
از برجستهترین و به یادماندنیترین ساعات روز عید فطر لحظاتی است که منتظران راستین ظهور حضرت ولی عصر عجلاللهفرجه آرزوی دیدار آن حضرت را کرده و در فراقش با دلی مملو از امید اشک حسرت میریزند.
آنان به یاد سخن حضرت باقر علیهالسلام میافتند که فرمود: «ما مِن یَومِ عَیدٍ لِلمُسلِمینَ اَضحَیً وَ لا فِطرٍ اِلّا و هُوَ یُجَدِّدُ اللّهُ لآلِ مُحَمَّدٍ علیهالسلام فِیهِ حُزناً قالَ قُلتُ وَ لِمَ ذلِک قالَ اِنَّهُم یَرَونَ حَقَّهُم فی اَیدی غَیرِهِم؛(6) هیچ عید فطر و قربان نیست که با آمدن آن غم و اندوه آل محمدصلیاللهعلیهوآله تجدید میشود راوی گفت: چرا در روز عید غمگین میشوند؟ امام فرمود: زیرا آنان حق خود را در دست دیگران میبینند و از اینکه افراد غیر شایسته بر جایگاه رهبری امت قرار دارد و امام راستین هنوز ظهور نکرده است که حکومت عادلانه و سایه پر از عدل و داد خود را بر مردم بگستراند، غمگین و ناراحتند.
به همین جهت یکی از رایج ترین اعمال این روز که اولیاء خدا و عارفان واصل به آن اهتمام خاص دارند زمزمه دعای ندبه در روز فطر است که دردمندانه و عاشقانه با امام زمان علیهالسلام نجوا میکنند: «هل الیک یا بن احمد سبیلٌ فتلقی...متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النّصرتری...».
ای زاده احمد! آیا راهی به سوی تو هست که ملاقات شوی؟
اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب کن فدای تو شوم.
این ابیات مولوی تا حدودی بیانگر راز دل ندبه خوانان عید فطر است که به مولای خویش عرضه میدارند:
|
در هوایت بیقرارم روز و شب سر زپایت بر ندارم روز و شب |
|
ای مهار عاشقان در دست تو در میان این قطارم روز و شب |
|
تا که بگشایم به قندت روزهام تا قیامت روزه دارم روز و شب |
|
چون زخوان فضل روزه بشکنم عید باشد روزگارم روز و شب |
|
جان روز و جان شب ای جان تو انتظارم، انتظارم روز و شب |
|
تا بسالی نیستم موقوف عید بامه تو عید دارم روز و شب |
|
زآن شبی که وعده کردی روز وصل روز و شب را میشمارم روز و شب |
|
بس که کشت مهر جانم تشنه است زابر دیده اشک بارم روز و شب |
عارف وارسته حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در این مورد در کتاب ارزشمند المراقبات(7) مینویسد: بر مؤمن راستین شایسته است امروزه غیبت آن حضرت و غصب حکومت آن حضرت توسط دشمنان، سختی حال شیعیان و رعایای او را در دست کافران و فاجران بنگرد و ببیند که به آنان از قتل نفوس و هتک آبرو و غصب اموال و بدی حال و مقام خواری و ابتذال چه میرسد بایستی خوشحالی او به اندوه زیاد و خنده او به گریه و عید او به ماتم مبدّل گردد و به خواندن دعای ندبه بسان زن بچه مردهای بگرید و فرج او را از خدا بخواهد... باری چون خواستی برای نماز عید بیرون روی که با امامی نمازگزاری یا خودت امام جماعت شوی برتست که از مصیبتی که برای غیبت امام خودت بر تو وارد شده است غافل نباشی، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست. پس بنگر حال به چه منوال گشته است که نماز با

امام به نماز تو و امثال تو مبدّل شده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او و نمازشان با او تفکر نمای و در پیش خویش میزان بگیر که چون برای مؤمن خطیب، امام او باشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهد بود؟! و به آنچه از برکات و انوار زمان حضور آن بزرگوار و نشر عدالت و محوجور و ضلالت و عزت اسلام و حرمت قرآن و رواج ایمان و تکمیل عقول و تزکیه قلوب و تحسین اخلاق و رفع شقاق و دفع نفاق ونظر کن و با صدای بلند خود او را ندا ده و به زبان شوق خویش به ساحت مقدس عرضه بدار: ای زاده احمد! آیا راهی به سوی تو هست که ملاقات شوی؟...ای آقای من:
و تلافی ان کان فیه أتلافی بک عجّل به جعلت فداکا
اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب کن فدای تو شوم.و بما شئت فی هواک اختبرنی فاختیاری ماکان فیه رضاکا
و به هرچه بخواهی در راه عشق خودت مرا آزمایش کن که آنچه را که رضای تو در آن است انتخاب میکنم.بجمال حجبته بجلالٍ هام واستعذب العذاب هناکا
قسم به جمال خودت که از او پوشیدهای و جلال خودت که او را سرگردان ساختهای و در کوی تو عذاب را شربت گوارا میداند.ذات قلبی فأذن له یتمنّا ک فیه بقیّة لرجاکا
دل من آب شد پس به او اجازه بده که ترا آرزو کند، در این قلب نیم رمقی برای امید و تمنای تو هست.بنابراین درخواست برقراری دولت کریمه حضرت مهدی عجلاللهفرجه بهترین پاداش و عیدی است که میتوان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.
سیدبن طاووس در ضمن اعمال روز عید از امام باقر علیهالسلام نقل میکند: هنگامی که از منزل خارج شده و به سوی نماز عید میروی دعای اللّهم من تهیّأ را میخوانی و هنگامی که به نام مبارک حضرت صاحب الزمان علیهالسلام رسیدی با آرزوی تحقق وعده الهی و استقرار حکومت عدل مهدوی علیهالسلام میگویی: «اللّهم افتح لنا فتحاً یسیراً و انصره نصراً عزیزاً...اللّهم انّا نرغب الیک فی دولةٍ کریمةٍ تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّلّ بها النّفاق و اهله...؛(8) خداوندا برای ما فتح آسان عنایت فرما و آن حضرت را با نصرتی عزتبخش یاری نما، پروردگارا! ما خواهان ایجاد دولت کریمهای هستیم که با آن به اسلام و مسلمانان عزت بخشیده و جبهه نفاق و اهلش را به خاک مذلّت بنشانی...
پایگاه حوزه
«جهان بر ابروی عید از هلال او سرمه کشید هلال عید در ابروی یار، باید دید»
عید فطر، عید برگزیدگان است؛ آنان که یک رمضان به دوست نزدیکتر شدهاند، شرط وفا و استقامت در رهِ منزل لیلی را به جا آوردهاند و حالا در جشنی که او برپا کرده است، حضور مییابند و از لبخند رضایت او هدیهها میگیرند.
امروز، روز باشکوه سپاس است. همه شادمانند؛ نه از آن رو که روز پایان میهمانی بزرگِ خداست؛ از آنرو که بذرهای مهر در مزرعه نور، پس از یک ماه مراقبت، جوانه زده و گلهای تازه ایمان، به ظهور رسیده است.
امروز، فطرِ پاکی است. روز تولد دیگر باره دلهای تابناک.
همه چیز، بوی کودکی میدهد؛ بوی خوبِ پناه گرفتن فرزند در دستهای منتظر مادر؛ بوی گرمای آغوش مادر، بوی بیخود شدن و به خواب رفتن از این همه نگاه آرام خدا که به قلبهای مؤمنان روزهدار، مثل نسیمی ملایم، وزیدن گرفته است.
یک ماه دهان و زبان و چشم و فکر را از هر چه نخواستی تو، بر کنار داشتیم. دشوار بود، اما به خواست تو بود. چشمی به پاداشت نداشتیم و حالا تو از سرِ بزرگواری بیکرانت، ما را به دریای کرامتت راه دادهای. چه فطریه دلپذیری شده است!... برایت میخوانم:«در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع» و تو میشنوی و به رمضان گذشته فکر میکنی؛ به یک ماه که سجاده حرفهای سحریِ من با تو گشوده بود.
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کار ساز بندهنواز
چرا پاسخ تو را نمیشنوم؟
آه! چه میگویم؟ این ستارهباران بالای سر، این رضایت قلبی و این روزنههای امید که در من آمده است همه پاسخ توست.
پس بار دیگر با همه مؤمنان، به روی آراسته تو میگوییم:
«منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کار ساز بندهنواز»
با تشکر از نویسنده:مصطفی پورنجاتی
التماس دعا

ای صاحب عید

سلام بر فطر!
سلام بر فطر و زمانهای تطهیر شده از غیبت و دروغ و تهمت که به آب زلال سجاده و تسبیح، شستوشو شدهاند!سلام بر فطر و چشمهای روشن که بر روی همه پلیدیها بسته ماندهاند و به انوار تابناک عالم قدس، گشوده شدهاند.
در آغازین روز میهمانی بندگیمان خرسند بودیم که حقیرانی چون ما را به آستان باشکوه خداوندیات پذیرا شدی و امروز از خوان رنگینت، شادمانه برمیخیزیم و خرسندیم که کولهباری از نور رمضان و عفو و پاکی قدر و شادمانی عید را بر دوشمان نهادهای.
تو، اهل تقوا و مغفرتی و ما اهل خطا و فراموشی. هر اندازه تو بخشندهای، ما زیادهخواه و افزونطلبیم، اما زیادهخواهیهای ما کجا و اقیانوس بیکران مهربانی تو کجا؟!
ای میزبان عزیز ضیافت رمضان! ای مالک شبهای قدر و ای صاحب عید فطر! رمضان را از من بپذیر.
تو آن بزرگی هستی که وجودهای به گل نشستهمان را با تابش خورشید تابستانیِ مهرت، در رمضان، به تکاپو واداشتی. لحظه به لحظه در سحرهای آگاهی و بیداری رمضان، چشم به راه طلوع خورشید معرفتمان ماندی، تا به چشمه جوشان قدر رساندی. با دست نوازشگرت، آب حیاتِ مطمئنه را به دیدگانمان چکاندی تا تکههای به جا مانده از روح والای انسانی را در خواهشهای نفسانی، پیدا کنیم.
و امروز، عید به ثمر نشستن نهال عطوفتت، در شورهزار جانهای خستهمان است.
ای میزبان عزیز ضیافت رمضان! ای مالک شبهای قدر و ای صاحب عید فطر! رمضان را از من بپذیر.
با تشکر از نویسنده:فاطمه پهلوان علیآقا
التماس دعا

چنانكه از آیات سورة قدر بر میآید، در هر سال شبی است كه ارزش و قدر و فضیلت آن از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان به همراه بزرگ خویش ـ روح ـ فرود میآیند و هر امر، فرمان و تقدیری را كه از سوی خدا معین شده است، به نزد ولی مطلق زمان میآورند و به او تسلیم میكنند. این واقعیت همواره بوده است و خواهد بود. این شب در روزگار پیامبر اكرم(ص) بوده است و پس از ایشان نیز این شب صاحبانی دارد.1
امام جواد(ع) در بیان حقایق شب قدر فرمودهاند:
خداوند متعال شب قدر را در ابتدای آفرینش دنیا آفرید همچنین در آن شب نخستین پیامبر و نخستین وحی را آفرید. در قضای الهی چنان گذشت كه در هر سال شبی باشد كه در آن شب تفصیل امور و مقدرات یك سال فرود آید. بیشك پیامبران با شب قدر در ارتباط بودهاند و پس از ایشان نیز باید «حجت خدا» وجود داشته باشد؛ زیرا زمین از نخستین روز خلقت خود تا لحظة فنای آن بیحجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر مقدرات را به نزد آن كس كه بخواهد (وصی و حجت) فرو میفرستد. به خدا سوگند روح و ملائكه در شب قدر بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند، و حضرت آدم درنگذشت مگر این كه برای خود وصی و جانشین تعیین كرد. بر هر یك از پیامبرانی كه بعد از آدم آمدند نیز در شب قدر امر خداوند نازل میشد و هر پیامبری این مرتبت را به وصی خویش میسپرد.2
قرآن در شب قدر
قرآن یك بار در شب قدر بر قلب پیامبر(ص) نازل شد و بار دیگر در طول بیست و سه سال بر زبان او جاری شد. پس از گذشت سالها از آن ایام در دوران ما نیز هر سال در شب قدر تفسیر آیات مربوط به یك سال بر حضرت صاحبالامر(ع) نازل میشود. یعنی در آن شب تفصیل مجملات قرآن و تأویل متشابهات آن و قیود اطلاقات و تمییز محكم از متشابه آن بر امام وقت نازل میگردد.بنابراین میفرمایند: اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نیز بر میدارند.3
پس اگر شب قدر نباشد، احكامی از قرآن كه دربارة قضایای جدید است نازل نخواهد شد. این عدل نزول بیتردید معلولِ نبودن شخصی است كه احكام بر او فرود آید. اگر چنین شخصی وجود نداشته باشد قرآنی نیز نخواهد بود؛ زیرا قرآن و صاحبالامر همگام و همراهند و از هم جدا نمیشوند تا در حوض كوثر بر پیامبر اكرم(ص) وارد شوند.
امام جواد(ع) در تعلیمی گرانقدر و معرفتآمیز میفرمایند:
ای پیروان تشیّع با مخالفان امامت به سورة «انّا انزلناه» استدلال كنید تا پیروز شوید. به خدا سوگند این سوره پس از درگذشت پیامبر(ص)، حجت خدای متعال بر خلق است. این سوره نقطة اوج دین شماست. این سوره نشانة ابعاد علم ماست.
شیعیان! همچنین به سورة «حم دخان»كه در آن آیة «انّا انزلناه فی لیلة مباركة» آمده، استدلال كنید! این سوره (و این مقام) پس از رسولالله(ص) مخصوص ولی امر (حجت خدا) در هر زمان است.4
بنابر این روایات، تا جهان هست شب قدر هست و تا شب قدر هم هست حجت خدا هست كه صاحب شب قدر و حامل علم قرآن است.
در شبهای قدر چقدر آن خیمه دیدنی است و آن مظهر جمال و جمیل زیارت كردنی، و آن محدوده و فضا كه پیوسته جای آمد و شد فرشتگان است تماشایی.
به درستی كه مردم در آن شب به نماز و دعا و سؤال اشتغال دارند ولی صاحب این امر(ع) در كار دیگری است. فرشتگان بر او نازل میشوند و امور سال را بر او عرضه میدارند، از غروب خورشید تا طلوع آن. پیوسته برای او در آن شب تا طلوع فجر سلام است. چه شود كه مطلع الفجر سورة قدر كه فرج آن بزرگوار است فرا رسد و چنین نویدی گوش دل را صفا بخشد.
منبع: پایگاه حوزه
1. كلینی، اصول كافی، كتاب الحجة.
2. همان، ج1، ص366.
3. تفسیر نور الثقلین، ج5، ص62.
4. كلینی، همان.

خروج حسنى
در لابه لاى آنچه بيان شد يكى ديگر از نشانه هاى ظهور امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ كه بوى حتم و يقين به خود گرفته است، خروج فردى به نام سيد حسنى است. او جوانمردى از بنى هاشم و از نسل پيامبر خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ است و در دست راست او خالى وجود دارد ـ كه البته بنا بر برخى روايتها در دست چپ او چنين نشانه اى ست ـ و از خراسان حركت و جنبش خود را آغاز مى كند. او شيعه و پيرو خاندان وحى و رسالت است بر عقيده ى خويش پايبند و استوار و داراى نفوذ گسترده و محبوبيّت در دلهاست او همان كسى است كه پيش از سپاه سفيانى و قتل و غارت آنها وارد كوفه مى شود و همزمان با ورود او يمانى نيز از يمن به وى مى پيوندد و سپاه سفيانى را در خارج كوفه از بين مى برند و بعد از آن امر را به امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ تسليم مى كند و با او بيعت مى كند.
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
يخرج شاب من بني هاشم بكفّه اليمنى خال، ويأتي من خراسان برايات سود بين يديه شعيب بن صالح، يقاتل أصحاب السفياني فيهزمهم([15]).
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
جوانى از نسل هاشم كه در دست راست وى خالى هست از طرف خراسان با پرچمهاى سياه خروج مى كند فرمانده لشكر او شعيب بن صالح است و او با لشكر سفيانى نبرد كرده و آنان را متلاشى مى نمايد.
خروج يمانى
يكى از عوامل زمينه ساز ظهور منجى عالم بشريّت كه در گذشته حتمى الوقوع بودنش را ذكر كرديم خروج فردى از يمن است اين حركت هدايت بخش ترين حركت پيش از ظهور است و نويدبخش مؤمنان منتظر. حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مى فرمايند:
خروج الثلاثة: السفياني والخراساني واليمانيّ في سنة واحدة في شهر واحد في يوم واحد وليس فيها من راية اهدى من راية اليماني، لأنّه يدعو إلى الحقّ([16]).
سفيانى و خراسانى و يمانى در يك سال و يك ماه و يك روز قيام نموده و در ميان ايشان پرچمى چون پرچم يمانى به هدايت نزديكتر نيست.
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
يكون خروج السفياني من الشام وخروج اليماني من اليمن([17]).
قيام سفيانى از شام و يمنى از يمن است.
در روايات آمده است كه: يمنى در پى نبرد سفيانى با وى وارد عراق مى شود. و نيز يمنى با كمك از نيروى خراسانى وارد صحنه كارزار با لشكريان سفيانى خواهد شد.
پرچم هاى سياه در يارى امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ
يكى ديگر از نشانه هاى ظهور كه در روايات بدان اشاره شده است پديدار شدن پرچم خراسانى است البته آنچه كه از سخنان معصومان ـ عليهم السلام ـ بدست مى آيد اين است كه پرچم هاى متعددى از شرق يعنى بلاد شرقى ايران تا سر حدّ چين قيام مى كنند كه ظاهراً محلّ اجتماع آنها خراسان است و خراسانى نيز كه پرچم مستقلى دارد با كمك آنان حركت خود را آغاز مى نمايد، پرجم خراسانى مهمترين آن پرچمهاست. و به اين اعتبار از همه ى آنها برايات شرقى تعبير شده كه داراى پرچم هاى سياه هستند.
نكته ى ديگر اينكه در روايات به سه پرچم از خراسان اشاره شده است كه در سه مرتبه قيام مى كنند كه دو مورد از آنها تحقق يافته يكى بيرقهاى سياه ابو مسلم خراسانى كه براى تشكيل دولت بنى العباس بوده است و دوم پرچم مغول كه از ناحيه خراسان آمد و دولت بنى العباس را بر هم زد ليكن سوم باقيمانده و اوست كه متصل به ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود و با سفيانى خواهد جنگيد. حضرت باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
«آنگاه كه لشكر سفيانى در كوفه مشغول قتل و غارت باشند بيرقهايى از طرف خراسان برسند كه منزلها را بسرعت طى كنند و با ايشان چند نفر از اصحاب قائم ـ ارواحنا فداه ـ باشد»([18]).
قال رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ :
انّا أهل البيت، اختار اللّه لنا الآخرة على الدنيا وانّه سيلقى أهل بيتي من بعدي تطريداً وتشريداً حتّى ترفع رايات سود من المشرق فيسألون الحقّ فلا يعطون فيقاتلون فينصرون فيعطون الذي سألوا فمن أدركهم منكم أو من أبنائكم فليأتهم ولو حبواً على الثلج، فانّها راية الهدى يدفعونها إلى رجل من أهل بيتي يملأ الأرض قسطاً وعدلاً بعدما ملئت جوراً وظلماً([19]).
براى ما اهل بيت خداوند آخرت را بر دنيا برگزيده است. همانا پس از من دودمانم آواره و مطرود مردم واقع خواهند شد تا آنگاه كه پرچمهاى سياه از سوى مشرق پديدار شود پس آنان حق را طلب كنند ليكن به ايشان داده نشود پس مى رزمند و پيروز مى شوند پس هر كس از شما و يا نسل شما ايشان را درك كرد بايد خود را به آنان رساند اگر چه بر روى يخها بخزد آنان امر را به مردى از خاندان من مى سپارند كه زمين را از عدل و داد لبريز مى سازد پس از آنكه از ظلم و جور مالامال شود.
همچنان ادامه دارد...
التماس دعا

