا، صورتش تا اندازهای گرد و مدّور بود، وقتی در میان مردم قرار میگرفت از همه چشمگیرتر و جالبتر بود، عرق بر چهرهاش چون دانه مروارید بود، و بویش از مشک خوشبوتر بود، نه ناتوان بود و نه خوارمایه، از همه مردم محترمتر زندگی میکرد و از همه نرمخوتر بود و سخاوتمندتر، هر کس با سابقه آشنایی با او معاشرت میکرد او را دوست میداشت و هر کس بیسابقه او را میدید از او هیبت میبرد؛ عزت و بزرگواری او آشکار بود، و توصیفگر او میگوید: نه پیش از او و نه بعد از او کسی را همانند او ندیدهام؛ درود و سلام خدا بر او و خاندان او
حضرت امام صادقعلیه السلام فرمودهاند: رسول خداصلی الله علیه وآله در شب تاریک همانند پاره ماه نورانی بود1
منبع: سیمای آفتاب
تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری
دعای عهد(فلش)
دعای عهد به تعبیری مرامنامه شیعه ولایتمداریست که آرزومند دیدار دلدار خویش است.
او هر پگاه دست بیعتی دوباره به سوی آن شاه شمشاد شمایل دراز کرده، تا پیمان عاشقی اش با شاه ولایت همواره استوارتر شود.
هشتمین سپهر سروری و سیادت، صادق آل محمد، درباره اش فرموده است:
هر کس با این عهد ( دعای عهد ) چهل روز خدا را به زاری بخواند، از یاران قائم ما خواهد بود واگر پیش از ظهور آن حضرت از دار دنیا رخت بر بندد خدایش اورا از خانه قبر بیرون خواهد آورد.
مضامین و درونمایه دعای عهد محورهایی چندگانه دارد از آن جمله:
1. اقرار به شوکت و عظمت حق جل و علا
2. تجدید میثاق با ولی عصر (عج)
3. آرزوی در رکاب حضرت قرار گرفتن
4. رجعت و...
و پررنگترین فراز این دعا، همان تجدید میثاق با ماه بی قرینه آسمان هستی است؛ میثاقی ناگسستنی برای همیشه زمان.
شکوری، کارشناس دین و اندیشه
برداشت از: سایت فرهنگی تبیان
امام زمان(عج) و ارث از پیامبران

امكانات خارق العادهاى كه هر كدام از آنها نزد یكى از پیامبران بود و سبب پیروزى آنها مىگشت به امام مهدى(علیه السلام) منتقل شده است و او از همه آنها و با تمام ظرفیتى كه دارند بهره مىگیرد و معلوم است كه به كارگیرى آنها، دشمنان او را با همه امكانات بشرى كه دارند شكست خواهد داد زیرا استفاده از امكانات خارق العاده انبیا به معناى تجلى قدرت الهى است و در اینجا موارد مهم آن را مورد بحث قرار مىدهیم.
الف) پرچم رسول خدا(صلى الله علیه و آله)
پرچم پیامبر(صلی الله علیه و آله) پرچم پیروزى بود و اكنون این پرچم آسمانى نزد آخرین جانشین او مىباشد. امام سجاد(علیه السلام) مىفرماید:
پرچم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با اوست و قومى را به آن اراده نمىكند مگر این كه خداوند بزرگ آن قوم را هلاك مىسازد.(1)
ادامه مطلب را بخوانید.
مرگ در نگاه اهل بیت(علیهم السلام)

مرگ مقولهای است كه همیشه مورد توجه همه اقشار با هر اعتقادی بوده است. اما مرگ را تنها معصومین(علیهمالسلام) میتوانند توصیف كنند چرا كه به وحی متصلاند و از ماهیت آن به خوبی مطلع . پس در این مطلب مرگ را از منظر اهل بیت(علیهمالسلام) بررسی مینماییم.
1ـ از امیرالمؤمنین(علیهالسلام) درخواست شد مرگ را وصف كند، فرمود: برای گروهی نوید به نعمتهای همیشگی است و برای دستهای وعید به عذاب ابد و برای طایفهای هول و ترس است: "إمّا بشارة بنعیم الأبد و إمّا بشارةٌ بعذاب الأبد، و إمّا تحزین و تهویل."
2ـ از امام مجتبی(علیهالسلام) سؤال شد: مرگی كه مردم به آن آگاهی ندارند چیست؟ فرمود: بزرگترین سروری است كه بر مؤمنان وارد میشود؛ چرا كه از سرای سختیها به نعمتهای همیشگی انتقال مییابند و بزرگترین درد و مصیبت است بر كافران، زیرا از دنیا كه بهشتش محسوب میداشتند به آتشی منتقل خواهند شد كه هیچ نابودی و زوال ندارد: "ما الموت الذى جهلوه؟ قال: أعظم سرور یرد علی المؤمنین إذنقلوا عن دارالنّكد إلی نعیم الأبد، و أعظم ثبور یرد علی الكافرین إذنقلوا عن جنّتهم إلی نارلاتبید و لا تنفد."
ادامه مطلب را بخوانید.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شهادت امام رضا علیه السلام بر وبلاگ نویسان تسلیت باد