خروج سفيانى
همانگونه كه ذكر شد پديد آمدن سفيانى از نشانه هاى حتمى ظهور مى باشد امام باقر ـ عليه السلام ـ در تفسير آيه شريفه (ثمّ قضى أجلا وأجل مسمى عنده) فرمودند:
انّهما أجلان، أجل محتوم لا يكون غيره، أجل موقوف للّه فيه المشيّة لا واللّه انّ أمر السفياني من المحتوم([3]).
آن دو مهلت است يكى حتمى و ديگر غير حتمى كه مشيت الهى در آن كارگر خواهد بود. به خدا قسم كار سفيانى حتمى است.
در بين حديث شناسان اتفاق نظر وجود دارد كه اين فرد از فرزندان ابو سفيان است و به همين جهت او را سفيانى مى گويند.
اميرالمؤمنين على ـ عليه السلام ـ مى فرمايند:
يخرج ابن آكلة الأكباد من الوادي اليابس وهو رجل رَبْعة وحش الوجه ضخم الهامة بوجهه أثر جدري إذا رأيته حسبته أعور اسمه عثمان وأبوه عنبسة وهو من ولد أبي سفيان حتّى يأتي ارضا ذات قرار و معين فيستوى على منبرها([4]).
فرزند زن جگرخوار از بيابان خشك خروج مى كند و او مردى چهارشانه با چهره اى وحشتناك است. داراى سرى بزرگ و در چهره اش نشان زخمى چركين ديده مى شود وقتى او را مى نگرى گويى يك چشم ندارد. نامش عثمان و پدرش عنبسه و از فرزندان ابو سفيان است. حركتش را تا سرزمينى كه داراى آرامش و آب خوش گوار ]كوفه[ است ادامه مى دهد و بر فراز منبر آن مى نشيند.
خروج سفيانى قبل از قيام امام ـ ارواحنا فداه ـ واقع مى شود.
عن جابر الجعفى قال: سألت أبا جعفر الباقر ـ عليه السلام ـ عن السفياني، فقال انّي لكم بالسفياني حتّى يخرج قبله الشيصباني يخرج من أرض كوفان ينبع كما ينبع الماء فيقتل وفدكم، فتوقعوا بعد ذلك السفياني وخروج القائم ـ عليه السلام ـ([5]).
جابر جعفى از امام باقر ـ عليه السلام ـ درباره سفيانى مى پرسد. او مى فرمايد: شما را با سفيانى چكار؟! پيش از او شيصبانى از كوفه خروج مى كند و چون آب از زمين مى جوشد و گروه شما را به خاك و خون مى كشد پس از وى منتظر خروج سفيانى و پس از او قيام قائم ـ عليه السلام ـ باشيد.
امام رضا ـ عليه السلام ـ فرمودند:
قبل هذا الأمر السفياني واليماني والمرواني وشعيب بن صالح فكيف يقول هذا هذا؟([6])
قبل از امر فرج، سفيانى و يمانى و مروانى و شعيب بن صالح پديدار خواهند شد!! چگونه مى گويد اين همان (مهدى) است (در حالى كه هيچ يك پديدار نشده اند).

شخصيّت سفيانى (تفكّرات، رفتار)
نام او عثمان بن عنبسه و از نژاد امويان است مردى سفاك و خون آشام كه انسانها را مانند پشه به آسانى مى كشد هر حرامى را حلال نموده و به هر جنايتى دست مى يازد. در احاديث پيرامون تفكرات وى به گونه اى سخن رفته كه گويى هيچ اعتنايى ندارد اگر چه تظاهر به اسلام مى كند ليكن صليبى از طلا بر گردن آويخته است. از كارهاى سفيانى و جنايات هولناك او نيز بسيار سخن رفته است او سنگدلترين انسانهاست كه عاطفه در قاموس زندگيش وجود ندارد و مهر و رحم در آن ديده نمى شود. او و يارانش دلهايى مالامال از كينه و نفرت، نسبت به خاندان پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ دارند.
در اين زمينه اكتفا مى كنيم به حديثى از وجود مقدس حضرت ختمى مرتبت محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ كه درباره ى وى مى فرمايند:
أشدّ خلق اللّه شرّاً وأكثر خلق اللّه ظلماً شَرِسٌ، قاسي القلب، يجمع له ولجيشه من كافّة الأقطار الاسلامية فيهزمهم ويقتلهم وينادي شعار له في حروبه هو: يا ربّ ثاري ثمّ النّار يا ربّ النّار ولا العار([7]).
شر او از همه بندگان خدا بيشتر و سختتر است و بيش از همه ى مردم ستم مى كند. بد خلق و سنگ دل مى باشد از تمام كشورهاى اسلامى عليه او بسيج مى شوند آنگاه همگى را شكست داده و به خاك و خون مى كشد و شعارش در جنگها اين است، اى خدا! انتقام و سپس آتش. خدايا! آتش آرى! اما عار و ننگ هرگز.
و نمونه اى از كشتار او در كلام اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در خطبه ى بيان اين چنين ترسيم شده است.
فيقتل بالزوراء سبعين ألفاً ويبقر بطون ثلاثمأة امرأة حامل. ([8])
آنگاه در شهر زوراء هفتاد هزار نفر را به خاك و خون مى كشد و شكم سيصد زن حامله را مى درد.
ادامه دارد...
ادامه مطلب را بخوانید.

نرم افزار مهمان خدا براي استفاده آسان روزه داران از متون ديني و مشاوره هاي تغذيه و تندرستي در ماه رمضان و استفاده از زنگ هاي يادآور براي بيدار شدن و آگاهي از اوقات شرعي طراحي شده است. استفاده از اين نرم افزار رايگان است .
همچنين با توجه به اينكه اين نرم افزار جاوا مي باشد ، لذا در اكثر گوشيهاي تلفن همراه قابل اجراست .
امکانات نرم افزار :
احکام روزه شامل:
احکام و استفتائات مراجع مختلف آيات عظام (امام خمینی (ره) – مقام معظم رهبری – فاضل لنکرانی – مکارم شیرازی – نوری همدانی – بهجت و جواد تبریزی) در مورد روزه و ماه مبارک رمضان
ادعیه ماه مبارک رمضان شامل :
دعای آغاز ماه مبارک رمضان
دعای سحر
دعاهای افطار
دعای افتتاح
دعای هر شب
دعای یا علی و یا عظیم
نماز روزهای ماه مبارک رمضان
نمازشب های ماه مبارک رمضان
اعمال مشترک شبهای قدر
نماز عید فطر
»» لازم به ذكر است ترجمه فارسي ادعيه نامبرده شده نيز توسط نرم افزار مذكور ارائه مي شود.
بخش مشاوره تندرستی :
این بخش شامل دلایل علمی و گفتگو با متخصصان مختلف ، برای فواید روزه درتندرستی می باشد.
بخش مشاوره تغذیه :
در این بخش راهنمایی های لازم جهت استفاده کردن یا عدم استفاده از برخی غذاها و خوراکی ها براي فرد روزه دارارائه شده است .
بخش زنگ های یادآور :
در این بخش قادرید تا با انتخاب شهر مورد نظر خود (یا نزدیک ترین شهر به محل سکونت خود) از ساعات مختلف اوقات شرعی با خبر شويد. نرم افزار با پخش اذان ، شما را از فرا رسيدن زمان ملكوتي اذان مطلع مي سازد.
همچنين قادر خواهيد بود برنامه را به گونه اي تنظيم نمائيد كه شما را قبل از فرار رسيدن اذان صبح براي صرف سحري از خواب بيدار نمايد. تنظيم اين كه چند دقيقه يا چند ساعت قبل از اذان شما را آگاه سازد به راحتي قابل تنظيم است (حداكثر تا ۹۰ دقيقه قبل از اذان) .
راهنمای استفاده از نرم افزار :
استفاده از بخشهای متنی این نرمافزار بسیار ساده است. كافی است در منوهای مختلف آیتم دلخواه انتخاب شود تا متن آن نمایش داده شود. برای استفاده از زنگهای یادآور هم به روش زیر عمل كنید.
1- در بخش تنظیمات اوقاتی که مایلید صدای اذان پخش شود را انتخاب و ثبت کنید.
2- شهر محل سکونت یا نزدیکترین شهر به آن را انتخاب کنید تا اوقات شرعی آن محل به صورت خودکار محاسبه شود.
3- در بخش ساعت بیداری مشخص کنید که مایلید چند دقیقه قبل از اذان صبح بیدار شوید. حداکثر فاصلهی پخش زنگ بیداری تا اذان صبح نود دقیقه است.
4- برای استفاده از امکانات زنگهای یادآور نباید از نرمافزار خارج شوید. برای پنهان شدن صفحات نرمافزار از دکمهی (مخفی کردن) در منوی اصلی استفاده کنید.
5- اگر از نرمافزار خارج شوید، زنگهای یادآور پخش نمیشوند و با اجرای دوبارهی آن نیازی به تنظیم مجدد ندارید.
6- حتما ساعت و تاریخ میلادی گوشی تلفن خود را تنظیم کنید تا اوقات شرعی و زمان پخش زنگهای یادآور درست محاسبه شوند. دقت كنید زمانی كه ساعت و تاریخ را تنظیم میكنید باید از نرمافزار خارج شده باشید و پس از تغییر ساعت و تاریخ دوباره نرمافزار را اجرا كنید .
چون گوشیهای موجود در بازار از تنوع زیادی برخوردارند نسخههای مختلفی از این نرمافزار تهیه شده است که باید نسخهی سازگار با گوشی خود را انتخاب کنید ، همچنین با توجه به اینكه این نرم افزار جاوا می باشد ، لذا در اكثر گوشیهای تلفن همراه قابل اجراست .
نسخه 1.1 : برای گوشیهایی طراحی شدهاست که کیفیت نمایش LCD آنها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبهی اوقات شرعی را دارند.
دانلود - 817 کیلوبایت | لینک کمکی
نسخه 1.2 : برای گوشیهایی طراحی شدهاست که کیفیت نمایش LCD آنها بالا است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبهی اوقات شرعی را دارند. بنابراین اگر متن و منوهای نرمافزار روی LCD شما کوچک دیده میشد از این نسخه استفاده کنید.
دانلود - 828 کیلوبایت | لینک کمکی
نسخه 1.3 : برای گوشیهایی طراحی شدهاست که کیفیت نمایش LCD آنها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبهی اوقات شرعی را ندارند. اگر هنگام نصب نرمافزار با پیغام Unable to install مواجه شدید از این نسخه استفاده کنید.
دانلود - 800 کیلوبایت | لینک کمکی
نسخه 1.4 : برای گوشیهایی طراحی شدهاست که کیفیت نمایش LCD آنها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبهی اوقات شرعی را دارند. اگر هنگام نصب نرمافزار با پیغام Unable to install مواجه شدید و نسخهی 1.3 روی LCD شما کوچک دیده میشد از این نسخه استفاده کنید.
دانلود - 814 کیلوبایت | لینک کمکی
پسورد فايل زيپ : www.asandownload.com
سایت سازنده
::: این ویژه نامه در طول ماه مبارک رمضان به روز خواهد شد ::: طراح گرافیک : لیلا علی محمدی برداشت از تبیان |

خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پیامبران را تکمیل کند، آن روز مردمان خدا را نمیشناختند، او آنان را هدایت کرد و از گمراهی رهانید و جاهلیت و نادانی را برانداخت.
من گواهی میدهم که محمد بنده و فرستاده خداست، خداوند او را با دین اسلام و معجزه جاوید آسمانی به سوی مردمان فرستاد، تا شبههها را از میان بردارد و با دلیلهای روشن سخن گوید و آنان را با نشانههای الهی، از هر کردار ناپسند بیم دهد و به سوی کارهای نیکو و رفتار نیک فراخواند. (امام علی(علیه السلام)، الحیات، ج 2، ص 35)
خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پیامبران را تکمیل کند، آن روز مردمان خدا را نمیشناختند، او آنان را هدایت کرد و از گمراهی رهانید و جاهلیت و نادانی را برانداخت.
آن فرستاده بزرگ الهی در سخنانی مشهور فرمودند: مرا برانگیختند تا همه ارزشهای الهی و منشهای والای انسانی را به جهانیان بیاموزم، و اینگونه بود که او اسوه همه خوبان عالم گردید و مایه مهربانی و آرامش بشر .
وقتی دل غمزده، غبار غربت گیرد، یاد اوست و تنها یاد اوست که تسلی خاطر است، و هم اینک ماه رمضان، است.
چون در بهارستان کتابها و نشانهها گام نهی و به کوی و برزنهای زیبای حدیث اهل بیت در آیی به نیکی به اقیانوسی رسی که کران تا کران آن را گوهرهای رنگی نهادهاند و هر گوهری نشانهای و هر نشانهای راهی به سوی دوست، و هم اینک راهی دیگر ... .
گویا همین دیروز بود که پیامبر در مسجد یثرب و بر روی منبری که از بوریا و چوبههای خرما شکل یافته بود، خطبهای رسا بیان فرمود و در آن سخنرانی، غفلت از آن ماه خدایی را به آنان بیم داد و آیه دیگری از کتاب فضیلت و اخلاق محمدی را ورق زد و آنان را به سوی میهمانی خدا فراخواند.

سلطان سریر ارتضا، حضرت علی ابن موسی الرضا (علیهآلافالتحیهوالثناء) از مولی المتقین و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که درود خدا بر آنان باد چنین نقل فرموده است: که پیامبر روزی از روزها و چندی پیش از ماه مبارک رمضان، سخنانی برای ما بیان فرمود و در آن خطبه، براستی در سفت و گفت: ای مردم ماه خدا با گشادهدستی، مهربانی، بخشش و آمرزش به سوی شما میآید، ماهی که نزد خدای بزرگ برترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبهاست و لحظاتش بهترین لحظههاست.
ماهی است که از سوی خدا در آن ماه به میهمانی خدا خوانده شدهاید و از خاندان بزرگواری خدا گردیدهاید.
نفسهای شما در آن ماه به مثابه تسبیح اوست و خواب شما در آن ماه بندگی خداست، کردار شما در آن ماه پذیرفته است، و دعا و نیایش شما در آن ماه بیپاسخ نخواهد بود، پس بخواهید از خدای بزرگ، همو که پروردگار شماست به نهادهای راستین و دلهای پاک، تا او شما را به سعادت روزهداری و تلاوت قرآن بیاراید.
پس بدبخت کسی است که از آمرزش الهی در این ماه بزرگ محروم گردد .
و چون در این ماه به سبب روزهداری گرسنه و تشنه گشتید به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت افتید، به نیازمندان صدقه دهید و بیچارگان را دست گیرید و به بزرگانتان احترام کنید و به کوچکترانتان مهر ورزید و بستگانتان را بزرگ داشته و به دیدار آنان بشتابید .
زبانهایتان را از دورغ، بهتان، غیبت و سخنان ناروا نگاه دارید و چشمانتان را از آنچه روا نیست فرو بندید و گوشهایتان را از آنچه شنیدن آن ناپسند است برگیرید.
بر یتیمان مردم مهر ورزید تا به یتیمانتان مهر ورزند و از گناهانتان به سوی خدا باز گردید.
دستهایتان را هنگام نماز به نیایش بلند دارید، پس به درستی که آن هنگام برترین لحظههاست و در آن هنگام است که خدای بزرگ و شکوهمند، نگاه رحمت و مهربانی به سوی بندگان بیفکند .
و چون با او نجوا کنند پاسخشان گوید و تا او را خوانند به آنان لبیک گفته و چون از او خواهند به آنان ببخشاید و استجابت نماید آنان را هنگام نیایش .
ای مردم؛ جانهای شما در گرو کردار شماست، پس جانهای خویش را آزاد سازید به بخششخواهی از خدای بزرگ.
بار گناهان و بدبختیها بر پشتهای شما سنگینی مینماید، پس سبک سازید آن بار را به سجدههای طولانی و بدانید که خدای بزرگ به عزت خویش سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و پیشانی بر زمین سایندگان درگاهش را شکنجه و عذاب ننماید و آنان را از آتش روزی که همه برای پروردگار جهانیان برانگیخته خواهند شد نترساند.
ای مردم؛ هر آن کس از شما روزهدار مؤمنی را در این ماه افطاری بخشد، گویا بندهای آزاد ساخته و مزد آن را خواهد ستاند، و قلم بخشش بر گناهانش گذشتهاش کشیده خواهد شد.
در این هنگام، مردی از میان جماعت بپا خواست و عرض کرد: ای فرستاده خدا برخی از ما توان اطعام و افطار دیگران را

نداریم پس چه کنیم؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند: از آتش بپرهیزید گرچه با نیمی از خرما مؤمن روزهداری را افطار نمایید، از آتش بپرهیزید گرچه با جرعه ای آب، روزهداری را افطار نمایید.
ای مردم؛ هر آن کس از شما در این ماه بزرگ، اخلاق و رفتارش را نیکو گرداند، گذرنامهای به او خواهند داد که از پل صراط بگذرد، در روزی که گامها در آن روز میلرزد و میلغزد.
و هر آن کس که نسبت به زیردستان خود در آن ماه سبک گیرد، خدای بزرگ حسابش را سبک سازد، و هر آن کس که شر و بدی خویش را در این ماه از مردم باز دارد، خدای بزرگ غضب خویش را در روز قیامت از او بر خواهد داشت و هر آن کس که یتیمی را بزرگ دارد خدای جلیل در روز جزاء او را بزرگ خواهد داشت.
و کسی که در ماه مبارک رمضان، نزدیکان خویش را بزرگ شمرد و به دیدار آنان بشتابد، خدای بزرگ در روز جزا او را به رحمت و مهربانی خویش نایل سازد.
و کسی که نزدیکان و بستگان خویش را در این ماه احترام ننموده و به دیدار آنان نرود، خدای بزرگ در روز قیامت رحمت و مهربانی خویش را از او دریغ سازد.
و هر آن کس که در این ماه، دل خویش را به نماز مستحبی بیاراید، خدای بزرگ آزادی او را از آتش امضا فرماید.
و هر آن کس که در این ماه، واجبی را اداء نماید برای اوست مزد و ثواب آن کس که هفتاد واجب را در غیر این ماه اداء کرده باشد.
و آن کس که درود فرستادن بر من را در این ماه بسیار سازد، خدای بزرگ کفه کردار خوب او را، در روزی که کفههای کردار خوب مردمان به انبوه سبک باشد، افزون سازد.
و هر آن کس که آیهای از آیات قرآن را در این ماه تلاوت نماید، برای اوست، مزد کسی که تمام قرآن را در ماههای غیر رمضان خوانده است.
ای مردم؛ به درستی که درهای بهشت در این ماه گشوده است. پس بخواهید از پروردگارتان تا آن درها را به روی شما همواره باز نگه دارد و درهای آتش نیز در این ماه بسته است، پس از پروردگاتان بخواهید درهای آن را همواره به روی شما بسته نگه دارد و اهریمنان نیز در این ماه در زنجیرند، پس از خدا بخواهید که خدا آنان را بر شما مسلط نگرداند.
امام امیرالمومنین علیه السلام که خود حکایتگر این داستان است فرمود: پس من برخاستم و گفتم ای پیامبر گرامی برترین کردار در این ماه چه چیز است؟
ای مردم؛ هر آن کس از شما روزهدار مؤمنی را در این ماه افطاری بخشد، گویا بندهای آزاد ساخته و مزد آن را خواهد ستاند، و قلم بخشش بر گناهانش گذشتهاش کشیده خواهد شد.
در این هنگام، مردی از میان جماعت بپا خواست و عرض کرد: ای فرستاده خدا برخی از ما توان اطعام و افطار دیگران را نداریم پس چه کنیم؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند: از آتش بپرهیزید گرچه با نیمی از خرما مؤمن روزهداری را افطار نمایید، از آتش بپرهیزید گرچه با جرعه ای آب، روزهداری را افطار نمایید.
حضرتش فرمود: ای ابوالحسن برترین کردار در این ماه، خود نگهداری از گناهان است.
روایت فوق را شیخ حر عاملی از بزرگان مشایخ و علمای شیعه در وسائل الشیعه، ج 10، ص 314 نقل فرموده است، اما برخی کتب دیگر چون کتاب شریف عیون اخبار الرضا علیه السلام تتمهای بر این روایت افزون داشته، که به ذکر آن نیز میپردازیم؛ چون پیامبر گرامی فرمود: خود نگهداری از گناهان برترین کردار در این ماه است، پس گریست، به ایشان عرض کردم فرستاده بزرگ خداوند، چه چیز شما را به گریه وا داشته است؟ حضرتش فرمود: ای علی گریه میکنم به سبب آن چیزی که از تو حلال میپندارند در این ماه (خون مبارکت را میریزند) گویا من توام و تو در محراب برای پروردگارت نماز میگذاری و بدبختترین مردم از ازل تا به ابد، همو که همزاد و برادر پی کننده شتر قوم ثمود است، گرفتار بزرگترین شقاوت شده، پس ضربه شمشیری بر سر مبارکت فرو مینشاند، و بدان ضربه، محاسنت از خون سرت خضاب میگردد.
علی علیهالسلام میفرماید: در این هنگام به حضرتش عرض کردم ای فرستاده گرامی خدا در آن زمان در مسیر راستی قرار دارم؟ و در سلامت دینی بر سر میبرم؟ پس رسول گرامی فرمود: آری، ای علی در سلامت دینی و راه راست قرار داری.
سپس فرمود: ای علی هر آن کس که تو را بکشد به راستی مرا کشته است، و آن کس که به تو کینه ورزد به من کینه ورزیده است و هر آن کس که تو را دشنام دهد به راستی مرا دشنام داده است. چرا که تو از من مانند خود منی، جان تو از جان من است، سرشت تو از سرشت من است، به درستی که خدای بزرگ و برتر، تو و مرا آفرید و هر دو را برگزید و مرا برای نبوت و پیامبری اختیار کرد و تو را برای پیشوایی مردم، پس هر آن کس که امامت و پیشوایی تو را انکار نماید به تحقیق پیامبری مرا انکار نموده است، ای علی تو جانشین

منی و پدر فرزندانم و همسر دخترم فاطمه(سلام الله علیها) و جانشین منی در میان امتم در زمان زندگیم و پس از مرگم، فرمان تو فرمان من است و نهی تو نهی من است، سوگند به آن کسی که برانگیخت مرا به پیامبری و قرار داد مرا بهترین مردمان، تو حجت و نشانه خدا بر آفریدگان هستی و امانتدار راز خدای بزرگ و جانشین خدا در میان بندگان او هستی .
سخنان حضرتش در میان جماعت پراکنده گردید و جماعت مدتی شنیدند و اما آویزه گوش قرار ندادند!! و شهید رمضان که فرستاده خدا به آنان سفارش کرده بود که چون جان من است و در دره ابطح او را بر روی دستان بلند کرده و گفته بود که او چون هارون(علیه السلام) است برای موسی(علیه السلام) و هر آن کس که من مولای اویم علی مولای اوست، در کنار پیکر مطهر پیامبر گرامی تنها نهادند و رفتند و در سایبان پسران ساعده گرد هم آمدند و به خیال واهی بر آن شدند تا جاهلیت آشکار را دوباره زنده کنند.
ریسمان بر گردنش نهادند، شمشیر به رویش کشیدند و سرانجام مولود کعبه را در محراب عبادت فائز درگاه یار نمودند و انسانیت را، کرامت را و عزت و شرافت انسانی را در نهاد فاسد خویش برای همیشه ریشه کن کردند. اما علی هنوز هم در تارک انسانیت چون خورشید میدرخشد.
سید محمد رضا آقامیری از تبیان

اعمال مشترك این ماه چهار گونه است:
اعمال مشترك این ماه چهار گونه است:
نخست , اعمالى است كه در هر شب و روز این ماه به جا آورده مى شود:
*سید بن طاوس از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى كاظم ـ علیهما السلام ـ آورده كه فرمودند: پس از هر فریضه اى در ماه رمضان مى خوانى :
اَللّـهُمَّ ارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فِی عامی هذا وَفی كُلِّ عامٍ ما اَبْقَیْتَنی فی یُسْرٍ مِنْكَ وَعافِیَةٍ، وَسَعَةِ رِزْقٍ، وَلا تُخْلِنی مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَریمَةِ، وَالْمَشاهِدِ الشَّریفَةِ، وَزِیارَةِ قَبْرِ نَبِیِّكَ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَفی جَمیعِ حَوائِجِ الدُّنْیا وَالاَْخِرَةِ فَكُنْ لی، اَللّـهُمَّ اِنّی اَساَلُكَ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ مِنَ الاََمْرِ الَْمحْتُومِ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضاءِ الَّذی لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَنی مِنْ حُجّاجِ بَیْتِكَ الْحَرامِ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، الْمَشْكُورِ سَعْیُهُمْ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ، واجْعَلْ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطیلَ عُمْری، وَتُوَسِّعَ عَلَیَّ رِزْقی، وَتُؤدِّی عَنّی اَمانَتی وَدَیْنی آمینَ رَبَّ الْعالَمین.
خدایا! در این سال و هر سال, تا زمانى كه عمرم باقى است و در آسایش و گشایش روزى به سر مى برم, زیارت خانه ات ـ بیت الحرام ـ را نصیبم گردان. و مرا از درك موقف هاى گرامى و دیدن مكان هاى شریف و زیارت قبر پیغمبرت ـ كه درودت بر او و آلش باد ـ محروم مكن.
و در برآوردن جمیع احتیاجات دنیا و آخرتم یارىام كن. اى خدا! از تو درخواست مى كنم هر آنچه از قضا و قَدَرت را كه در شب قدر حتمى قرار دادى و دیگر برگشت و تغییرى نمى پذیرد, مرا از حجاج بیت الحرامت قرار دهى. حاجیانى كه حجشان پسندیده, سعیشان پذیرفته, گناهانشان آمرزیده و اعمال بدشان بخشیده شده است. و عمر طولانى در راه بندگى ات وروزىام را فراوان قرار ده و امانت ها و قرضم را ادا فرما.
*هم چنین دنبال نمازها مى خوانى :
یا عَلِیُّ یا عَظیمُ، یا غَفُورُ یا رَحیمُ، اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظیمُ الَّذی لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ، وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكَرَّمْتَهْ، وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ، وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ، وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ، الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانَ، وَجَعَلْتَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ، فَیا ذَا الْمَنِّ وَلا یُمَنُّ عَلَیْكَ، مُنَّ عَلَیَّ بِفَكاكِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنَّ عَلَیْهِ، وَاَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .
اى خداى بلند مقام, اى بزرگوار, اى آمرزنده,اى مهربان! تویى خداى بزرگ كه هیچ مانندى ندارد و به گفتار و كردار خلق شنوا و بینا است. و این ماهى كه مقامش را بلند گردانیدى و بر دیگر ماه ها كرامت و شرافت بخشیدى, و روزه اش را بر من واجب گردانیدى, ماه رمضان است.
ماهى كه در آن قرآن را براى راهنمایى مردم و نشان دادن راه هدایت و جدا نمودن حق از باطل فرو فرستادى و شب قدر را در این ماه مقرر داشتى و نیز آن شب را بر هزار ماه برترى دادى; پس اى خداى صاحب منت كه هیچ كس بر تو منت ندارد, در میان آن همه بندگانت كه منت گزارده اى بر من منت گزار و از آتش دوزخ نجات بخش و به بهشت همیشگى داخل گردان! به حق رحمت بى پایانت اى مهربان ترین مهربانان.
*و شیخ كفعمى در مصباح و بلدالامین و شیخ شهید در مجموعه از حضرت رسول (ص)نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود: هر كه این دعا را در ماه رمضان بعد ازهرنماز واجبى بخواند, حق تعالى گناهان او را تا روز قیامت بیامرزد, و دعا این است:
اَللّـهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ اَللّـهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقیرٍ، اَللّـهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جائِعٍ، اَللّـهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْیانٍ، اَللّـهُمَّ اقْضِ دَیْنَ كُلِّ مَدینٍ، اَللّـهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ، اَللّـهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَریبٍ، اَللّـهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسیرٍ، اَللّـهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمینَ، اَللّـهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَریضٍ، اللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ، اَللّـهُمَّ غَیِّر سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ، اَللّـهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ وَاَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ .
اى خدا تو بر اهل قبرها نشاط و شادمانى عطا كن; فقیران را بى نیاز گردان; خدایا گرسنگان را سیر گردان; برهنگان را لباس بپوشان; خدا بدهى برهكاران را ادا فرما; سوگواران را دل شاد ساز; خدایا هر غریبى را به وطن باز رسان; هر اسیرى را آزادى بخش; خدایا فسادگران در كار مسلمانان را اصلاح فرما; بیماران را شفا عنایت كن; اى خدا به غناى خود جلو فقر ما را ببند; بدىهاى ما را به خوبى صفات خودت تغییر ده; خدایا دیَن ما را ادا فرما و نادارى ما را به دارایى و بى نیازى بدل گردان كه تو بر هر چیز توانایى.

دوم, كارهایى كه در شب هاى ماه رمضان باید به جا آورد; و آن چند چیز است:
اول: افطار كه مستحب است بعد از نماز, صورت گیرد; مگر آن كه ضعف براو غلبه كرده باشد یا جمعى منتظر باشند.
دوم: با چیز پاكیزه و حلال و به دور از شبهات افطار نماید. و بهتر آن است كه با
خرماى حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد. اگر با خرما, آب, رطب, شیر, حلوا, نبات و با آب گرم, و یا هر كدام از این ها افطار كند, نیز خوب است.
سوم: هنگام افطار دعاهاى وارده در این باره را بخواند; از جمله آن كه بگوید:
اللهم لك صمت و على رزقك افطرت و علیك توكلت(خدایا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار مى كنم و بر تو توكل دارم. تا خدا ثواب هر كسى را كه در این روز روزه داشته است, به او عطا كند, و اگر دعاى اللهم رب النور العظیم را كه سید و كفعمى روایت كرده اند بخواند, فضیلت بسیار یابد.
و روایت شده كه حضرت امیر المومنین على (ع) هر گاه مى خواست افطار كند مى گفت:
بسم الله; اللهم لك صمنا و على رزقك افطرنا, فتقبل منا انك السمیع العلیم.
به نام خدا. خدایا براى تو روزه گرفتیم و به روزى تو افطار كردیم; پس از ما قبول كن, زیرا كه تو شنواى دانایى.
چهارم: هنگام لقمه اول بگوید :
بسم الله الرحمن الرحیم; یا واسع المغفرة اغفر لى
به نام خداوند بخشاینده مهربان; اى كه آمرزش باو گسترده است, بیامرز مرا. تا خدا او را بیامرزد.
و در خبر است كه در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان, خدا هزار هزار كس را از آتش جهنم آزاد مى كند; پس از حق تعالى بخواه كه تو را یكى از آن ها قرار دهد.
پنجم: در وقت افطار سوره قدر بخواند.
ششم: در وقت افطار صدقه بدهد و سپس روزه داران را افطار دهد; اگر چه به چند دانه خرما یا شربتى آب باشد. و از حضرت رسول (ص) روایت شده كسى كه روزه دارى را افطار دهد, مثل اجر آن روزه دار براى وى خواهد بود; بدون آن كه چیزى از آن كم شود. و نیز از آنِ او خواهد بود ثواب كار نیكویى كه به جا آورد آن افطار كرده كه فرمود: موءمنى كه لقمه اى را در ماه رمضان به موءمنى بدهد, حق تعالى براى او اجر كسى را مى نویسد كه سى بندهء موءمن آزاد كرده باشد و نیز از آن او است نزد حق تعالى یك دعاى پذیرفته شده.
هفتم: در هر شب خواندن هزار مرتبه انا انزلناه آمده است.
هشتم: اگر ممكن باشد در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند.
نهم: در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح بخواند.
دهم: در خبر آمده كه هر كس در هر شب از ماه رمضان سوره انا فتحنا را در نمازمستحبى بخواند آن سال حفاظت مى گردد. و از اعمالى كه مستحب است در شب هاى ماه رمضان به جا آورده شود, خواندن هزار ركعت نماز در سرتاسر این ماه است.
و این مطلب را عالمان بزرگ و فقیهان وارسته در كتاب هاى خود اشاره كرده و نوشته اند.