اللهم صلی على محمد وآل محمد
الطیبین الطاهرین وعجل فرجهم ونصرنا بهم یاكریم وهلك أعدائهم
قرآن کریم در ستایش پیامبر (ص) می فرماید:
انک لعلی خلق عظیم ، به درستی که تو به اخلاق پسندیده و بزرگ آراسته شده ای
سلام بر پیامبری كه دارای خـُلـُق ٍعظیم است .
اخلاقى که عقل در آن حیران است لطف و محبتى بى نظیر، صفا و صمیمیتى بى مانند، صبر و استقامت و تحمّل و حوصله اى توصیف ناپذیر.
اگر مردم را به بندگى خدا دعوت مى کنى تو خود بیش از همه عبادت مى نمایى، و اگر از کار بد باز مى دارى تو قبل از همه خوددارى مى کنى آزارت مى کنند و تو اندرز مى دهى، ناسزایت مى گویند و براى آنها دعا مى کنى، بر بدنت سنگ مى زنند و خاکستر داغ بر سرت مى ریزند و تو براى هدایت آنها دست به درگاه خدا برمى دارى. آرى تو کانون محبت و عواطف و سرچشمه رحمتى.
بعضى از مفسران خلق عظیم پیامبر (ص) را به" صبر در راه حق، و گستردگى بذل و بخشش، و تدبیر امور، و رفق و مدارا، و تحمّل سختی ها در مسیر دعوت به سوى خدا، عفو و گذشت، جهاد در راه پروردگار، ترک حسد و حرص" تفسیر کرده اند، ولى گرچه همه این صفات در پیامبر (ص) بود، ولى" خلق عظیم" او منحصر به اینها نبود.
دین مبین و اسلام ، همواره مسلمانان را به ملایمت و ملاطفت و نرم خویی در رفتار دیگران فرا می خواند و آنان را از درشت کلامی و تند خویی باز می دارد.
پیامبر اسلام(ص) از رحمت ورأفت عام و عطوفت تام بهره مند بود تا جایی که خداوند از وی با عنوان رحمه للعالمین یاد نمود.آن حضرت در برخورد انسانی و محبت به دیگران گوی سبقت را از همگان ربوده است و برای ما الگویی تام و کامل می باشند. در حقیقت، برخورد خوب و رفتار مهربانانه و مداراگرایانه پیامبر (ص) و مسلمانان بعد از ایشان با غیرمسلمانان به ویژه پس از پیروزی بر آنان، یکی از انگیزه های مهم پیشرفت اسلام به شمار می رود.

امیرالمومنین (ع): هیچ دعائى به آسمان نمى رسد، مگر این كه دعا كننده بر محمّد و آل او صلوات بفرستد.
برداشت از سایت تبیان
اربعین حسینی بر همه تسلیت باد
احیای نماز در روز اربعین

سخنرانی حجة الاسلام والمسلمین محسن قرائتی اینجا گوش کنید
(تاریخ پخش: 06/05/73)
بسم الله الرحمن الرحیم
در دانشگاه تهران، محل اقامه نماز جمعه و در محضر مبارک برپاکنندگان این فریضه الهی هستیم. برادران و خواهرانی که، بالای ده سال است. روز تعطیلی خود را صرف احیاء نماز جمعه و اقامه نماز جمعه میکنند. و این خیلی مهم است که انسان روز تعطیلیاش را، این هم نماز جمعه تهران، فرق میکند. نماز جمعه شهرهای دیگر، ممکن است یک ساعت به ظهر بیایند. نماز جمعه تهران، از صبح جمعه باید بیایند و عصر، بهرحال، این عزیزانی که بالای ده سال است، زحمت کشیدهاند، و این نماز با شکوه را، احیاء کردند، نمازی که، هر چه در طول هفته، هر چه رادیوها و روزنامهها، ضد انقلابها و بیتفاوتها، هر چه سمپاشی میکنند. روز جمعه با یک خطبه، همه حرفهایشان جاروب میشود. نماز جمعهای که محور اسلام است در دنیا و محور اسلام و انقلاب است در جمهوری اسلامی ایران، من به عنوان یک کسی که مقدار زیادی، کشورهای دنیا را رفتهام. گاهی در بعضی از کشورهای اروپایی، یا همچنین بعضی کشورهای کمونیستی، آدم فکر میکند دیگر اینجاها اسلام نیست. خبری از قرآن نیست. کفر همه را گرفته است. یک مرتبه نماز جمعه که میشود، میبیند، در قلب اروپا، در قلب چین، و کشورهای حتی کمونیستی، یک نماز جمعههای باشکوهی میشود که آن نماز جمعهها اسلام را نگه داشته است.
ادامه مطلب را بخوانید.