سوم: كارهاى مربوط به سحرهاى ماه مبارك رمضان است. و آن چند كار است:
اول: سحرى خوردن, و سحرى را ترك نكند, اگر چه با یك دانه خرماى زبون یا
یك لیوان آب باشد. و بهترین سحرها سویق یعنى قاووت و خرما است. و در خبر آمده كه حق تعالى و ملائكه صلوات مى فرستند بر كسانى كه در سحرها استغفار مى كنند, و سحوى مى خورند.
دوم: سوره انا انزلناه در وقت سحرها بخواند, كه هر كس این سوره را
در وقت افطار كردن و سحر بخواند گویى ثواب كسى را دارد كه در راه خدا در خون خود بغلتد.
سوم: بخواند دعاى شریفى را كه از حضرت امام رضا(ع) نقل شده كه
فرموده اند: این دعایى است كه حضرت امام محمد باقر(ع) در سحرهاى ماه رمضان (دعاى سحر)مى خواندند.
برداشت از تبیان
التماس دعا

|

نشانه هاى ظهور
هر رويكرد جهانى كه در عرصه ى گيتى تحقق يافته و مى يابد ناگزير از نشانه هايى است. بويژه رخدادهايى كه توسط پيامبران الاهى خبر داده شده است. در اين ميان حركت جهانى امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ از اين قانون مستثنى نبوده و از نشانه هايى برخوردار است تا بشريت متوجه نزديك شدن و يا فرا رسيدن آن شوند.
از وحى پيرامون زمان دقيق ظهور حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا فداه ـ سخنى نرسيده است بلكه دستور داده اند كه هرگاه كسى زمانى را تعيين كرد، او را تكذيب كنيد ليكن براى آمدن آنحضرت نشانه هايى بيان فرموده اند كه برخى از آن علائم حتمى شمرده است. به اين معنا كه پس از تحقق اين امور ظهور آن امام قطعى است كه پنج علامت مى باشند. برخى اندكى پيش از ظهور، برخى چند ماه بعد از آمدن آنحضرت و برخى اندكى پيش از قيام نجات بخش آنحضرت پديدار مى شود.
امام امير مؤمنان على ـ عليه السلام ـ فرموده اند: آنچه كه بطور حتم پيش از قيام قائم تحقّق خواهد يافت، بپا خاستن سفيانى و فرو رفتن گروهى در زمين بيدا و كشته شدن نفس زكيه و فريادى كه از آسمان بلند شده و خروج فردى از يمن است.
ساير علائمى كه در اين مورد بيان شده قابل تغييرند حتّى پر شدن زمين از ظلم. اگر چه تحقّق اين مطلب قريب به حتم است امّا رواياتى از معصومين ـ عليهم السلام ـ وارد شده كه اگر همه ى مردم دعا كنند امر غيبت به انتهاء (پر شدن زمين از ظلم و جور) نمى رسد. اين خود حكايت از غير حتمى بودن اين نشانه ها دارد.
ممكن است چنين تصور شود كه آمدن سفيانى دربرگيرنده ى ظلم و جور فراوانى است! در جواب مى گوييم: اين در صورتى است كه مدّت سلطنت او طبق روايات نُه ماه طول بكشد وليكن نُه ماه طول كشيدن حكومت وى نيز غير حتمى است و ممكن است در آن بداء شده([1]) و زمان حكومتش يك ماه يا كمتر طول بكشد و آنچه حتمى است تنها قيام است. بلكه برخى در مورد محتوم بودن همين پنج علامت نيز بيانى دارند كه وقوع اين رويدادها حتمى نيست بلكه علامت بودن آنها براى ظهور حتمى است. بدين معنى كه اگر اينها واقع شود حتماً ظهور و قيام آنحضرت را در پى داشته و اين امر تخلّف ناپذير است ولى ممكن هست اينها نيز اتّفاق نيفتد و در اصل وقوع اينها بداء حاصل شود چنانچه حضرت جواد ـ عليه السلام ـ حتمى بودن خروج سفيانى را تأييد نموده و سپس بداء را در آن ممكن مى شمارد([2]) و از ديگر سوى رواياتى اشاره به ناگهانى بودن امر فرج كرده و هم چنين شيعه را به انتظار لحظه بلحظه فرا مى خواند، كه مى بايست تحقّق اين امر در هر لحظه حتى در صورت عدم به وقوع پيوستن نشانه هاى حتمى، امكان پذير باشد.
خروج سفيانى
همانگونه كه ذكر شد پديد آمدن سفيانى از نشانه هاى حتمى ظهور مى باشد امام باقر ـ عليه السلام ـ در تفسير آيه شريفه (ثمّ قضى أجلا وأجل مسمى عنده) فرمودند:
انّهما أجلان، أجل محتوم لا يكون غيره، أجل موقوف للّه فيه المشيّة لا واللّه انّ أمر السفياني من المحتوم([3]).
آن دو مهلت است يكى حتمى و ديگر غير حتمى كه مشيت الهى در آن كارگر خواهد بود. به خدا قسم كار سفيانى حتمى است.
در بين حديث شناسان اتفاق نظر وجود دارد كه اين فرد از فرزندان ابو سفيان است و به همين جهت او را سفيانى مى گويند.
اميرالمؤمنين على ـ عليه السلام ـ مى فرمايند:
يخرج ابن آكلة الأكباد من الوادي اليابس وهو رجل رَبْعة وحش الوجه ضخم الهامة بوجهه أثر جدري إذا رأيته حسبته أعور اسمه عثمان وأبوه عنبسة وهو من ولد أبي سفيان حتّى يأتي ارضا ذات قرار و معين فيستوى على منبرها([4]).
فرزند زن جگرخوار از بيابان خشك خروج مى كند و او مردى چهارشانه با چهره اى وحشتناك است. داراى سرى بزرگ و در چهره اش نشان زخمى چركين ديده مى شود وقتى او را مى نگرى گويى يك چشم ندارد. نامش عثمان و پدرش عنبسه و از فرزندان ابو سفيان است. حركتش را تا سرزمينى كه داراى آرامش و آب خوش گوار ]كوفه[ است ادامه مى دهد و بر فراز منبر آن مى نشيند.
خروج سفيانى قبل از قيام امام ـ ارواحنا فداه ـ واقع مى شود.
ادامه دارد....
التماس دعا
منبع عکس از وبلاگ در انتظار گل نرگس
علايم و نشانه هاى حتمى ظهور امام زمان (عج)
علايم و نشانه هاى حتمى، آن است كه به هيچ قيد و شرطى مقيّد و مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود با استفاده از روايات معصومينع علايم حتمى الوقوع عبارتند از:
1ـ امام صادق ع فرمود:
پيش از ظهور قائم (عج) پنج نشانه حتمى است: خروج يمانى و سُفيانى، صيحه آسمانى، قتل نفس زكيّه، و فرو رفتن در بيابان.
2 ـ و نيز در جاى ديگر امام صادق ع فرموده است:
وقوع ندا از امور حتمى است و سفيانى از امور حتمى است و يمانى از امور حتمى است و كشته شدن نفس زكيه از امور حتمى است و كف دستى كه از افق آسمان بيرون مى آيد، از امور حتميه است.
و اضافه فرمود:
و نيز وحشتى در ماه رمضان است كه خفته را بيدار مى كند و شخص بيدار را به وحشت انداخته و دوشيزگان پرده نشين را از پشت پرده بيرون آورد.
3 ـ حضرت على ع از رسول خدا ص روايت نموده كه فرمود: ده چيز است كه پيش از ظهور به وقوع خواهد پيوست.
1ـ سفيانى
2 ـ دجّال
3 ـ دخان
4ـ دابّه
5 ـ خروج قائم
6 ـ طلوع خورشيد ازمغرب
7 ـ نزول عيسى
8 ـ خسوف در مشرق
9 ـ خسوف در جزيرة العرب
10 ـ آتشى كه از مركز عدن شعله مى كشد و مردم را به سوى بيابان محشر هدايت مى كند.
ادامه دارد...
التماس دعا

مهم ترین وظیفه دانش پژوهان حوزه و دانشگاه درباره «انتظار فرج » آن بخش های فرهنگی و اعتقادی و اخلاقی یاران وجود مبارك ولی عصر(عج) است. یك وظیفه عمومی است كه همگان، هر كسی كه منتظر ظهور آن حضرت است باید آن وظیفه را تحصیل كند و یك سلسله وظائف خاص است. آن وظائف عمومی را همه شما در محافل دیگر شنیده اید. امّا آن وظائف خاص؛ بخشی مربوط به نیروی است، بخشی هم مربوط به اهل دین و دانش . اینك با هم مطالبی را از نظر می گذرانیم که بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) در خصوص وظایف منتظران ظهور است.
آمادگی دفاعی نیروهای رزمی
تكلیف خاص آنها درباره انتظار فرج
آن بخشی كه مربوط به نیروهای رزمی است، همان است كه طبق آن روایت معروف وجود مبارك امام صادق (ع) فرمود : هر كدام از شماها قبل از ظهور آن حضرت خود را مهیا كند، "و لیعد احدكم قبل خروجه و لو بسهم". آنجا لقب پر بركت قیام را اسم می برد كه ما از آن با ضمیر(خروجه) یاد كردیم. فرمود: قبل از ظهور آن حضرت هر كسی خود را آماده كند، ولو با یك تیر ! برای اینكه یا فرمان جهاد صادر می شود، یا لاأقل می خواهد از خودش دفاع بكند. این نیروی رزمی، این بسیجی بودن، این با تیر آشنا بودن؛ وظیفه كسانی است كه در خط مقدّم انتظار به سر می برند در بخش های نظامی.این ولو با یك تیر خودش را آماده بكند، نشانه آن است كه وجود مبارك حضرت، دشمنان فراوانی دارد؛ بالأخره این دشمنان از هر طرف حمله می كنند و یاران حضرت هم باید از هرطرفی دفاع بكنند.
وظیفه مخصوص حوزویان و دانشگاهیان درباره انتظار فرج
امّا آن وظیفه مخصوص حوزویان و دانشگاهیان كه كارهای فرهنگی به عهده آنهاست، و رسالت های اعتقادی و اخلاقی و فقهی را به عهده دارند؛ این است كه منتظر باشند تا وجود مبارك حضرت بیاید و دلها را پر از بی نیازی كند. حضرت چند تا كار می كند، كار جهانی. یكی همان عدل گستری است كه یملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً (1)، كه كمتر كسی این روایت ها را نشنیده باشد. یعنی وجود مبارك حضرت كه آمدند، جهان را پر از عدل و داد می كنند. امّا آنچه كه مهم تر از عدل و داد بیرونی است آن است كه روح استغنا و بی نیازی را در دلهای پیروانش زنده می كند. به یملأ الله سبحانه و تعالی قلوب امّتی من الاستغنا. دلهای پیروان ما را پر از بی نیازی می كند.باور نزدیكی خدای سبحان به انسان
لازمه كسب مقام« استغنا »
یك كسی كه چشمش به جیب زید است و كیف عمرو؛ این نه عالم می شود، نه فقیه می شود، نه منتظر حضرت ! این كاسب در می آید؛ حواستان جمع باشد. كاسب هرگز منتظر حضرت نیست ! یك ملّتی مستقل است كه مستغنی باشد، ملّتی مستغنی است كه خودكفا باشد. هم بفهمد كه همه قدرتها از ناحیه خداست، للّه جنود السّموات و الأرض (2). این را باید بفهمد؛ نه تقلیداً، كه تحقیقاً؛ یك. باید بفهمد ما بنده اوئیم و او خدای ماست، دلیلی ندارد با او رابطه نداشته باشیم !! فاصله ای نیست بین ما و او، محجوب هم كه نیستیم، درمانی هم كه ندارد، راه را هم كه نبسته است، مرتب هم دعوت كرده؛پس چه دلیلی دارد كه ما با او رابطه نداشته باشیم ؟! او كه فرمود : و نحن اقرب الیه من حبل الورید(3)، فرمود : اذا سألك عبادی عنّی فانّی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان (4)، اینكه فرمود : وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ (5)، اینكه فرمود : و هو معكم این ما كنتم(6)؛ اینكه فرمود : من خدای شمایم، شما بنده منید؛ هر چه می خواهید از من بخواهید، از دیگری نخواهید.و لذادلیلی ندارد ما از غیر او بخواهیم، و دلیلی ندارد به او نزدیك نشویم !! خودش دعوت كرده. دلیلی ندارد كه ما این لباس ] لباس روحانیّت [ را لباس كسب قرار بدهیم؛ حیف است ! آن كه به فكر مرید بازی است، به فكر جمع زید و عمرو است؛ او نه منتظر حضرت است، نه حضرت به او اعتنا می كند!
كسی منتظر حضرت است كه روح بی نیازی داشته باشد. البتّه ادب سر جایش محفوظ است، ما همه را احترام می كنیم؛ ادب یك مطلب دیگر است، امّا جیب زید و كیف عمرو را نگاه كردن، این روحیه گدائی با امامت پروری سازگار نیست، با انتظار او سازگار نیست. این روایت را حتماً طلبه ها بیشتر بخوانند كه فرمود : وجود مبارك حضرت كه آمد، یملأ قلوب امّة جده غناً. پر از بی نیازی می كند؛ روح گدائی را بر می دارد. آنوقت، این می شود منتظر راستین.
به ما نگفتند : راه چشم دوزی مردم را ببندید و جای دیگر را نبینید ! به ما گفتند : جیب مردم را نگاه نكن، ل لّه خزائ ن السّموات و الأرض (7)را نگاه كن. آن فراوان است، نزدیك هم هست، به تو می دهد. فرمود : اینجا را نگاه بكن ! اگر ملّتی اینچنین شد،سعی می كند مشكل خودش را حل بكند. حضرت اوّل آدم درست می كند، بعد مستقل می كند. اوّل استغنا، بعد استقلال. این شعارهائی كه ما می گوئیم : استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی؛ یعنی جمهوری اسلامی اوّل به آدم استغنا می دهد، روح بی نیازی می دهد، بزرگواری و عزّت و احترام می دهد؛ یك ملّت بزرگوار، هم مستقل است، هم آزاد. و وجود مبارك ولی عصر (أرواحنا فداه) اوّل روح بی نیازی می دهد، بعد مستقل می كند.
وجود مبارك حضرت كه آمد، یملأ قلوب امّة جده غناً. پر از بی نیازی می كند؛ روح گدائی را بر می دارد. آنوقت، این می شود منتظر راستین
بی نیازی در دو بخش
« اقتصادی » و « معرفتی »
بی نیازی هم دو قسم است؛ یك بی نیازی اقتصادی است كه اگر ما به این هم برسیم، برای ما خیلی مغتنم است كه این حدأقل بی نیازی است. یك بی نیازی اخلاقی و معرفتی است كه آن نصیب گروهی از انسانها می شود. بی نیازی اقتصادی فعلاً برای ما اصل است، یعنی ما روی پای خودمان بایستیم. همه چیز داشته باشیم، منتها از خود. در هیچ امر به بیگانه وابسته نباشیم؛ این چیز خوبی است. همه وسائل رفاهی را داشته باشیم، منتها از خود ؛ نیازی به بیگانه نداشته باشیم. این حدأقل استغناست ! آن استغنائی كه بهره گروهی از انسانها می شود، آن این است كه به ما فرمودند : انسان اگر از چیزی بی نیاز باشد، بهتر از آن است كه به وسیله او بی نیاز بشود. البتّه این هم گفتنش سخت است، هم دركش سخت است، و هم عملش سخت تر ! درك و گفتار و بحثش صعب است، عملش مستصعب.حقیقت بی نیازی در رفتار و گفتار عمیق حضرت امیر (ع)
یك وقتی وجود مبارك حضرت امیر به عسل مصفّای خوش رنگ نگاه كردند، فرمودند : خیلی خوشرنگی، ولی نمی دانم مزّه ات چیست ! با اینكه خاورمیانه در اختیار حضرت امیر بود آن 5 سالی كه حاكم بود؛ چون امپراطوری ایران هم تسلیم شده بود، امپراطوری روم هم تسلیم شده بود، خاورمیانه كشوری نبود كه زیر مجموعه حكومت حضرت امیر نباشد ! در صدر اسلام البتّه آنها اسلام نیآورده بودند، ولی بعد از فتوحات همه مسلمان شدند ! استاندارهای حضرت امیر در آذربایجان بودند، در كرمان بودند، در اهواز بودند.در آن بحبوحه قدرت فرمود : از چیزی بی نیاز باشی، بهتر از آن است كه به وسیله آن بی نیاز باشی. چون كسی كه مستغنی از شیء است، این مظهر خداست. آنكه مستغنی به شیء است، این فقیر است. چون ما یك (فقیر) داریم، یك (مستغنی) داریم، یك (غنی).

فقیر مجموعه دو تا سلب است، مستغنی مجموعه یك سلب و یك ایجاب است، و غنی مجموعه دو تا ایجاب است. فقیر به كسی می گویند كه نیازمند باشد، یك. چیزی كه نیاز او را بر طرف كند نداشته باشد، دو. این دو تا نقص دارد؛ مستغنی یك نقص دارد كه نیازمند به چیزی هست، یك. چیزی كه مشكل او را و نیاز او را برطرف بكند، دارد. به این می گویند : مستغنی. غنی آن است كه اصلاً نیاز ندارد؛ شریف تر از آن است كه محتاج باشد ! آن فقط ذات أقدس له است كه انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی (8). بندگان صالح كه مظهر خدای غنی هستند، سعی می كنند استغنائك عن الشیء خیر من استغنائك به را فراهم بكنند كه این هم نصیب گروهی از انسانها می شود. ولی حدأقلش این است : یك ملّتی مستغنی باشد، روی پای خودش بایستد. هر چه را می خواهد، خودش داشته باشد؛ این یك كمالی است.
غنی آن است كه اصلاً نیاز ندارد؛ شریف تر از آن است كه محتاج باشد ! آن فقط ذات أقدس له است كه انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی (8)
وجود مبارك حضرت اوّل استغنا در ملّت ایجاد می كند، بعد استقلال و آزادی. و این استغنا هم یك وصف نفسانی است؛ لذا در روایات ظهور آن حضرت آمده است كه دلهای امت اسلامی را پر از استغنا می كند. یملأ قلوب امّه جدّه من الاستغنا. آنوقت چنین ملّت بی نیازی اهل رشوه نیست، اهل عشوه نیست، اهل تجاوز نیست؛ نه به مال مردم تعدّی می كند، نه به حقوق دیگران؛ تا اینكه به دستگاه قضائی یا پلیسی مراجعه كند و رشوه بدهد، بخواهد مشكل خودش را حل كند ! قهراً عدل و داد عالمگیر می شود. وقتی عدل گسترده می شود كه بی نیازی قبلاً حاصل شده باشد.
وجود مبارك حضرت كاری می كند كه مردم بی نیاز بشوند. نه در اثر ثروت، چون آنها كه غنی ترند كه محتاج ترند ! غالب این فسادها هم از متكاثران است. آنهایند كه اهل تعدّی اند، آنهایند كه اهل قاچاقند، آنهایند كه اهل احتكارند، آنهایند كه اهل كم فروشی اند، آنهایند كه اهل گرانفروشی اند، آنهایند كه اهل رشوه اند ! اینچنین نیست كه اگر كسی وضع مالی اش خوب باشد، ملكات فاضله نصیبش شده باشد !! بالأخره آنها اگر بدتر از دیگران نباشند، مثل دیگرانند. عمده،روح بی نیازی است كه حضرت افاضه می كند، بعد عدل را عالمگیر می كند.
وجود مبارك حضرت كاری می كند كه مردم بی نیاز بشوند. نه در اثر ثروت، چون آنها كه غنی ترند كه محتاج ترند ! غالب این فسادها هم از متكاثران است. آنهایند كه اهل تعدّی اند، آنهایند كه اهل قاچاقند، آنهایند كه اهل احتكارند، آنهایند كه اهل كم فروشی اند، آنهایند كه اهل گرانفروشی اند، آنهایند كه اهل رشوه اند
شباهت ظهور حضرت ولی عصر (عج)
با برپائی صحنه قیامت
حالا چگونه انسان،منتظر آن حضرت است ؟ به ما فرمودند به اینكه منتظر باید باشید، و وظیفه ما هم هست، دعا هم باید بكنیم؛ و حضرت هم ظهورش معلوم نیست در چه وقت است، هم كیفیّت ظهورش نظیر جریان قیامت،ناگهانی است. اینجا دو تا مسئله هست؛ یكی اینكه وقت مشخص نیست، نمی شود وقت تعیین كرد، ما هر لحظه باید منتظر باشیم. یكی اینكه حضرت هم دفعتاً ظهور می كند، مثل قیامت كه فتأتیه م بغتهً فتبهتهم (9).قیامت اینطور است؛ دفعتاً كه می آید، آدم را مبهوت می كند. بهتان را هم كه بهتان می گویند، برای اینكه آدم كاری را كه نكرده، به آدم نسبت بدهند؛ آدم مبهوت می شود ! كه من این حرف را نزدم، چرا به من نسبت می دهند. قیامت هم آدم را مبهوت می كند، ظهور حضرت هم آدم را مبهوت می كند. ما باید آماده باشیم برای پرورش آن استغنا.اگر تمرین نكنیم؛ حالا حضرت ظهور كرد، چگونه این ملكات را یك شبه ما فراهم می كنیم؟!
چگونگی گسترش عدل و داد جهانی
در عصر ظهور حضرت ولی عصر (عج)
از اینجا معلوم می شود كه وظیفه حوزویان، مخصوصاً كسانی كه حافظان قرآنند و در خدمت قرآن و عترت اند، این رسالت و این تعهد،بیشتر سنگینی می كند. و آن این است كه می دانید همه انبیاء و اولیاء آمدند، همه گزارش دادند؛ مخصوصاً عترت طاهرین (ع) كه گفتند : جهان را ذات أقدس اله به وسیله مهدی موعود (ع) پر از عدل و داد می كند. اوّلاً حكومت، حكومت اسلامی خواهد شد؛ البیعه للّه(10) در چهره پرچم حضرت نوشته خواهد شد.با این گسترش صنعت و تكنولوژی و علم و آدم كشی و قانون جنگل، چه جوری بشر پر از عدل و داد می بیند جهان را ؟! حضرت چه قدر می كشد ؟ حالا بر فرض الآن ظهور كرد، الآن تقریباً نزدیك 7 میلیارد بشر است؛ چه قدر اینها را می كشد ؟! شما عراق می روید، آنجور است؛ افغانستان می روید، آنجور است؛ فلسطین می روید، آنجور است؛ شمالتان می روید، آنجور است؛ جنوبتان می روید، آنطور است. غرب و شرق را هم كه می بینید، ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت اید ی النّاس(11). حضرت چه قدر را می كشد ؟! حالا بر فرض 1 میلیارد را كشت، مگر اصلاح می شود ؟! تازه ترور شروع می شود. كشتن و جنگ كردن و از بین بردن یكی از كارهای كوچك آن حضرت است. مگر با كشتن،جهان اصلاح می شود ؟!
بالاتر رفتن عقل و فرهنگ مردم
در عصر ظهور منجی موعود (عج)
آن كار مهمی را كه حضرت می كند، و همگان باید در آن مسیر گام برداریم، مخصوصاً حوزویان و دانشگاهیان؛ این است كه وجود مبارك حضرت كه ظهور كردند؛ حالا یا خود حضرت دستی به رئوس مردم آن روز می كشند به اذن الله، یا كلمه وضع یده، ضمیر به الله بر می گردد؛ خدای سبحان دست لطف، دست بی دستی روی سر مردم می كشد كه تكمل به احلامهم و عقولهم(12). فرهنگ مردم بالا می آید، عقل مردم بالا می آید، علم مردم بالا می آید؛ آنوقت از آن به بعد اداره كشور آسان است. اگر این ایران كه الآن 70 میلیون جمعیت دارد، غالب اینها در حد حوزویان و دانشگاهیان بودند ، اداره كشورمان آسان بود ! این همه پلیس 110 و بگیر و بزن و ببند و قاچاق مواد قاچاق و اعتیاد و ... نیست.
هر چه عقل مردم، علم مردم، درك مردم بالاتر بیاید، فساد كمتر می شود. مهم ترین كار حضرت این است كه عقل مردم را بالا می برد، نه تنها علم مردم را ! آنهائی كه عاقلند، از علمشان حداكثر بهره صحیح را می برند. دیگر با تكنولوژی و با علم به فكربمب اتم سازی نیستند! آنكه عاقل است به دنبال این كار نمی رود؛ به دنبال مواد مخدّر وخانه فساد و اعتیاد و استعمار و استثمار و استحمار و اینها نمی رود ! عاقل، راه خودش را می بیند، مسیر دیگران را هم نمی بندد.
اگر چنانچه وجود مبارك حضرت بیاید، با عنایت الهی فرهنگ مردم، عقل مردم را بالا ببرد، 313 تا شاگرد هم مثل امام داشته باشد، اصلاح جهان آسان است. این بزرگوار یك نفره این عظمت را ایجاد كرده ! 313 شاگرد مثل امام داشته باشد؛ قسمت مهم این است. البتّه كسی بخواهد در برابر حكومت اسلامی مقاومت كند، آسیب می بیند. امّا اینچنین نیست كه با شمشیر پیش برود ! شمشیر هم هست، مثل صدر اسلام.
هر چه عقل مردم، علم مردم، درك مردم بالاتر بیاید، فساد كمتر می شود. مهم ترین كار حضرت این است كه عقل مردم را بالا می برد، نه تنها علم مردم را ! آنهائی كه عاقلند، از علمشان حداكثر بهره صحیح را می برند. دیگر با تكنولوژی و با علم به فكربمب اتم سازی نیستند! آنكه عاقل است به دنبال این كار نمی رود؛ به دنبال مواد مخدّر وخانه فساد و اعتیاد و استعمار و استثمار و استحمار و اینها نمی رود ! عاقل، راه خودش را می بیند، مسیر دیگران را هم نمی بندد.
درصدر اسلام قسمت مهم كاری كه وجود مبارك پیغمبر و حضرت امیر (سلام الله علیهما) كردند؛با آن سخنرانی ها و سنّت و سیرت نورانی؛ عقل مردم را آوردند بالا. مردم را به وفاق ملّی رساندند، متّحد كردند، آن فاصله های اوس و خزرج برداشته شد، مردم عاقل شدند. عاقل كه شدند، آن خونریزی ها وغارتگری ها از بین رفت.
شكوفائی عقل و بالا بردن فرهنگ اعراب تحت تربیت پیامبر اكرم (ص)
حضرت فرمود: شما یادتان است؛ پدران تان یا خود شماها از سوسمار نمی گذشتید ! این عرب سوسمار خوار را حضرت طوری تربیت كرد كه فرمود : در حال احرام از آهو باید صرف نظر كنی !! گفتند : چشم. لا تقتلوا الصّید و انتم حرم (13). حالا یك عرب غارتگر سوسمار بخور را اینجور كرده كه از آهو می گذرد ! این آهو را باید در تاریخ می شنید كه آهو یعنی چه !! حالا و لیبلونّكم ب ش یء م ن الصّ ید تناله ایدیكم و ر ماحكم (14)؛ ولی در عرفات، در مشعر، در منا، در حرم خدا، در حال احرام یا غیر احرام در حال حرم دست به اینها نزنید، عرض كردند : چشم. اینهائی كه كارشان خونریزی بود، اوس و خزرج؛ اینهائی كه كارشان سوسمار خوری بود، می رفتند به شكار سوسمار؛ حالا از آهو می گذرند ! آنوقت چنین ملّتی،هم توانست امپراطوری ایران را رام بكند، هم امپراطوری روم را در غرب رام بكند، و خاورمیانه را یكجا مسلمان بكند.درصدر اسلام قسمت مهم كاری كه وجود مبارك پیغمبر و حضرت امیر (سلام الله علیهما) كردند؛با آن سخنرانی ها و سنّت و سیرت نورانی؛ عقل مردم را آوردند بالا. مردم را به وفاق ملّی رساندند، متّحد كردند، آن فاصله های اوس و خزرج برداشته شد، مردم عاقل شدند. عاقل كه شدند، آن خونریزی ها وغارتگری ها از بین رفت.
بعد از رحلت آن حضرت متأسفانه چون ارتدّ النّاس عن الو لایه بعد النّبی(15)، دیگر به این روز سیاه رسید. و گرنه وجود مبارك حضرت آمد ومردم را عاقل كرد. مرحوم شیخ مفید (رض) در امالی نقل می كند :در یك سفری هنگام ظهر كه شد، وجود مبارك حضرت سر به آسمان كرد، فرمود الآن زالت الشّمس، موقع نماز ظهر است؛ آماده شدند برای نماز.فرمود: می دانید اسلام شما را از كجا به كجا آورد ؟! كنّا رعاه البلوص رنا الیوم رعاه الشّمس (16). فرمود : مردم ! ما و شما قبلاً مواظب بودیم این شترهایمان كی می آیند كه بدوشیم، یا كی می آیند كه بخوابانیم اینها را، یا كی می آیند كه تیمار بكنیم؛ ما شتربان بودیم، الآن شمس بانیم. مواظبیم كی شمس از دائره نصف النّهار زائل می شود كه با خدایمان گفتگو بكنیم !! آن كجا، این كجا ! ما را از نظر به شتر به نظر به شمس رسانده، ما را از زمین به آسمان برده.
لزوم برقراری ارتباط مستمر با مبدأ ربوبی
به منظور كسب ملكات فاضله
و وجود مبارك حضرت هم كه ظهور كرد، همان روحیه پیغمبر اسلام را دارد. ما هم كه منتظریم، منتظر یك همچنین مكتب ایم ! اما اینها كه یك شبه حاصل نمی شود؛ ظهور حضرت ناگهانی است، امّا پیدایش این ملكات فاضله تمرین مستمر می طلبد. هر لحظه مواظب خودمان باشیم؛ گفتارمان، رفتارمان. ما خیلی چیز نیاز داریم،به ما گفتند : همه اینها از راه حلال فراهم می شود، منتها خودتان را تعدیل كنید، قانع باشید؛ به مقدار لازم بخواهید، نه به مقدار هوس ! و دلیلی ندارد كه با او رابطه نداشته باشید. او خودش را خدای ما معرفی كرده، و ما را هم دعوت كرده. فرمود : راه باز است، هیچ مانعی هم نیست.عالمگیر شدن نور علم و عقل
در سراسر زمین با ظهور منجی موعود (عج)
و حضرت این ملكات را می آورد؛ حالا شما فرض كنید الآن حضرت ظهور كرده و به خواست خدا،7 میلیارد بشر روی كره زمین را عاقل كرده است،آنوقت احیای یك حكومت جهانی خیلی سهل است.آنوقت آیات فراوان قرآن كریم كه بر حضور مبارك حضرت تطبیق شده است، مثل و اشرقت الأرض بنور ربّها (17)؛ این آیه تطبیق شده است به زمان ظهور آن حضرت، كه زمین با نورانیّت آن حضرت روشن می شود، زمین با ظهور آن حضرت روشن می شود. زمین با علم روشن می شود، با عقل روشن می شود، نه با برق !منجی بشری و خاتم اوصیاء
از خاندان عصمت و طهارت (ع)
و این از آرزوهای اصیل انبیاء و اولیای گذشته است، حتّی آرزوی خاندان عصمت و طهارت؛ در روایات فراوان وجود مبارك حضرت امیر (ع) به وجود مبارك پیغمبر (ص) عرض می كند : یا رسول الله ! این مصلح جهانی كه می آید، آخرین حرف را می زند،از ماست یا از غیر ماست ؟! منّا ام من غیرنا ؟! فرمود : از ماست. و اسم مباركش، اسم من است؛ لقب مباركش فلان است و وجود مباركش یختم الله به الدّین (18) ! من آخرین دین را آوردم، ولی آخرین اجرایش به عهده اوست. او می آید، حرف ما را اجراء می كند.آنوقت در زیارت جامعه كه بكم فتح الله و بكم یختم (19)معنای جامع پیدا می كند. هم در نظام تكوین، بكم فتح الله و بكم یختم؛ هم در نظام تشریع و قانونگذاری و مسأله دین.بنابراین وجود مبارك حضرت همیشه به اذن خدا به حالات ما نظر دارد، علم دارد و دلیلی هم ندارد ما با او رابطه نداشته باشیم ! امام ماست، ما هم مأموم اوئیم، ما را هم دعوت كرده اند؛ وقتی ما با پیغمبرمان، با حضرت امیر؛ بالاتر از همه با ذات أقدس اله می توانیم رابطه بر قرار كنیم، دلیلی ندارد كه خودمان را از آن حضرت جدا بدانیم و محروم بدانیم ! همین كه آن شوق در ما پیدا شده است، از این فرصت باید حداكثر استفاده را ببریم.
تنظیم شده توسط آقامیری
بخش دین و اندیشه تبیان
پاورقی ها
ـــــــــــــــــــــــــ(1) وسائل الشیعه / 16 / 241
(2) فتح / 4 و 7
(3) برداشت از : ق / 16
(4) بقره / 186 وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ و چون بندگانم درباره من از تو پرسش كنند (بگو) من نزدیكم و دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند اجابت مىكنم، پس به فرمان من گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد كه راه یابند.
(5) واقعه / 85 وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ و ما به آن (جان شما) از شما نزدیكتریم ولى شما به چشم بصیرت نمىنگرید.
(6) حدید / 4
(7) منافقون / 7
(8) فاطر / 15
(9) انبیاء / 40
(10) برداشت از : كمال الدین / 2 / 654
(11) روم / 41
(12) برداشت از : كافی / 1 / 25
(13) مائده / 95
(14) مائده / 94
(15) برداشت از : بحار الأنوار / 34 / 274
(16) الأمالی للمفید / 136
(17) زمر / 69
(18) برداشت از : بحار الأنوار / 51 / 84
(19) مفاتیح الجنان / زیارت جامعه كبیره
منبع برداشتی:تبیان
التماس دعا
علايم ظهور حضرت مهدى (عج)
وقت ظهور آن حضرت براى هيچ كس جز خداوند متعال معلوم نيست و كسانى كه وقت ظهور را تعيين مى كنند، دروغگو شمرده شده اند ولى علايم و نشانه هاى بسيارى براى ظهور آن حضرت در كتابهاى حديث ثبت شده است كه ذكر تمام آنها از حوصله اين مجموعه خارج است .
علايم ظهور به دو دسته كلى تقسيم مى شوند علايم حتمى و علايم غير حتمى چنانكه فضيل بن يسار از امام باقر ع روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:
نشانه هاى ظهور دو دسته هستند يكى نشانه هاى حتمى و ديگرنشانه هاى غير حتمى، خروج سفيانى از نشانه هاى حتمى است كه راهى جز آن نيست.
منظور از علايم حتمى آن است كه به هيچ قيد و شرطى مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود مقصود از علايم غير حتمى آن است كه حوادثى به طور مطلق و حتم از نشانه هاى ظهور نيست بلكه مشروط به شرطى است كه اگر آن شرط تحقق يابد مشروط نيز متحقق مى شود و اگر شرط مفقود شود مشروط نيز تحقق نمى يابد.
اما علايم غير حتمى بسيارند كه به يك روايت از امام صادق ع اكتفا مى كنيم كه در اين روايت چنان روى علايم و مفاسد انگشت گذارده شده كه گويى اين پيشگويى مربوط به 13 يا 14 قرن پيش نيست بلكه مربوط به همين قرن است و امروز كه بسيارى از آنها را با چشم خود مى بينيم، قبول مى كنيم كه به راستى معجزه آساست .
امام صادق ع در اين روايت به 119 نشانه و علامت از علايم ظهور اشاره مى كند ما در اينجا فقط به ذكر برخى از آن مواد 119 گانه اشاره مى نماييم.
حضرت صادق ع به يكى از يارانش فرمود:
1 ـ هرگاه ديدى كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند
2 ـ ديدى كه ظلم وستم فراگير شده است
3 ـ و ديدى كه قرآن فرسوده و بدعت هايى از روى هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است
4 ـ و ديدى كه دين خدا(عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند
5 ـ و ديدى كه كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند
6 ـ وديدى كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند
7 ـ و ديدى كه شخص بدكار دروغ مى گويد و كسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى كند
8 ـ و ديدى كه بچه ها به بزرگان احترام نمى گذارند
9 ـ و ديدى كه قطع پيوند خويشاوندى شود
10 ـو ديدى كه بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد
11 ـ و ديدى كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان مى كنند
12 ـ و ديدى كه زنان با زنان ازدواج كنند
13 ـ و ديدى كه انسانها اموال خود را به غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود
14 ـ و ديدى كه افراد با كار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى برند
15 ـ و ديدى كه مدّاحى دروغين از اشخاص زياد مى شود
16 ـ و ديدى كه همسايه همسايه خود را اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود
17 ـ و ديدى كه كافر به خاطر سختى مؤمن شاد است
18 ـ و ديدى كه شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداى متعال نمى ترسند
19 ـ و ديدى كسى كه امر به معروف مى كند، خوار و ذليل است
20 ـ وديدى كه آدم بدكار در آنچه خداوند دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است
21 ـ و ديدى كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند
22 ـ و ديدى كه مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى كنند
23 ـ و ديدى كه جرأت بر گناه آشكار شود و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد
24 ـ و ديدى كه مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش
25 ـ و ديدى كه واليان در قضاوت رشوه بگيرند
26 ـ و ديدى كه پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى
27 ـ و ديدى كه مردم را از روى تهمت و يا سوء ظن بكشند
28 ـ و ديدى كه شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است
29 ـ و ديدى كه همسايه از ترس زبان به همسايه احترام مى گذارد
30 ـ و ديدى كه حدود الهى تعطيل مى شود و طبق هوى و هوس عمل مى شود
31 ـ و ديدى كه معاش انسان از كم فروشى به دست مى آيد
32 ـ و ديدى كه مرد به خاطر دنيايش رياست مى كند
33 ـ و ديدى كه نماز را سبك شمارند
34 ـ و ديدى انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است
35 ـ وديدى كه دلهاى مردم سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است
36 ـ و ديدى كه بر سر كسبهاى حرام آشكارا رقابت مى كنند
37 ـ و ديدى نماز خوان براى خود نمايى نماز مى خواند
38 ـ و ديدى مردم در اطراف قدرتمندانند
39 ـ و ديدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد
40 ـ و ديدى در مكه و مدينه كارهايى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود
41 ـ و ديدى كه به فقير چيزى دهند كه به او بخندند ولى در غير خدا ترحّم است
42 ـ و ديدى كه مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند
43 ـ و ديدى كه عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند
44 ـ و ديدى كه پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد
45 ـ و ديدى كه اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است
46 ـ و ديدى كه قدرتمندان غذاى عمومى مردم را احتكار كنند
47 ـ و ديدى كه اموال خويشان پيامبر ص (خمس) در راه باطل تقسيم مى گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود
48 ـ و ديدى كه همّ و هدف مردم شكمشان و شهوتشان است
49 ـ و ديدى كه صدقه را با وساطت ديگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند
50 ـ و ديدى كه نشانه هاى برجسته حق ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.
شرایط ظهور امام زمان (عج)
مقصود از شرايط ظهور، همان شرايطى است كه تحقق روز موعود متوقف بر آنها است و گسترش عدالت جهانى به آنها بستگى دارد و مى توان تعداد اين شرايط را چنين دانست.
شرط اول:
وجود طرح و برنامه عادلانه كاملى كه عدالت خالص واقعى را در برداشته باشد و بتوان آن را در هر زمان و مكانى پياده كرد و براى انسانيت سعادت و خوشى به بار آورده و تضمين كننده سعادت دنيوى و اخروى انسان باشد. روشن است كه بدون چنين برنامه و نقشه جامعى، عدالت كاملا متحقق نخواهد شد.
شرط دوم:
وجود رهبر و پيشواى شايسته و بزرگ كه شايستگى رهبرى همه جانبه آن روز را داشته باشد.
شرط سوم:
وجود ياران همكار و همفكر و پاسدار در ركاب آن رهبر واحد براى پياده كردن جهانى آن اهداف بلند. ويژگيهايى را كه اين افراد مى بايست واجد باشند، در همين شرط نهفته است زيرا اين افراد بايد داراى خصوصيات معينى باشند تابتوانند آن كار مهم را انجام دهند و گرنه هر گونه پشتيبانى كفايت نمى كند .
شرط چهارم:
وجود توده هاى مردمى كه در سطح كافى از فرهنگ و شعور اجتماعى و روحيه فداكارى باشند. تا در نخستين مرحله موعود گروه هاى اوليه پيروان حضرت مهدى (عج) را تشكيل دهند زيرا آن افراد با اخلاص درجه يك كه شرط سوم با وجود آنها محقق مى شود، گروه پيشرو جبهه جهانى هستند .
لازم به ذكر است كه شرايط چهار گانه فوق مربوط به پياده كردن عدالت خالص در روز موعود است ولى چنانچه نسبت به شرايط ظهور بسنجيم، يكى از آنهاكه وجود رهبر باشد، كم مى شود. و سه شرط ديگر باقى مى ماند زيرا معنى ظهور آن است كه فرد آماده قيام در آن روز وجود دارد كه مى خواهد ظاهر شود و با گفتن اين كلمه شرط دوم را ضمنى پذيرفته ايم و خواه ناخواه سه شرط بيشتر باقى نمى ماند .
منبع عکس:راسخون
التماس دعا

چه چيزهايى موجب نزديكتر شدن ظهور امام زمان (عليه السلام) مى شود؟
زمان ظهور امام زمان (عليه السلام) را خدا مى داند و ما در حالى كه بايد زمينه هاى نزديكتر شدن ظهور را فراهم كنيم، نبايد در ظهور تعجيل نمائيم. در دعايى كه در غيبت امام زمان (عليه السلام) آمده مى خوانيم:
« انت العالم غير المعلّم بالوقت الذى فيه صلاح امر و ليك فى الاذن له باظهار امره و كشف سرّه فصبرنى على ذلك حتى لا احب تعجيل ما اخرّت ولا تأخير ما عجلت »
« اى خدا تو دانايى ـ بدون معلم و بدون آنكه كسى به تو خبر داده باشد ـ به وقتى كه در آن صلاح ولىّ تو باشد كه به او اجازه دهى براى آشكار كردن امرش و برطرف كردن پرده او، پس مرا صبر عطا كن تا نخواهم تعجيل آنچه را تأخير نمودى و نه تأخير آنچه را تعجيل كنى. »
امام زمان (عليه السلام) براى برقرارى عدالت در سراسر جهان، ايجاد حكومت واحد جهانى، برافراشتن پرچم توحيد در تمام مناطق كره زمين و حاكميت دين اسلام بر تمامى اديان، ظهور و قيام خواهند فرمود و هر آنچه زمينه تحقق اين اهداف بلند را آماده سازد، موجب نزديكى ظهور حضرت مى شود.
پس برقرارى حكومت اسلامى در جامعه به تحقق اهداف قيام حضرت مهدى (عليه السلام) كمك مى كند و زمينه اى براى ظهور خواهد بود و در نزديكى ظهور نقش دارد.
يكى ديگر از نكاتى كه نقش بالايى در نزديكى ظهور دارد، دعا براى فرج امام زمان (عليه السلام) است.
در توقيعى كه از ناحيه مقدسه توسط «محمد بن عثمان» صادر شده است، امام زمان (عليه السلام) مى فرمايند:
«اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم» براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، كه در آن فرج شما هم هست.
در مورد فرج دعاهاى متعددى در كتب ادعيه (مفاتيح الجنان) آمده است. پس نه تنها بايد براى تعجيل فرج دعا كرد، بلكه زياد بايد دعا نمود، كه دعا موضوعيت دارد و در تعجيل فرج نقش دارد، چون دعا يكى از مقدرات الهى است كه در تغيير قضاى الهى تأثير مى گذارد، در روايتى كه از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است، حضرت مى فرمايند:
« الدعاء يردّ القضاء بعد ما ابرم البراماً فاكثر من الدعاء »
« دعا قضاى حتمى را بر مى گرداند، پس زياد دعا كن. »

ای ایام عزیز بر شما مبارک
التماس دعا داریم

مؤلف كتاب گران سنگ انيس الاعلام مرحوم جديد الاسلام كه يكى از كشيشان مسيحى بوده و از اطلاعات گسترده اى برخوردار بوده است و پس از تحقيقات بسيارحقيقت ناب و هدايت راستين را در مكتب تشيع يافته و بدان مى گرود; مى نويسد: در ميان تمام اقوام و ملل يكتاپرست جهان دو موضوع مورد اتفاق و تاييد همگان است و هيچ كس در آنها خدشه نكرده است: نخست مسئله توحيد و وحدانيت پروردگار هستى و ديگر موعود نجات بخش. در پى اين گفتار برآن شديم تا برخى از احاديث شعيه و سنى پيرامون مهدى آل محمد عليهم السلام را كه در آنها به نام مبارك آن حضرت تصريح شده است، حكايت كنيم تا جلابخش جان افسردگان گردد و كافر پيشه گان را حجت و برهان.
مهدى در روايات اهل تسنن
در مورد امام مهدى در كتب اهل سنّت روايات زيادى وجود دارد كه ما در اين جا از برخى كتب معتبر آنان رواياتى را از نظر مى گذرانيم.
1ـ عن عبداللّه بن عباس قال: قال رسول اللّه [ صلّى اللّه عليه وآله] : إن خلفائي وأوصيائي وحجج اللّه على الخلق بعدي أثنا عشر، أوّلهم أخي وآخرهم ولدي قيل: يا رسول اللّه ومن أخوك؟ قال: عليّ بن أبي طالب قيل: فمن ولدك؟ قال: المهديّ الذي يملؤها قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً. والّذي بعثني بالحقّ بشيراً لو لم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يخرج فيه ولدى المهديّ فينزل روح اللّه عيسى بن مريم فيصلّى خلفه، وتشرق الأرض بنور ربّها ويبلغ سلطانه المشرق والمغرب(1).

رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فرمودند:
جانشينان من و اوصياء من و حجّت هاى خدا بر مخلوقات خدا بعد از من دوازده نفر مى باشند اوّلين آنها برادرم و آخرين آنها فرزندم مى باشد پرسيدند: اى رسول خدا برادرت كيست؟ حضرت فرمودند: على بن ابى طالب ]عليه السلام [سئوال شد فرزندت كيست؟ فرمودند: مهدى است كه زمين را از قسط و عدل پر مى كند بعد از آنكه از جور و ظلم پر شده باشد. قسم به خدائى كه مرا از روى حق و براى مژده دادن مردم برانگيخت اگر از عمر دنيا به جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن يك روز را آنقدر طولانى مى كند تا اينكه در آن فرزندم مهدى ظهور كند و سپس روح اللّه عيسى بن مريم پائين مى آيد و پس پشت سر او نماز مى خواند و زمين به نور پروردگارش روشن مى شود و سلطنت او مشرق و مغرب دنيا را فرا مى گيرد.
2ـ عن حذيفة رضي اللّه عنه قال: قال رسول اللّه [ صلّى اللّه عليه وآله] المهديّ رجل من ولدي، وجهه كالكوكب الدرّي(2). رسول خدا فرمودند: مهدى ـ عليه السلام ـ يكى از فرزندان من است، صورت او مانند ستاره اى درخشان مى باشد. 3ـ عن حذيفة قال قال رسول اللّه [ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم] : يلتفت المهديّ وقد نزل عيسى بن مريم، كأنّما يقطر من شعره الماء، فيقول المهديّ تقدّم صلّ بالنّاس. فيقول عيسى: اما أقيمت الصلاة لك. فيصلّى خلف رجل من ولدي،(3).
رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فرمودند: مهدى ـ عليه السلام ـ مى بيند كه حضرت عيسى بن مريم از آسمان نازل مى شود گويى آب از موهاى سر او مى چكد پس مهدى ـ عليه السلام ـ به او مى فرمايد جلو بيا و با مردم نماز جماعت بخوان (يعنى امام جماعت باش) پس حضرت عيسى به او عرض مى كند آيا نماز براى تو برپا نشده است؟ پس او به امامت فرزندم مهدى نماز مى خواند.
4ـ باسناده عن أبي سعيد الخدري قال: خشينا أن يكون بعد نبيّنا حدث فَأَلْنا نبي اللّهِ صلّى اللّه عليه وسلّم فقال: انّ في أُمّتي المهديَّ يخرجُ يعيش خمساً أو سبعاً أو تسعاً ـ زيدٌ الشاك ـ قال. قلنا وما ذاك؟ قال: سنين قال. فيجيء إليه رجل فيقول يا مهدي: اعطني اعطني قال: فيحثى له في ثوبه ما استطاع أن يحمله(4).
ابو سعيد خدرى مى گويد: ترسيديم كه بعد از پيامبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ حادثه اى رخ دهد پس از آن حضرت سؤال كرديم فرمود: همانا در امّت من مهدى ـ عليه السلام ـ خروج مى كند زندگى مى كند پنج سال يا هفت سال يا نه سال (ترديد از زيد است) گفت: پس گفتيم چه وقت اين اتفاق مى افتد حضرت فرمودند سالهايى بعد; فرمودند: پس مى آيد نزد او مردى و مى گويد اى مهدى به من عطايى كن! پس در لباس او آن قدر مى ريزد كه نمى تواند آنها را حمل كند و ببرد.
5ـ عن أُمّ سلمة قالت: سمعت رسول اللّه [ صلّى اللّه عليه وآله] يقول: «المهديُّ من عترتي من ولد فاطمة»(5).
اُمّ سلمه گفت از پيامبر اكرم شنيدم كه فرمود: مهدى از عترت من است از فرزندان فاطمه ـ سلام اللّه عليها ـ .
6ـ ابى سعيد الخدرى ـ رضى اللّه عنه ـ قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله المهدىُّ منّى، أجلى الجبهة، أقنى الأنف يملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلما، يملك سبع
سنين»(6)
مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از من است پيشانى بلند دارد و بينى كشيده، زمين را از قسط و عدل پر مى كند بعد از آنكه از جور و ظلم پر شود و هفت سال حكومت مى كند.

مهدی در روایات شیعه را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب را بخوانید.
| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
طراح گرافیک : لیلا علی محمدی برداشت از سایت تبیان
|
**** الا که راز خدایی خدا کند که بیایی****

_resize.jpg)









بقیه عکس های زیبا رو در ادامه مطلب مشاهده کنید
التماس دعا
ادامه مطلب را بخوانید.

سفياني مردي سرخ رنگ، بور، چشم آبي، پيشاني پهن و چهار شانه است و صورتي خشن دارد و اثر آبله بر صورتش مشهود است. نقطه سفيدي در چشمش هست که هر که او را ببيند گمان ميکند که کور است در حاليکه اينطور نيست و او خبيثترين مردم است که هيچگاه خدا را نپرستيده است[1]و از نوادگان عثمان و نام پدرش عينيه و يا عنبسه ميباشد.
سفياني به قدري بددل و شکاک وسنگدل است که همسر خودش را که مادر فرزندانش است را زنده به گور ميکند براي اينكه ميترسد جاي او را لو بدهد.[2]
او قبل از خروج با اظهار زهد و بياعتنايي به دنيا و پوشيدن لباسهاي کهنه و مندرس و نان و نمک خوردن و بذل اموال فراوان دلهاي افراد جاهل و اراذل و اوباش و همچنين گروهي از علماي ساده لوح را نيز به خود جذب کرده بدينوسيله طرفداراني پيدا ميکند و از طرفي در اين زمان سرزمين شام هم ميدان تاخت و تاز چندين لشگر با يکديگر هست که معروفترين اين لشگرها، لشگر اصهب و ابقع است و لشگرهاي ديگر احتمالا حاکمان مناطق مختلف شام و مردمان آن سرزمين هستند.
سفياني به قدري بددل و شکاک وسنگدل است که همسر خودش را که مادر فرزندانش است را زنده به گور ميکند براي اينكه ميترسد جاي او را لو بدهد
نشانه هاي خروج سفياني
در اين هرج و مرج است که سفياني در ماه رجب از وادي يابس[3] خروج ميکند و آن سرزميني خشک و بيآب و علف است و تقريبا در حوالي مرز سوريه و اردن قرار دارد. شعار او «يا رب يا رب يا رب ثم النار»[4] و از نشانه هاي خروج او خسف در سمت غربي مسجد دمشق و زلزله و خسف در روستايي در جنوب دمشق به نام جابيه[5] است. پس از خروج تا چندين ماه مشغول مبارزه و درگيري براي از بين بردن نيروهاي مختلف در شام است که همان کافران هستند و در اين زمان به شيعيان کاري ندارد.از امام صادق(ع) پرسيدند: وقتي سفياني خروج ميکند ما چه کار کنيم؟ حضرت فرمودند: مردان چهره خود را پنهان کنند. بر زنان و فرزندان مشکلي نيست و چون بر پنج شهر شام مسلط شد شما بسوي ولي امر خود حضرت مهدي(عج) کوچ کنيد.[6]
سپس کافران آنقدر همديگر را ميکشند تا اينکه سرانجام سفياني بر همه آنها غلبه ميکند و حکومت پنج شهر از شام (فلسطين، اردن، دمشق، قنسرين و حمص)[7] را بدست ميگيرد و در اثر جنگ بين اين سه دسته شام به ويرانه مبدل خواهد شد.
جنايات سفياني
سفياني يک لشگر بسوي عراق و لشگر ديگري به سوي حجاز ميفرستد. لشگري که بسوي عراق ميرود در قرقيسيا با لشگري از کافران روبرو ميشود و جنگ بزرگي بين اين دو گروه ستمگر در ميگيرد که به قولي صد هزار و به قولي ديگر شصت هزار کشته بر جاي ميگذارد. اين حادثه پديده اي را بوجود ميآورد که تا آن هنگام چنين رخدادي براي زمينيان و آسمانيان بوجود نيامده و تا زمانيکه آسمان و زمين هست چنين اتفاقي نخواهد افتاد. کسي از آسمان طلوع ميکند و صدا ميزند: اي پرندگان آسمان و اي درندگان زمين! بشتابيد و خود را از گوشت ستمگران سير کنيد.[8]
امير المومنين(ع) در خطبهاي ميفرمايند:
سفياني بخاطر بغض و کينه و عداوتي که با آل محمد(ص) دارد هر کس را بيابد که نام او محمد، علي، فاطمه، حسن، حسين، جعفر، موسي، فاطمه، زينب، مريم، خديجه، سکينه و رقيه باشد به قتل ميرساند تا جاييکه افرادش را به شهرها ميفرستد و بچههاي کوچک و اطفال خردسال را پيش او جمع ميکنند و او دستور ميدهد تا روغن زيتون را به جوش آورند و آن بچه هاي کوچک به او ميگويند اگر پدران ما با تو مخالفت ميکنند گناه ما چيست؟ او اعتنا نميکند و هر کس که آن نامها را داشته باشد ميجوشاند.[9]
سفياني پس از تثبيت حکومتش شروع به دشمني و کينه ورزي نسبت به شيعيان کرده و فجايع وحشتزا و مرگباري را بوجود ميآورد به گونهاي که امام صادق عليه السلام در اين زمينه ميفرمايد: «منادي او ندا ميدهد که هر کس سر يک تن از شيعيان را بياورد هزار درهم پاداش اوست و در اين هنگام همسايه به همسايه حمله برده و ميگويد اين شخص از شيعيان است پس گردن او را ميزند و هزار درهم جايزه ميگيرد»[10]
سپس عراق را وحشت فراوان فرا ميگيرد و پس از آن وارد زوراء -که همان بغداد است، ميشوند و دست به کشتار وسيعي ميزنند. امام صادق(ع) در اين رابطه ميفرمايند: تا سه روز همه چيز را مباح اعلام مي کند و شصت هزار نفر را ميکشد و خانه هايشان را ويران ميکند و بعد از آن تا هجده روز اموال آنان را بين خود تقسيم ميکنند[11]
سپس به طرف کوفه و نجف ميروند و هزاران دختر باکره را به اسارت ميگيرند ولي پيش از آنکه بلايي سرشان بياورند سپاه يماني و خراساني همانند دو ناجي سر ميرسند و اسيران را از چنگ آنان خلاص کرده و آنها را به قتل ميرسانند بطوريکه حتي يک نفر از آنها هم زنده نميماند
سپس به طرف کوفه و نجف ميروند و هزاران دختر باکره را به اسارت ميگيرند ولي پيش از آنکه بلايي سرشان بياورند سپاه يماني و خراساني همانند دو ناجي سر ميرسند و اسيران را از چنگ آنان خلاص کرده و آنها را به قتل ميرسانند بطوريکه حتي يک نفر از آنها هم زنده نميماند.
اما لشگري که بسوي حجاز ميرود وقتي که به مدينه ميرسد تا سه شبانه روز در مدينه قتل و غارت انجام ميدهند[12]
و به قدري فجايع وحشتناک در آنجا بوجود ميآورند که ناگفتني است و بنابر بعضي از نقلها از فاجعه حره سنگينتر است.[13] پس از آن بسوي مکه ميروند تا به مبارزه با حضرت مهدي بپردازند. وقتي به سرزمين بيداء که در ميان مکه و مدينه قرار دارد ميرسند زمين آنها را با تمام ابزار و ادوات به امر خدا به کام خود فرو ميبرد و فرو رفتن آنها سريع و بيصدا اتفاق ميافتد و از آن لشگر فقط دو نفرباقي ميمانند که صورتهايشان به پشت برگشته تا نشانهاي از عذاب الهي باشند و اين دو نفر به نامهاي بشير و نذير بوده که بشير اين خبر را به امام زمان ميرساند و نذير هم به سفياني و سپس لشگريان سفياني و لشگريان حضرت ولي عصر(عج) در کنار درياچه طبريه به يکديگر ميرسند و جنگ سختي بين طرفين در ميگيرد و تمام لشگريان سفياني نابود ميشوند و فقط خودش باقي ميماند که حضرت او را نيز در کنار درياچه طبريه زير درختي گردن ميزند و جهاني را از شر فتنهاش آسوده ميکند. بدين ترتيب قضيه سفياني تمام ميشود.
تنظيم شده توسط موسوي
بخش دين و انديشه تبيان
پي نوشت ها
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- علامه مجلسي، ملا محمد باقر ؛ بحار الانوار، بيروت، موسسه الوفا، 1404، ج 52، ص 206 و 254
النعماني، محمد بن إبراهيم ؛ كتاب الغيبه، تحقيق: فارس حسون كريم، قم، أنوار الهدى، 1422، چاپ اول، ص 318
[2] -صافي گلپايگاني، لطف الله ؛ منتخب الاثر في الامام الثاني عشر، قم، مکتبه المرجع الديني آيه الله العظمي الصافي الگلپايگاني، 1428 ه ق، چاپ دوم، ج 3، ص 98
کوراني عاملي، علي ؛ معجم احاديث الامام المهدي، قم، مؤسسه المعارف الإسلاميه، 1411، چاپ اول، ج 3، ص 470
شيخ صدوق ؛ کمال الدين، ج 2، ص 651، باب 57، ح 14
[3]- بحار الانوار، همان ، ج 52، ص186
[4] -معجم احاديث الامام المهدي، همان، ج 3، ص 470
[5]- النعماني، محمد بن إبراهيم، كتاب الغيبه، تحقيق: فارس حسون كريم، قم، أنوار الهدى، 1422، چاپ اول، ص 149
، علي بن موسي، الملاحم و الفتن، ترجمهي: نجفي، محمد جواد، تهران، اسلاميه، 1360هـ.ش، ص 164
بحار الانوار، همان ، ج 53، ص 208 و 269
[6] -کوراني عاملي، علي ؛ عصر ظهور، قم ، كتب الإعلام الإسلامي، 1408، ص 115
بحار الانوار، همان ، ج 52، ص272
[7] -بحار الانوار، همان ، ج 52، ص 206
[8] -مجلسي، ملا محمد باقر، مهدي موعود، ترجمه علي دواني، تهران، دار الکتب الاسلاميه، ص 1026
[9] -يزدي حائري، علي، الزام الناصب في اثبات الحجت الغائب، بيروت، اعلمي، 1984 م، چاپ پنجم، ج 2، ص 199
[10] -شيخ طوسى، محمد بن الحسن ؛ الغيبه، قم، مؤسسه معارف اسلامى، 1411 هجرى قمرى، ص 450
بحار الانوار، همان ، ج 52، ص 215 و 219
[11]- منتخب الاثر في الامام الثاني عشر، همان، ج 3، ص425
[12] -شيخ طبرسي، فضل بن حسن ؛ تفسير مجمع البيان، بيروت، موسسه اعلمي للمطبوعات، 1415، چاپ اول، ج 8، ص 228
ثعلبي ؛ تفسير الثعلبي ، إمام أبي محمد بن عاشور، مراجعه وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، بيروت، دار الاحياء التراث العربي، 1422، چاپ اول، ج 8، ص 95
[13] - الملاحم و الفتن، همان، ص 59
سایت تبیان

فرارسیدن ۱۳ رجب میلاد مسعود وفرخنده مولی الموحدین امیر المومنین حیدر کرار علی (ع) را به تمام شیعیان جهان تبریک میگوییم

همزمان با میلاد حضرت علی(ع) مراسم اعتکاف مسلمانان در این ایام آغاز میشود
مارا از دعای خیر محروم نسازید
|
| ||||||||||||||||||||||||
|
در این برنامه الفتپور با بیان اینکه برای شناسایی موسوی باید سه فرآیند فعلی، گذشته نزدیک و گذشته دور را به صورت همزمان بررسی کنیم، اظهار داشت: در مورد گذشته قبل از انقلاب ایشان که کسی جرأت حرف زدن ندارد اما من به دو مورد اشاره میکنم که اولی گرفتن تائیدیه ساواک برای عضویت در هیئت علمی دانشگاه بود و دیگری اینکه آقای موسوی در سال 53 و در اوج فعالیتهای انقلاب خانواده خود را به آمریکا فرستاد البته جالب است که اقای کروبی هم گفته که ما هیچ سابقه انقلابی از موسوی پیدا نکردهایم.
حامی احمدینژاد در ادامه به عملکرد موسوی در فرهنگستان هنر اشاره کرد و گفت: در چند سال گذشته هیچ برنامهای که متناسب با افکار و مواضع امام خمینی و انقلاب باشد،در این مجموعه انجام نشده در حالی که نظرات امام در خصوص مقوله هنر کاملا مستند و روشن است.
وی با بیان اینکه موسوی نه در خصوص سکوت 20 ساله بلکه در مورد اظهارات سه ماه اخیر خود باید پاسخگو باشد ادامه داد: سوالات زیادی در خصوص سکوت 20 ساله موسوی وجود دارد در 8 سال دولت اصلاحات و زمانی که حادثه کوی دانشگاه روی داد، به رهبری توهین شد، نمایندگان مجلس ششم تحصن کردند، وزیر خارجه دولت اصلاحات به آمریکا نامه نوشت و ... آقای موسوی احساس خطر نکرد.
در ادامه این برنامه طباطبایی حامی موسوی اظهار داشت: در این جلسه میخواستم از خاتمی صحبت کنم چون هر جا که از احمدینژاد حرف میزنیم ما را متهم به تخریب و تمسخر میکنند.
عضو شورای مرکزی حزب مشارکت با بیان اینکه باید بر مبنای واقعیات صحبت کرد، اظهار داشت: با توجه به انتقادات زیادی که هر روز به عملکرد موسوی در دوران نخستوزیری مطرح میشود، باید بگویم که ایشان با نظر حضرت امام خمینی(ره) کار میکردند و حمایت امام(ره) از موسوی کاملا مستند و غیرقابل انکار است.
طباطبایی در ادامه با اشاره به مباحث مطرح شده در خصوص نامه دولت اصلاحات آمریکا گفت: کسانی که آن نامه را ارسال کردند بر اساس نظر مقامات عالیرتبه نظام انجام وظیفه میکردند و جالب است که علیرغم حذف گسترده مدیران دولتی در دولت نهم آن افراد همچنان به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی سیاست خارجی حضور دارند که یکی از آنها آقای صادق خرازی است و به نظر درست نمیرسد که به خاطر رقابت سیاسی و جمع کردن چند رای بیشتر هر ارزشی را زیر سوال برد.
به گزارش ایرنا، در ادامه این برنامه صفارهرندی اظهار داشت: من میخواهم چند مورد دیگر از نتایج عملکرد فرهنگی این دولت را بازگو کنم؛ در اثر فعالیت دولت نهم ما شاهد تشکیل صفهای طولانی در مقابل سینماها هستیم و همین فیلم اخراجیها به اندازه دو سوم کل فروش فیلمهای سال 82 فروخته است، یعنی در دوران تساهل و تسامح آقایان، کل فروش سینما در یک سال 12میلیارد بود اما اخراجیها در دو ماه 8 میلیارد فروش داشته است.
وی افزود: یکی دیگر از نتایج عملکرد دولت نهم افزایش تعداد سالنهای سینما و تئاتر در سطح کشور بود که این مورد در تمام سالهای انقلاب بیسابقه است.
این فعال دانشجویی در ادامه با بیان اینکه در خصوص بحث مطبوعات باید یک بحث تاریخی را بررسی کنیم، خاطرنشان کرد: در زمان نخستوزیر موسوی سه روزنامه اصلی کشور توسط یاران غار ایشان اداره میشد ولی روزنامه رسالت که در برخی از روزها از سیاستهای اقتصادی موسوی انتقاد میکرد، به دلیل افشای یکی از تخلفات دولت به دادگاه کشیده شد و جالب است بدانید که زمانی که موسوی تریبونها را در اختیار داشت با لحنی بسیار تند با منتقدین برخورد میکرد و شاهد این مدعا هشدار وی به مخالفین خود است.
صفارهرندی در ادامه به فضای بسته دوران هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و گفت: وضعیت این دوران که کاملا مشخص است و همه میدانند که بعد از هر انتقادی باید منتظر خطبههای نماز جمعه و ابراز تاسف و یا گریه آقای هاشمی در آن زمان باشند، در دوران خاتمی نیز با اینکه فضا بازتر شده بود اما در سال 77 آقای لاریجانی به دلیل پخش یک انتقاد از دولت در صدا و سیما از جلسه هیئت دولت اخراج شد.
وی در ادامه گفت: آقای موسوی اواخر فروردین ماه در کرمانشاه درآمد نفتی دولت را 270 میلیارد دلار اعلام کرد اما 4 روز بعد در ورامین آن را 300 میلیارد دلار دانست در این صورت یا دولت نهم در طول 4 روز 30 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته که انصافا تلاش برای تغییر این دولت عاقلانه نیست و یا اینکه آقای موسوی در کرمانشاه یا ورامین دروغ گفته است. اما من می گویم که وی در هر دو مورد دروغ گفته چون درآمد نفتی دولت نهم بر اساس گزارشهای مستند داخلی وخارجی 211 میلیارد دلار بوده است.
حامی احمدینژاد در ادامه با انتقاد از صداقت موسوی اظهار داشت: آیا صداقت به این معنی است که ادعا کنیم 20 سال سانسور شدهایم در حالی که اسناد دعوتهای مکرر رسانهها برای مصاحبه با ایشان و پاسخ منفی وی به این درخواستها کاملا وجود دارد؛ پس درود بر این صداقت.
صفارهرندی در ادامه اظهارات خود به برخورد انضباطی با دانشجویان اشاره کرد و گفت: اولا که در این زمینه خط قرمزی به نام قانون وجود دارد که اگر اجحافی بر اساس آن صورت گرفته باشد ما نیز اعتراض میکنیم اما سوال این است که آیا برخوردهای نظامی فقط در سال 88 محکوم است. چرا در سال 82 که خانم زهرا رهنورد چند دانشجوی دانشگاه الزهرا(س) را به دلیل مخالفت با دعوت شیرین عبادی به این دانشگاه تا آستانه اخراج از دانشگاه پیش برد، کسی به آن اعتراض نکرد؟
مهدوی در ادامه به تبرئه موسویان از اتهام جاسوسی هستهای در دادگاه جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت: علیرغم اینکه موسویان تبرئه شده بود، احمدینژاد بارها در سخنرانیهای خود به این موضوع و اتهام جاسوسی هستهای اشاره کرده است ولی ای کاش مهرورزی دولت نهم در مقابل ملوانان انگلیسی و رکسانا صابری شامل حال دانشجویان ایرانی نیز میشد.
حامی میرحسین موسوی به عملکرد فرهنگی دولت نهم اشاره کرد و گفت: خوشحالیم که دولتی در 2 سال و نیم معادل 8 سال دولت اصلاحات درآمد داشته است، تعداد سالنهای سینما و تئاتر را افزایش داده و در این زمنیه از وی تشکر میکنیم.
مهدوی در ادامه با انتقاد از عملکرد فرهنگی دولت نهم گفت: در سینمایی که فیلم داریوش مهرجویی توقیف میشود، مسلما دهنمکی میتواند فیلم میلیاردی بسازد آنهم با هزینه یک و نیم میلیاردی و حمایتهای دولتی؛ اما خوب است که بدانیم رکورد فروش سینمای ایران همچنان در اختیار گنج قارون است.
وی در ادامه با اشاره به دو بار توقیف روزنامه شرق توسط دولت نهم اظهار داشت: شمردن روزنامههای حامی اصلاحات که جزو عملکرد فرهنگی دولت محسوب نمیشود بلکه باید آمار نشریات توقیفی و تعطیل شده را نیز مد نظر قرار داد.
در ادامه این مناظره الفتپور به اظهارات قبلی خود اشاره کرد و گفت: در زمان اصلاحات و در حوادثی مانند دانشگاه هاوایی، عدم بازگشت 6 میلیارد به خزانه، قرارداد ننگین سعد آباد، هدیه 7 هزار سکه غیرقانونی، خرید زمین و ویلا در خارج از کشور، اخراج 5 هزار نفر از بدنه دولت و .. چرا آقای موسوی احساس خطر نکرد؟
وی در ادامه به نامه حضرت امام(ره) در خصوص نهضت آزادی اشاره کرد و گفت: برخی عکس امام(ره) را بالای سر خود میزنند اما برعکس امام(ره) رفتار میکنند اما خوب است که جرات داشته باشند و بگویند که با نهضت آزادی معامله کردهایم.
حامی احمدینژاد در ادامه به عملکرد فعلی موسوی و حامیان وی اشاره کرد و گفت: سوال ما این است که آیا ستاد موسوی به رایاولیها 10هزار تومان پرداخت کرده است یا خیر؟ محمود دولتآبادی ضدانقلاب چرا از موسوی حمایت میکند؟ سازمان مجاهدین چرا در حمایت از موسوی بیانیه صادر میکند؟
الفتپور در ادامه گفت: آیا در زمان پخش فیلم انتخاباتی شما حامیانتان سوت و کف نمیزدند؟ آیا شاخه ایثارگران ستاد شما به فرماندهان بسیج 10 هزار تومان پرداخت نکرده است؟ آیا حامیان شما به جای شهادت از رحلت جانگداز برای حضرت زهرا(س) استفاده نکردهاند؟ آیا حامیان شما مانتوی سبز در کشور پخش نمیکنند؟
طباطبایی در ادامه این مناظره با اشاره به تبلیغات و هزینههای تبلیغاتی موسوی گفت: ما میخواهیم پوستر چاپ کنیم ولی هنوز پولش نرسیده است .
طباطبایی در ادامه با اشاره به سیاست خارجی دولت نهم گفت: چرا عدهای در دولت نهم تصور میکنند تحرک در سیاست خارجی فقط به تعداد سفرها است و این مهم نیست که به کجا سفر میکند؟
وی افزود: تحرک بالای سیاست خارجی دولت نهم سفر به سواحل قمر و جیبوتی است.
عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در ادامه راجع به دروغپراکنی و قطع برق در هنگام سخنرانی تلویزیونی احمدینژاد گفت: در این جا لازم است خاطرهای از آقای بیطرف ذکر کنم. وی میگوید در هنگامی که احمدینژاد با شور و هیجان در تلویزیون صحبت میکرد، ناگهان موبایلش را برداشت و گفت که همین الان به من اس ام اس زدهاند که برق 9 استان کشور قطع شده است، من بلافاصله به جدول قطع برق نگاهی انداختم و به دفتر برق منطقهای کشور تماس گرفتم و دیدم اینگونه نیست.
وی در ادامه با اشاره به هواپیمای تشریفاتی پادشاه برونئی که توسط دولت اصلاحات خریداری شده، گفت: یک هواپیمای تشریفاتی برای دولت خریداری شده بود که تا قبل از استفاده احمدینژاد هر روز سوالهایی از این هواپیما و خرید آن از مردان دولت قبل پرسیده میشد، اما پس از استفاده از آن توسط دولت نهم دیگر هیچ کس سوالی در رابطه با آن نپرسید.
طباطبایی با اشاره به سفر خاتمی به فرانسه و انتقاد احمدینژاد از آن گفت: در سال 78 آقای خاتمی به فرانسه رفت و نخستوزیر وقت فرانسه سفر خود را برای دیدار با خاتمی لغو کرد و روزنامههای فرانسه نوشتند: ژاک شیراک در اقدام غیرمنتظرانه برای استقبال از رئیس جمهور ایران به پایین پلهها آمد و برای اولین بار از قراردادن مشروب روی میز خودداری کردند. این عزت است یا ذلت؟
وی ادامه داد: احمدینژاد نیز برای شرکت در اجلاس فائو به عنوان نخستین سفر اروپایی خود به ایتالیا رفت و همه میدانند در ایتالیا چه پیش آمد و چه استقبال سردی از وی شد.
حاشیه ها:
* پس از اظهارات صفارهرندی در خصوص عدم صداقت میرحسین موسوی در خصوص درآمدهای نفتی دولت نهم، و بیان این جمله که «درود بر این صداقت»، دانشجویان حامی محمود احمدینژاد یکصدا فریاد «درود بر صداقت» سر دادند.
* درخواست دانشجویان حامی میرحسین موسوی از الفتپور برای توضیح درخصوص مساله کردان با پاسخ مثبت حامی احمدینژاد روبرو شد و الفتپور خطاب به دانشجویان حامی میرحسین موسوی اظهار داشت: از کردان دولت خاتمی بگویم یا کردان دولت موسوی؟، از حسین مرعشی فوق دیپلم صحبت کنم یا از دکتر محمد خاتمی؟ که این اظهارات با واکنش دانشجویان حامی میرحسین موسوی و شعار درود برخاتمی همراه شد... منبع: قلم پرس
متن بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع پرشور مردم کرمان
سفرهاى استانىِ آقاى رئیس جمهور و هیئت دولت، جزوِ کارهاى خیلى خوب است. رفتن در میان مردم و حرفها را بىواسطه از زبان آنها شنیدن، خیلى در شکل بخشیدن به انگیزههاى آن کسى که کار متوجه به اوست، تأثیر دارد. البته در کنار این کار، دو چیز را حتماً رعایت کنید: یکى اینکه با یک گفتهى ناسنجیده، توقعى را که قابل برآورده شدن نیست یا بهزودى قابل برآورده شدن نیست، در مردم زنده نکنید، تا تلاقى بین قول و عمل از نظر مردم ناممکن جلوه نکند. دوم اینکه این خدمترسانىها - که کارهاى نقد و نزدیک و شبیه مُسکّن است - نباید موجب شود که شما را از کارهاى زیربنایى و اساسى باز بدارد؛ ما به هر دو کار احتیاج داریم؛ نه باید فقط چسبید به کارهاى زیربنایى و از نیازهاى روزمرهى مردم غافل شد - که این بسیار چیز خطرناکى است - و نه عکسش درست است که ما سرگرم شویم به کارهاى امداد و فورى و اضطرارى، و از آن چیزهایى که نگاه بلندمدتِ ما را اقتضا مىکند، غافل شویم به این دو نکته حتماً توجه شود.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار استانداران سراسر کشور
۱۳۸۴/۱۲/۰۸
رفتارتان باید مردمى، عادلانه و متواضعانه باشد. آقایان! با مردم گرم بگیرید؛ در مقابل مردم تواضع کنید؛ به میان مردم بروید؛ در موارد مقتضى به خانههاى مردم سر بزنید. شکوه استاندارى، شما را هضم نکند؛ بر شما غلبه نکند؛ این بسیار بسیار مهم است. مردم ببینند کسى از خودشان است؛ در این صورت، هیبت استاندار هم بیشتر حفظ خواهد شد. نبادا خیال کنید که اگر کسى منقطع از مردم شد، هیبت بیشترى پیدا مىکند؛ نه، هیبت براى مسئولان خوب است که مردم نسبت به آنها تهیّبى داشته باشند؛ اما این هیبت با رفتار معنوى شما حاصل مىشود. شما وقتى سالمید، وقتى به فکر منافع شخصى نیستید، وقتى راحتِ خودتان را فداى راحتِ مردم مىکنید و وقتى براى خدا کار مىکنید و مخلصانه کار مىکنید، خداى متعال هم محبت و هم هیبت شما را در دل مردم مىاندازد. من دیدهام مسئولانى را که خودشان را از مردم جدا مىکردند، به خیال اینکه این کار، یک شأن و تشخصى است! مردم کمترین اهمیتى به اینها نمىدادند؛ یعنى هیچ عزتى هم در چشم مردم نداشتند. بنابراین، با مردم و در کنار مردم باشید.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار استانداران سراسر کشور
۱۳۸۴/۱۲/۰۸
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|

اللهم صلی على محمد وآل محمد
الطیبین الطاهرین وعجل فرجهم ونصرنا بهم یاكریم وهلك أعدائهم
قرآن کریم در ستایش پیامبر (ص) می فرماید:
انک لعلی خلق عظیم ، به درستی که تو به اخلاق پسندیده و بزرگ آراسته شده ای
سلام بر پیامبری كه دارای خـُلـُق ٍعظیم است .
اخلاقى که عقل در آن حیران است لطف و محبتى بى نظیر، صفا و صمیمیتى بى مانند، صبر و استقامت و تحمّل و حوصله اى توصیف ناپذیر.
اگر مردم را به بندگى خدا دعوت مى کنى تو خود بیش از همه عبادت مى نمایى، و اگر از کار بد باز مى دارى تو قبل از همه خوددارى مى کنى آزارت مى کنند و تو اندرز مى دهى، ناسزایت مى گویند و براى آنها دعا مى کنى، بر بدنت سنگ مى زنند و خاکستر داغ بر سرت مى ریزند و تو براى هدایت آنها دست به درگاه خدا برمى دارى. آرى تو کانون محبت و عواطف و سرچشمه رحمتى.
بعضى از مفسران خلق عظیم پیامبر (ص) را به" صبر در راه حق، و گستردگى بذل و بخشش، و تدبیر امور، و رفق و مدارا، و تحمّل سختی ها در مسیر دعوت به سوى خدا، عفو و گذشت، جهاد در راه پروردگار، ترک حسد و حرص" تفسیر کرده اند، ولى گرچه همه این صفات در پیامبر (ص) بود، ولى" خلق عظیم" او منحصر به اینها نبود.
دین مبین و اسلام ، همواره مسلمانان را به ملایمت و ملاطفت و نرم خویی در رفتار دیگران فرا می خواند و آنان را از درشت کلامی و تند خویی باز می دارد.
پیامبر اسلام(ص) از رحمت ورأفت عام و عطوفت تام بهره مند بود تا جایی که خداوند از وی با عنوان رحمه للعالمین یاد نمود.آن حضرت در برخورد انسانی و محبت به دیگران گوی سبقت را از همگان ربوده است و برای ما الگویی تام و کامل می باشند. در حقیقت، برخورد خوب و رفتار مهربانانه و مداراگرایانه پیامبر (ص) و مسلمانان بعد از ایشان با غیرمسلمانان به ویژه پس از پیروزی بر آنان، یکی از انگیزه های مهم پیشرفت اسلام به شمار می رود.

امیرالمومنین (ع): هیچ دعائى به آسمان نمى رسد، مگر این كه دعا كننده بر محمّد و آل او صلوات بفرستد.
برداشت از سایت تبیان

حادثه کربلا، حادثهای است که دیگر تکرار نمیشود و تنها یکبار در سال 61 هجری قمری رخ داده است. اما این حادثه حاوی درسها و محتوای غنی فرهنگ انسانی از سوی امام حسین (علیهالسلام) و اصحابش میباشد و از سوی دیگر شامل وحشیانهترین اعمال پست و غیرانسانی است که از سوی اردوگاه کفر و نفاق یعنی یزید و یارانش اتفاق افتاده است.
امروز که پس از 1369 سال، این حادثه سینه به سینه و دست به دست به ما رسیده است باید چه کنیم؟ وظیفه ما چیست؟ آیا فقط وظیفه ما اینست كه با فرارسیدن ماه محرم شهر را سیهپوش کنیم و بیرقهای عزا بپا کنیم و لباس مشکی بر تن کنیم و ماتم گرفته و گریه کنیم؟!
در این شکی نیست که برای حفظ و برپایی شعائر الهی باید قطعاً این کارها انجام شود. ولی سوال ما اینست که باید به اینها بسنده شود؟!
پر واضح است که در چنین حادثهای بس عظیم، درسهای بسیاری نهفته است. و بلاشک در آن قیام خونین چیزیهایی نهفته است که فقط منحصر به آن زمان نبوده و آن موارد مربوط به تمامی زمانها میشود.
چقدر روشهای اخلاقی رسول خدا را شناختهایم و به کار میگیریم؟ چقدر پایبند به اصول اخلاقی هستیم؟ تا چه میزان به دنبال اجرای عدالت نبوی هستیم؟ چقدر به احكام و دستورات دین توجه داریم؟ در برپایی نماز چقدر حساسیت داریم؟ چقدر در مورد بدعت گذاریهای در دین حساس هستیم؟ چقدر در مقابل بدعتها میایستیم و با آنها مبارزه میكنیم تا دین از آسیبها در امان بماند؟ و ...
قیام امام حسین(علیه السلام) از چنان عظمتی برخوردار است که در روایات آمده اگر کربلا نبود کعبه باقی نمیماند. چنانکه به کعبه حمله کردند و آن را تخریب نمودند. یعنی اگر قیام امام حسین (علیهالسلام) نبود، اسلام از بین میرفت.
خوردن هر خاکی، حرام است ولی خوردن تربت حرم امام حسین(علیه السلام) اگر به قصد استشفاء باشد، مستحب و خداوند شفای بیماریها را در آن قرار داده است.
سجده بر تربت پاک سیدالشهدا در نماز باعث قبولی نماز میشود و نُه امام معصوم بعد از واقعه کربلا بر تربت حرم امام حسین(علیه السلام) سجده نمودهاند.
بنابر روایات در روز عرفه خدای متعال اول به زائران امام حسین(علیه السلام) نگاه میکند بعد به زائران بیت الله الحرام در صحرای عرفات.
اینها عظمت واقعه کربلا و حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) را میرساند. پس منطقی و عقلانی است که این واقعه بزرگ تاریخ که تنها یک رخداد تاریخی نیست بلکه یک فرهنگ است را بازکاوی نماییم و درسهای موجود در آن را آموخته و عامل باشیم.
امام حسین(علیه السلام) در نامهها و سخنرانیهایشان، انگیزه خود را از قیام ، بیان فرمودهاند. امام، زمانی که به مکه رسیدند برای سران قبایل مختلف؛ نامههایی نوشتند و توسط چهار سفیر آنها را به دست ایشان رساندند؛ چرا كه در آن عصر، نظام به صورت قبیلهای بود. اگر رئیس قبیله چیزی را میپذیرفت، مردم را نیز با خود همراه میکرد و اگر موردی را نمیپذیرفت مردم نیز حق پذیرش نداشتند. پس نامهها به سوی روسای قبایل ارسال شد.
دوست عزیز، ای همشهری و ای هموطن. ای كسی كه عاشق و شیدای حسین هستی و وقتی نام دلربایش را میشنوی از خود بیخود میشوی!اگر میخواهی امام حسین (علیهالسلام) را تجلیل کنی، سنت پیامبر گرامی را زنده کن .
ای خواهر و برادر اگر میخواهی با امام حسین(علیه السلام) همراه شوی در دین بدعت مگذار و با بدعتگذار مبارزه كن و برای ریشهكن شدن بدعتها تلاش كن.
بنا به نقل طبری، یکی از این نامهها توسط سفیر امام "سلیمان بن رزین" برای پنج نفر از سران قبایل شهر بصره که عبارت بودند از: مالک بن مسمع بکری، احنف بن قیس تمیمی، منذر بن جارود عبدی، مسعود بن عمرو ازدی، قیس بن هیثم ارسال شد.(1)
"منذر بن جارود" پس از دریافت نامه، سلیمان، سفیر امام را به همراه نامه تحویل ابن زیاد داد. و ابنزیاد یک شب قبل از حرکت به سوی کوفه، دستور داد سلیمان را گردن زدند.
نامه امام به سران قبایل بصره کوتاه است. اما در دو جمله انگیزه خود را از رفتن به کربلا و قیام خود را بیان میفرماید:
1- "فَانَّ السُّنَّة قد اُمیتَت" یعنی بدرستی که سنت و روش و منشهای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از میان جامعه اسلامی رخت بر بسته است و مرده است.
از رحلت پیامبر زمان زیادی نگذشته است اما دیگر خبری از سنتهای رسول خدا نیست. پیامبر اکرم جامعه نبوی ایجاد کرده بود ولی اکنون تبدیل شده به جامعه اموی و افرادی چون معاویه و یزید حاکمان آن بودهاند.
پیامبر جامعه ارزشی ایجاد کرده و اکنون تبدیل شده به جامعه غیر ارزشی.
پیامبر جامعه ولایی ایجاد کرده بود ولی اکنون به جامعه سلطنتی تبدیل شده و قصر و بارگاه و ثروتاندوزی و ظلم و ستم ایجاد شده است.
پیامبر در مسجد در حضور مردم میفرماید من هیچ اجری از شما نمیخواهم فقط به خاندانم دوستی و محبت ورزید. "لا اسئلکم علیه اجراً الا مودة فی القربی."(2)
ولی آنان با اهل بیت پیامبر چه کردند؟
فدک را از حضرت زهرا(علیهاالسلام) غصب کرده و او را به شهادت رساندند. با امیرالمومنین علی(علیهالسلام) سه جنگ راه انداختند و بعد هم او را در محراب، به شهادت رساندند. امام حسن(علیهالسلام) را نیز به شهادت رساندند و در آخر با امام حسین(علیه السلام) به جنگ برخاستند.
آنان اجر رسالت پیامبر را اینگونه دادند و سنتشکنی کردند.
2- و البِدعَةَ قد اُحییَت؛ (جای عمل به سنت پیامبر) در دین، بدعت و تغییرات ایجاد كردهاند.
امام دومین علت قیام خود را بدعت گذاری در دین اعلام كردهاند.
ایشان احکام را تغییر دادهاند و برخی احکام حلال را حرام و اعمال حرام را حلال اعلام کردهاند. حتی در اذان هم تصرف کرده و آن را کم و زیاد نمودهاند.
امام حسین(علیه السلام) با قیام خود میخواهد، سنتهای پیامبر را زنده کند و مقابل بدعتها بایستد و آنها را از بین ببرد تا دین از خطرات مصون بماند.
امام حسین(علیه السلام) وقتی دیدند که سنت پیامبر از بین رفته و بدعتها جای آن را گرفته، سکوت را جایز ندیده و قیام کردند تا دین الهی را زنده نگه دارد که اگر این کار را نمیکردند معلوم نبود چه بلایی به سر دین میآمد.
پیامبر در مسجد در حضور مردم میفرماید من هیچ اجری از شما نمیخواهم فقط به اهل بیتم مودت و محبت داشته باشید. " لا اسئلکم علیه اجراً الا مودة فی القربی."ولی آنان با اهل بیت پیامبر چه کردند؟
فدک را از حضرت زهرا(علیهاالسلام) غصب کرده و او را به شهادت رساندند. با امیرالمومنین علی (علیهالسلام) سه جنگ راه انداختند و بعد هم او را در محراب، به شهادت رساندند. امام حسن (علیهالسلام) را نیز به شهادت رساندند و در اكنون در سال 61 با امام حسین(علیه السلام) به جنگ برخاستهاند.
چقدر روشهای اخلاقی رسول خدا را شناختهایم و به کار میگیریم؟ در مقابل خانواده، دوستان و مردم چقدر با گذشت و ایثار هستیم؟ چقدر به نیازمندان و فقرا توجه داریم؟ حق همسایهها را چگونه ادا میکنیم؟ چقدر پایبند به اصول اخلاقی هستیم؟ تا چه میزان به دنبال اجرای عدالت نبوی هستیم؟ چقدر به احكام و دستورات دین توجه داریم؟ در برپایی نماز چقدر حساسیت داریم؟ چقدر در مورد بدعت گذاریهای در دین دقیق هستیم؟ چقدر در مقابل بدعتها میایستیم و با آنها مبارزه میكنیم تا دین از آسیبها در امان بماند؟ و ...
دوست عزیز، ای همشهری و ای هموطن. ای كسی كه عاشق و شیدای حسین هستی و وقتی نام دلربایش را میشنوی از خود بیخود میشوی! اگر میخواهی امام حسین(علیهالسلام) را تجلیل کنی، سنت پیامبر گرامی را زنده کن .
ای خواهر و برادر اگر میخواهی با امام حسین(علیه السلام) همراه شوی در دین بدعت مگذار و با بدعتگذار مبارزه كن و برای ریشهكن شدن بدعتها تلاش كن.
امام در نامه خود پس از بیان دو مطلب فوق، راه درمان را نیز میفرمایند که:
"فَإن تَسمعوا قَولی أهدِکُم إلی سَبیل الرّشاد؛ اگر سخن مرا بشنوید شما را به راه سعادت و خوشبختی هدایت خواهم کرد."
لازمه این که در دین بدعت نگذاریم اینست که دین را خوب بشناسیم، و بدانیم که فرمان الهی در احکام دین چیست؟ آنگاه است که درست عمل میکنیم. وقتی چهارچوب دین را شناختیم، وقتی سنتهای رسول خدا را آموختیم، دیگر جایی برای بدعت و کارهای سلیقهای و من درآوردی نمیماند. آنوقت هست كه دقیقا بنا بر دستورات الهی عمل خواهیم كرد.
یادمان باشد که حسینی بودن صرفاً به مشکی پوشیدن و گریه کردن برای آن امام نیست گر چه آن نیز بزرگداشت شعائر الله است بلکه حسینی بودن به نحو اکمل یعنی همانند امام حسین(علیه السلام) عمل کردن و دغدغههای امام را داشتن. چرا که امام در نامه خود پس از بیان دو مطلب فوق، راه درمان را نیز میفرمایند که: "فَإن تَسمعوا قَولی أهدِکُم إلی سَبیل الرّشاد" یعنی اگر سخن مرا بشنوید شما را به راه سعادت و خوشبختی هدایت خواهم کرد.
پینوشتها:
1- تاریخ طبری، حوادث سال 61 .
2- شوری/ آیه ۲۳
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|









